Strict Standards: Declaration of fa_IRDate::calendar() should be compatible with JDate::calendar($format, $local = false, $translate = true) in /home/morourir/public_html/language/fa-IR/fa-IR.localise.php on line 0

Strict Standards: mktime(): You should be using the time() function instead in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 32

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 28

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 120

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 123

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 46

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 106
مرور :: ادبیات - اصلا مگر مارگاریتا چه دارد؟
سه شنبه, ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۸

اخبار فرهنگی ایسنا

ایسنا

فرهنگی و هنری > ادبیات و کتاب

 






قصاب و مارگاریتا


اصلا  مگر مارگاریتا چه دارد؟

...

لبخندی دلربا

گام‌هایی که گویی در فضا معلقند

چشمانی پر هیاهو

لبانی آتش‌افروز

...

اما صبر کنید

قصاب یادمان رفت

خب قصاب ساطور را که طبیعتا دارد

چند لاشه آویزان گوسفند

با بع بع‌های واپس‌خورده و سربریده

یخچالی برای انجماد زمان

که خود او هم دوست داشت کمی در آن بود

در این تابستان دیرپا

با آن  حس غریب

که هر روز حوالی  ساعت ده به سراغش می‌آید

...

همه مارگاریتا را در این حد می‌شناسند:

غریبه‌ای دلربا در این محله دلگیر

 هر روز یک ساعت به قلب محله یورش می‌برد

آتشی به پا می‌کند

و باد که شعله‌ها را در دل تمام کاسبان محل پخش می‌کند

بحث یک روز و دو روز نیست

یک ماه تمام است

از این سو به آن سو

با باد در تلاطم یک گیسو

می‌درخشد در چشمان مردان بیسو

...

سهم قصاب هم عبوری کوتاه از پشت دری شیشه‌ایست

یک نیم‌رخ کوتاه که در آرزوی تصویری تمام‌رخ از آن است

گاهی قصاب که مگس‌ها را پرانده

روزنامه صبح را سه بار خوانده

مشتری‌ها را رانده

در قفس ذهن خود شناور مانده

ناگهان این فکر به سراغش می‌آید:

نکند از قصاب محله‌ای دیگر گوشت می‌خرد

امکان ندارد!

نکند مارگاریتا گیاهخوار باشد

او برگ گلی و من خار باشم

شیرین بیان در آب روان

من پرخاش باشم

شعر نگو قصاب!

 مارگاریتا حتما توان خرید گوشت را ندارد

نکند فضای داخلی مغازه او را آزار می‌دهد

اصلا  از این طراحی داخلی زیباتر؟!

این همزیستی زیبا و مسالمت آمیز انسان..گوشت و مرگ!

مارگاریتا حتما دنبال فرصتیست تا او را بیازماید

مگر نه این است که جذابیت مرد در سبیل‌هایش است

و چه کسی مردتر از او در این محله سوسول نشین

نکند..

...

مارگاریتا چند روزیست پیدایش نیست

آخرین بار برقکار او را دیده

بهت زده

دم در خانه‌اش

 یک ران گوسفند

 با روبانی صورتی

یک شاخه گل رز سرخ

و البته یک ساطور

...

سبزی فروش پشیمان است

 کاش آن همه میوه خوب به مارگاریتا نداده بود

آیا مارگاریتا اشعار او در پلاستیک میوه‌ها را خوانده؟

نانوا در به در دنبال اوست

شاید کمی از پول‌های قرض داده شده‌اش را زنده کند

برقکار در حسرت همان فرصت کوتاه در خانه‌اش

یک نوک کوتاه در آشیانه‌اش

نوازشی آشیان‌ساز بر ویرانه‌اش

هنگام تعمیر آیفون تصویری

اما قصاب لبخندی می‌زند

سبیل‌هایش را دست می‌کشد

حرف دلش را آخر زد

گر چه دلش برای ساطور محبوبش تنگ می‌شود

و کسی دیگر در محل به او سلام نمی‌دهد

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

بازدیدکنندگان

در حال حاضر 37 میهمان و بدون عضو در حال بازدید از سایت هستند

آگهی متنی

   مسئولیت نوشته ها به عهده ی خود نویسنده است و سایت مرور هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

مهرآوران

 هاست  ، دامنه ، طراحی سایت 

HTTP://MEHRAVARAN.COM

  


 بیست داستان کوتاه از ۱۶ تن از داستان نویسان معاصر

یتhttp://www.epubfa.ir/?p=79

 

 زنان داستان نویس ایران در سایت امازون

با ترجمه امیر مرعشی

https://www.amazon.com/Alive-Kicking-collection-Contemporary-Iranian/dp/1544022727/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1488605449&sr=8-1&keywords=mitra+dava

 

 

مرفی /  بکت / سهیل سمی / ققنوس

 

 

بالزن ها / محمد رضا کاتب / نشر ققنوس .هیلا

 

 

 

با عزیز جان در عزیزیه /  فرخنده اقایی / نشر ققنوس

 

رمان «چرا زن‌ها گریه می‌کنند» نوشته رُنه ژان‌کلو با ترجمه عظیم جابری
نشر افراز . 
 

 

مجموعه چهار جلدی شناختنامه ادبیات ایران

جواد اسحاقیان /  نشر نگاه

 

چرا اخرین درنا باز می گردد

شمس آقاجانی

 

اکواریوم شماره چهار / میترا داور / نشر اموت