Strict Standards: Declaration of fa_IRDate::calendar() should be compatible with JDate::calendar($format, $local = false, $translate = true) in /home/morourir/public_html/language/fa-IR/fa-IR.localise.php on line 0

Strict Standards: mktime(): You should be using the time() function instead in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 32

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 28

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 120

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 123

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 46

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 106
مرور :: ادبیات - معرفی آلبرتو اسیلوا - ابوذر کردی
شنبه, ۰۲ شهریور ۱۳۹۸

اخبار فرهنگی ایسنا

ایسنا

فرهنگی و هنری > ادبیات و کتاب

نمایش اخبار فرهنگی

خطا
  • خطا در بارگذاری اطلاعات فید

 


معرفی شاعر برنده ی جایزه ی کاموئِش  2014 

آلبرتو داکوستا اِ سیلوا

معرفی و ترجمه ی اشعار از پرتغالی برزیل به فارسی : ابوذر کردی  

 

 

جایزه ی کاموئِش (O Prémio Camões)، جایزه ای فرهنگی است که دو کشور پرتغال و برزیل در سال 1988 بنا نهادند و هر سال این جایزه را به یکی از مؤلفان ، مصنفان کشور های پرتغالی زبان دنیا تقدیم می گردد که در حوزه ی زبان ، ادبیات و فرهنگ پرتغالی تأثیر گذار بوده باشند .

کشور ها و سرزمین های پرتغالی زبان دنیا عبارتند از : پرتغال  و ایالت گالیسیای اسپانیا در قاره ی اروپا ، برزیل در قاره ی آمریکای جنوبی ، موزامبیک ، آنگولا ، گینه ی بیسائو ، کیپ ورد ، سائوتومه و پرینسیب در قاره ی آفریقا ، ماکائو و گوای هندوستان در قاره ی آسیا و تیمور شرقی در قاره ی اقیانوسیه .

در طی بیش از دو دهه فعالیت و حیات این جایزه ی فرهنگی ، شاعران مختلفی از این کشور ها توانسته اند که این جایزه را از آن خویش بکنند ، در سال 2014  نیز چنین اتفاقی رخ داد و یک شاعر از کشور برزیل برنده ی این جایزه شد .

آلبرتو واشکُنسِلوز دا کوستا اِ سیلوا (Alberto Vasconcellos da Costa e Silva ) متولد 12 ماه می 1931 در شهر سائوپائولوی کشور برزیل است . این پیرمرد 83 ساله ی برزیل ، دیپلمات ، شاعر ، مقاله نویس ، مورخ برجسته ی معاصر این کشور است . وی سال ها به عنوان دیپلمات و سفیر در پرتغال ، کاراکاس ونزوئلا ، واشنگتن ، مادرید و رم برای کشور متبوعه ی خویش به انجام وظیفه می پرداخته است .

در سال 2004 ، توسط اتحادیه ی نویسندگان برزیل (União Brasileira de Escritores )به عنوان روشنفکر سال (Intelectual do Ano )برگزیده شد .

و سرانجام در سی ام ماه می 2014 ، وی برنده ی جایزه ی کاموئش شد .

در ذیل سعی کرده ایم دو شعر از وی به صورت گلچین از مجموعه اشعار وی به فارسی ترجمه نماییم .

 

Respiro e Vejo

 

Respiro e vejo. A noite e cada sol
vão rompendo de mim a todo o instante,
tarde e manhã que são tecido tempo,
chuva e colheita. O céu, repouso e vento.

Vergel de aves. Vou entre viveiros,
a caçar com o olhar, passarinhagem
dos pequeninos sóis e das estrelas
que emigram neste céu de goiabeiras.

mas sigo a jardinagem, podo o tempo,
o desgosto do espaço, a sombra e o fogo,
as florações da luz e da cegueira.

E, no dia, suspensa cachoeira,
neste jogo sagrado, vivo e vejo
o que veio em meus olhos desenhado.

 

نفس می کشم و می بینم

نفس می کشم و می بینم .

شب و هرچه خورشید است ،

هر دم برای ویرانی من آمده اند ،

صبح و عصر که زمان را به هم می بافند

چون بارانند که بر خرمن ها می بارند .

آسمان غنوده است

گاه ، بادی می وزد .

 

باغچه ی ماکیان .

به میان جانداران می روم ،

تا با نگاه خود شکاری به چنگ آرم

عقابی که خورشید ها و ستارگان

در نظرش حقیر می آیند

که از آسمان سرخس گون کوچ می کنند .

 

اما من به زراعت ادامه می دهم ،

زمان را هرس می کنم

و اندوه مکان را

و سایه ی آتش را

گل های نور و ظلمت را .

 

و در روز ،

آبشارها  به تعلیق در آمده است

میان این بازی مقدس

می زییم و می بینم

با چنین رگی

که میان چشم هایم نقش بسته است .

 

A Despedida da Morte

 

Falo de mim porque bem sei que a vida
lava o meu rosto com o suor dos outros,
que também sou, pois sou tudo o que posto

ao meu redor se cala, e é pedra, ou, água,
cicia apenas — O teu tempo é a trava
que te impede de ter a calma clara

do chão de lajes que o sol recobre,
este esperar por tudo que não corre,
nem pára e nem se apressa, e é só estado,

e nem sequer murmura: — O que te trazem
é o riso e o lamento, o ser amado
e o roçar cada dia a tua morte,

que não repõe em ti o, sem passado,
ficar no teu escuro, pois herdaste
e legas um sussurro, um som de passos,

uma sombra, um olhar sobre a paisagem,
memória, cálcio, húmus, eis que o mundo
nada rejeita, sendo pobre e triste
no esplendor que nos dá. A madrugada.

 

نقطه پایان مرگ

از خویش می گویم

زیرا خوب می دانم که زندگی

صورتم را با کامجویی های دیگران می شوید ،

اکنون که هستم

و سپس در هر کجا که باشم

 

اطراف من همه چیز آرام است ،

اشیا یاسنگ اند یا آب

و خبری از آتشفشان نیست -

اما زمان تو در اختیار توست

که تو را وا می دارد

تا آرامشی روشن داشته باشی

 

تخته سنگ هایی

که خورشید را پوشانده اند

امیدی برای همگان است

تابا شتاب راه نروند

گام نهند آهسته و پیوسته

و این تنهاترین وضعیت است ،

 

و نه با چنین مورموری : -

که آنچه دیگران به تو می بخشند

خنده و شکایتی بیش نیست

یا عشقی زودگذر

یا جراحتی هرروزه تا آستانه ی مرگ

 

و دو بار برای تو نمی مانم

بدون گذشته ی خویش

در تاریکی تو ریشه نمی دوانم

پس از آنکه مرده ریگ مرا به ارث بردی

آن نجوا را وصیت می کنی

صدای قدم ها را ،

 

یک سایه ، یک چشم برای مرور منظره

خاطره ، کلسیم ، گیاخاک

این جهان است

هیچ کس نمی تواند منکرش شود

فقیر و غمگین بودن

در شکوهی که در آن داده می شود .

بامداد نزدیک است .

 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

بازدیدکنندگان

در حال حاضر 28 میهمان و بدون عضو در حال بازدید از سایت هستند

آگهی متنی

   مسئولیت نوشته ها به عهده ی خود نویسنده است و سایت مرور هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

مهرآوران

 هاست  ، دامنه ، طراحی سایت 

HTTP://MEHRAVARAN.COM

  


 بیست داستان کوتاه از ۱۶ تن از داستان نویسان معاصر

یتhttp://www.epubfa.ir/?p=79

 

 زنان داستان نویس ایران در سایت امازون

با ترجمه امیر مرعشی

https://www.amazon.com/Alive-Kicking-collection-Contemporary-Iranian/dp/1544022727/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1488605449&sr=8-1&keywords=mitra+dava

 

 

مرفی /  بکت / سهیل سمی / ققنوس

 

 

بالزن ها / محمد رضا کاتب / نشر ققنوس .هیلا

 

 

 

با عزیز جان در عزیزیه /  فرخنده اقایی / نشر ققنوس

 

رمان «چرا زن‌ها گریه می‌کنند» نوشته رُنه ژان‌کلو با ترجمه عظیم جابری
نشر افراز . 
 

 

مجموعه چهار جلدی شناختنامه ادبیات ایران

جواد اسحاقیان /  نشر نگاه

 

چرا اخرین درنا باز می گردد

شمس آقاجانی

 

اکواریوم شماره چهار / میترا داور / نشر اموت