Strict Standards: Declaration of fa_IRDate::calendar() should be compatible with JDate::calendar($format, $local = false, $translate = true) in /home/morourir/public_html/language/fa-IR/fa-IR.localise.php on line 0

Strict Standards: mktime(): You should be using the time() function instead in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 32

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 28

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 120

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 123

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 46

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 106
مرور :: ادبیات - شعرهایی از ساموئل بکت
سه شنبه, ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۸

اخبار فرهنگی ایسنا

ایسنا

فرهنگی و هنری > ادبیات و کتاب


 

شعرهایی از ساموئل بکت
ترجمه: فرهاد سلمانیان

هیچ خوابی آنقدر عمیق نیست که من،
صدایت را در آن نشنوم.
حالا دوباره شب های سفید متعلق به من هستند.
بی‌خوابی،
بی‌خوابی شجاعانه‌ای تا سپیده دم...
*
باریکه ای از شن ام که عمرم
چیزی میان آوار و تپه ای شنی بوده است
باران تابستانی بر زندگیم می بارد
بر من، بر زندگیم که از من می گریزد، مرا دنبال می کند
و در روز آغازِ خود پایان خواهد یافت
*
ای لحظه ی گرانسنگ! تو را می بینم
در میان پرده ی لرزان مه
آنجا که دیگر نیازی به گذر از آستان های بلند و پرتکاپوی دروازه ای ندارم
و تا زمانی که تنها دری
باز و باز بسته می شود
زنده خواهم بود.
*
کرکس
گرسنگیِ خویش را می کشد،
میان آسمان ِ
جمجمه ام در تمام آسمان و زمین

در هجوم به لاشه های به پشت افتاده
که دمی بعد باید برای زندگی برخیزند و گامی بردارند

مسخره ی پاره - تنی که شاید هنگامی به کار آید
که از گرسنگی ِ کرکس، آسمان و زمین همچون لاشه ای شده باشند
*
دوست دارم عشقم بمیرد
در گورستان باران بگیرد
و در کوچه هایی که گام برمی دارم،
ببارد
همان عشق گریانی که گمان می کرد مرا دوست دارد

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

بازدیدکنندگان

در حال حاضر 114 میهمان و بدون عضو در حال بازدید از سایت هستند

آگهی متنی

   مسئولیت نوشته ها به عهده ی خود نویسنده است و سایت مرور هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

مهرآوران

 هاست  ، دامنه ، طراحی سایت 

HTTP://MEHRAVARAN.COM

  


 بیست داستان کوتاه از ۱۶ تن از داستان نویسان معاصر

یتhttp://www.epubfa.ir/?p=79

 

 زنان داستان نویس ایران در سایت امازون

با ترجمه امیر مرعشی

https://www.amazon.com/Alive-Kicking-collection-Contemporary-Iranian/dp/1544022727/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1488605449&sr=8-1&keywords=mitra+dava

 

 

مرفی /  بکت / سهیل سمی / ققنوس

 

 

بالزن ها / محمد رضا کاتب / نشر ققنوس .هیلا

 

 

 

با عزیز جان در عزیزیه /  فرخنده اقایی / نشر ققنوس

 

رمان «چرا زن‌ها گریه می‌کنند» نوشته رُنه ژان‌کلو با ترجمه عظیم جابری
نشر افراز . 
 

 

مجموعه چهار جلدی شناختنامه ادبیات ایران

جواد اسحاقیان /  نشر نگاه

 

چرا اخرین درنا باز می گردد

شمس آقاجانی

 

اکواریوم شماره چهار / میترا داور / نشر اموت