Strict Standards: Declaration of fa_IRDate::calendar() should be compatible with JDate::calendar($format, $local = false, $translate = true) in /home/morourir/public_html/language/fa-IR/fa-IR.localise.php on line 0

Strict Standards: mktime(): You should be using the time() function instead in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 32

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 28

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 120

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 123

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 46

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 106
مرور :: ادبیات - شعر
شنبه, ۳۱ فروردین ۱۳۹۸

اخبار فرهنگی ایسنا

ایسنا

فرهنگی و هنری > ادبیات و کتاب

 حسین چراغی 

 تو که رفتی

 فصل‌ها تمام شد

 نه بارانی آمد در بهار

 نه برف در زمستان

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 7433

 اشعار مارگوت بیگل /ترجمه احمد شاملو

دلتنگی های آدمی را ، باد ترانه ای می خواند
رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیرد
و هر دانه ی برفی به اشکی ناریخته می ماند
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است
از حرکات ناکرده
اعتراف به عشق های نهان
و شگفتی های بر زبان نیامده
در این سکوت حقیقت ما نهفته است
حقیقت تو و من

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 2086

 

یک شاعرانه ی فلسفی

 يزدان كاكايي

 زندگی
کادویی اجباریست
ازجانب دوستی ناپیدا
کارت پستالی رنگارنگ است
ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 3559

احمد شاملو

  همه لرزش دست و دلم
از آن بود که
که عشق
پناهی گردد،
پروازی نه
گریز گاهی گردد.

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 2634

 شعری از امیر مرعشی

ایکاش میتوانستم

لطافت تبسمت را

در گُلی بیابم

و آنرا ، دزدانه چیده

برایت به ارمغان آورم

 

پیوست ها:
دانلود این فایل (For Mitra (1)_4.pdf) ای کاش می توانستم[ ]341 kB
نظرات (0) کلیک ها: 1367

رضا رحيمي

زخم

زخم است

حتا اگر بر پيکري مقدس باشد

از زخم چه انتظاري مي رود

جز چرک و خون

اما ببين

چگونه زخم هايم را

زخم هايت را

زخم ها يمان را بو مي کشند

آن سان که زنبور عسل گل سرخ را

نظرات (0) کلیک ها: 1901

دو شعر از ارمغان بهداروند

دكمه­ هاي پيراهنت را مي­بستم

و گره كراوتت را...

ساقدوش غمگيني هستم

كه در ميدان فردوسي

اسفند دود مي­كند وُ روي سرت نقل مي­پاشد...

 

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 3065


شعری از فرانسیس پونژ

شاعر بزرگ معاصر فرانسوی

ترجمه : شهاب عطائی



ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 3872

  باورت نمی شود از چشمان خیابان بپرس

آرش احمدی طیفکانی

 

 سرم را از آینه بر می دارم

ساعت از صورت صبح گذشته

باورت نمی شود

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 1946

 پرویز حسینی

فانوس

 مزارم شب اول

 فانوس نمی خواهد

  به یاد چشم های تو

 چراغانی می شود!

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 2251

 فالم را نگیر / حمیدرضا عرفانی فر

می‌خواهم با صدایی خیس

بشارتت بدهم

به خیابان‌های شهرمان

که آنطرف پل‌های شکسته

هنوز هم جریان دارند

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 1771

  • شعله ی دوزبانه/ عشق و اروتيسم . اوكتاويو پاز، مترجم : بهروز صفدری
  • نوشتنِ يك كتاب ازكي آغازميشود ؟ چه مدتزماني صرف نوشتنِ آن ميگردد؟ اينها پرسش هايي به -ظاهر ساده اما درواقع پيچيده اند. من اگر بخواهم فقط به ذكرِ وقايعِ بيروني بسنده كنم بايد بگويم نوشتنِ اين اوراق را در اوايلِ مارسِ امسال آغاز و در اواخرِ آوريل به پايان رساندم يعني در عرضِ دوماه. اما حقيقت اين است كه آغازِ اين كتاب به دوره ي نوجوانيِ من برميگردد.
نظرات (0) کلیک ها: 1526

رعد و برق می زنم

مجتبی بهادری فر

باران یلدا، بالای سرم قدم می زند

دلتنگی ام ابری می شود

یک متر بالای پیاده رو

دلم به دریا می زند...


 

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 3033


سریا داودی حموله در نمایشگاه 94 سه کتاب خواهد داشت:

ـ مجموعه شعر«همه ی کلمات در میدان ونک پیاده می شوند»نشرکاکتوس،

ـ مجموعه شعر«در هر کلمه ای آفتابی پنهان است»،نشر الیما،

ـ جلد نخست آنتولوژی شعر شاعران معاصر«کلمات بیش از آدمی رنج می برند»نشر قطره


ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 1957

 

قلقلک

شیرین داودیان


کف دستانم آغشته است.

نگاهش که می کنم ناپدید می شود.

همین که چشمانم را می دزدم قلقلک می دهد

صابون که می زنم کف می کند...

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 1659

کوران / رویا تفتی 

در كوران بوديم وُ نبوديم

براي كوران بوديم و نبوديم

از كوران بوديم و نبوديم

 

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 1840

اتوبوس آبی

حسین چراغی

 کسی از این پله ها پایین نرفت

 کسی از این پله ها بالا نیامد

 هیچکس نمی‌دانست آن کتابفروشی چه شد


ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 2152

 


درد واژه ها

قيصر امين پور


 

 

 

 

 

 

 

 


دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 3172

 


 تعويض پيشاني

شمس آقاجانی

روزي كه سرنوشت­مان را در باغچه پي‌گيري مي‌كردي

گفته بودي اگر سبز شد كه هيچ  وگرنه ....

خلاصه داشتي كارهاي آبي مي‌كردي

و قهوه‌اي روي صورتت پر بود

من داشتم انسان‌شناس بزرگي مي‌شدم

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 3956

گندم نیک آئین

بوی گس سیگار

 

قلبم روزهاست

با همگان دست داده و

خداحافظی کرده

منتها این تن است که درجستجوی عشق

هنوز نگاهش بردستی است که دهانش

بوی گس سیگار می دهد !


نظرات (0) کلیک ها: 2860

 


    

احمد شاملو

 سرماي درون

همه لرزش دست و دلم
از آن بود كه
كه عشق
پناهي گردد،
پروازي نه
گريز گاهي گردد.

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 2935

شعری از گونتر گراس

مقدمه و ترجمه شعر از آلمانی به فارسی : ابوذر کردی

اشاره :

گونتر گراس مُرد . (Günter Grass ist tot ) این تیتر روزنامه ی معروف آلمانی ها ، اشپیگل به تاریخ دوشنبه 13 آوریل 2015 بود . شاید اگر سردبیران نشریات ادبی فارسی زبان بودند ، به دنبال فعل دیگری برای مرگ وی می گشتند ، شاید از فعل وفات کردن ( Sterben  ) یا دیگر هم خانواده ی آن یعنی درگذشتن (Versterben ) استفاده می کردند .

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 1702

سریا داودی حموله

 سه بعدی


 کلمات پهلو گرفتند

دنیا

به تسخیر بادها در آمد

 

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 2661

 خواب زن/ شهین منصوری آرانی

-تنم پیراهنی که در باد تقلا می کند

دست هایم بی عبور  

سوت می کشد سرم

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 1630

        آوازِ کبوتر

    عرشیا عشقی

 آوازِ پرشورِ کبوتری
که نخستین صبحِ بهار
پشتِ پنجرهٔ آشپزخانه می‌خواند...
روشن‌ترین تفسیرِ زندگانی بود...     

نظرات (0) کلیک ها: 1111

 عمران صالحی

( 11 مهر  تولد )

فریـاد نمی زنم

نـزدیک تر می آیم

تا صدایم را بشنوی

نظرات (0) کلیک ها: 4806

بازدیدکنندگان

در حال حاضر 51 میهمان و بدون عضو در حال بازدید از سایت هستند

آگهی متنی

   مسئولیت نوشته ها به عهده ی خود نویسنده است و سایت مرور هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

مهرآوران

 هاست  ، دامنه ، طراحی سایت 

HTTP://MEHRAVARAN.COM

  


 بیست داستان کوتاه از ۱۶ تن از داستان نویسان معاصر

یتhttp://www.epubfa.ir/?p=79

 

 زنان داستان نویس ایران در سایت امازون

با ترجمه امیر مرعشی

https://www.amazon.com/Alive-Kicking-collection-Contemporary-Iranian/dp/1544022727/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1488605449&sr=8-1&keywords=mitra+dava

 

 

مرفی /  بکت / سهیل سمی / ققنوس

 

 

بالزن ها / محمد رضا کاتب / نشر ققنوس .هیلا

 

 

 

با عزیز جان در عزیزیه /  فرخنده اقایی / نشر ققنوس

 

رمان «چرا زن‌ها گریه می‌کنند» نوشته رُنه ژان‌کلو با ترجمه عظیم جابری
نشر افراز . 
 

 

مجموعه چهار جلدی شناختنامه ادبیات ایران

جواد اسحاقیان /  نشر نگاه

 

چرا اخرین درنا باز می گردد

شمس آقاجانی

 

اکواریوم شماره چهار / میترا داور / نشر اموت