Strict Standards: Declaration of fa_IRDate::calendar() should be compatible with JDate::calendar($format, $local = false, $translate = true) in /home/morourir/public_html/language/fa-IR/fa-IR.localise.php on line 0

Strict Standards: mktime(): You should be using the time() function instead in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 32

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 28

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 120

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 123

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 46

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 106
مرور :: ادبیات - «آسيب شناسي ترجمه در ايران
سه شنبه, ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸

اخبار فرهنگی ایسنا

ایسنا

فرهنگی و هنری > ادبیات و کتاب


«آسيب شناسي ترجمه در ايران» در گفت وگو با مدير گروه مترجمي زبان انگليسي دانشگاه علامه طباطبايي، دکتر حسین ملانظر

 

«آسيب شناسي ترجمه در ايران» در گفت وگو با مدير گروه مترجمي زبان انگليسي دانشگاه علامه طباطبايي، دکتر حسین ملانظر

بايد به نقطه اي برسيم كه ترجمه هايمان تبديل به تاليف شود. بايد اين سوال مهم را بررسي كنيم كه ما چه پلي بايد بزنيم تا ترجمه را از دره اي كه براي ما درست كرده اند عبور دهيم و به تاليف برسانيم؟ اين سوال بسيار مهمي است كه صاحبنظران بايد درباره آن بينديشند. اين سخن بخشي از دغدغه هاي دکتر حسين ملانظر، دكتراي تخصصي مطالعات ترجمه، مدير گروه مترجمي زبان انگليسي دانشگاه علامه طباطبايي و صاحب امتياز و مدير مسئول فصلنامه علمي- پژوهشي «مطالعات ترجمه» است. وي هم اکنون مسئوليت «مرکز پژوهش هاي ترجمه دانشگاه علامه طباطبايي» را نيز برعهده دارد. آنچه مي خوانيد گفت وگوي ما با وي در ارتباط با آسيب ها و چالش هاي ترجمه در ايران است:

آقاي دکتر ملانظر! ابتدا يک ارزيابي کلي از ترجمه و وضعيت آن در کشورمان داشته باشيد؟
در دوره هاي گذشته معمولاً دولت حامي و متقاضي ترجمه بوده که اين حالت در دوره نهضت ترجمه و دوره قاجاريه وجود داشته و كتاب هاي مورد نياز جامعه را شناسايي و ترجمه مي كردند. در دوره هاي اخير دولت با توجه به حجم زياد كاري كه بايد انجام شود تا حدودي خود را كنار كشيده است يعني در تعداد زياد ترجمه اي که صورت مي گيرد دولت درگير آنها نيست و سازمان هاي زيادي دخالت دارند. مقدار ترجمه اي كه صورت مي گيرد و قرار است نياز جامعه را برآورده كند حجم بالايي دارد و اين اشكالاتي را به وجود مي آورد، اولاً، برنامه ريزي مشخص و يكپارچه براي شناخت نيازها وجود ندارد و هركس بخشي از نياز يا منافع خود را در نظر مي گيرد و كتاب هايي را ترجمه مي كند. دوم اين كه كارهاي تكراري و موازي ممكن است زياد صورت گيرد يعني انتشارات مختلف ممكن است يك كتاب را بارها ترجمه كنند در حالي كه همان موضوع و همان محتوا را كس ديگري به نحو بهتري منتشر كرده است يعني كتابي كه ترجمه مي شود به اين معني نيست كه بهترين كتاب بوده است بلکه شايد نياز موقتي روزمره يك شخصي باشد كه احساس كرده اگر اين كتاب ترجمه شود درآمد خوبي مي تواند داشته باشد.

يعني به نظر شما هنوز جايگاه ترجمه و اهميت آن در جامعه ما جا نيفتاده و براساس احساس نياز صورت نمي گيرد؟ آيا متولي خاصي براي ترجمه و نظارت و ساماندهي آن در کشور وجود ندارد؟

اين بي توجهي در ايران هست كه اصلاً افراد توجه نمي كنند ديگران قبلاً اين كتاب را که او مي خواهد ترجمه کند، ترجمه كرده اند و آيا مشابه آن در بازار هست يا خير؟ و بدينگونه بودجه هاي زيادي تلف مي شود و هيچ واحد هماهنگ كننده و اطلاع رسان كه اعلام كند در فلان موضوع چند كتاب ترجمه شده، وجود ندارد. اشخاص هم معمولاً به اين توجه نمي كنند كه ببينند در اين حوزه چه كتاب هايي ترجمه شده است. اين مشكل وجود دارد و شايد اسم آن را بتوان «پراكنده كاري» و «عدم برنامه ريزي مناسب» در ترجمه گذاشت. چند سازمان در كشور ادعا مي كنند وظيفه شان اين است اما آنها نيز در پي اين نبوده اند كه به وضع ترجمه سامان بدهند شايد بحث سر و سامان دادن به ترجمه را مركز ساماندهي ترجمه سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي برعهده داشته باشد آن هم در ترجمه از زبان فارسي به زبان هاي ديگر، اما در ترجمه از زبان هاي خارجي به فارسي مرکز يا سازماني که متولي ساماندهي آن باشد نداريم. شايد تنها جايي كه به نوعي ترجمه هاي خوب را تشويق مي كند كتاب سال و كتاب فصل باشد كه جوايزي را درنظر مي گيرد و از مجموع كتاب هاي ترجمه شده كتاب هايي را انتخاب مي كند اما آنها نيز تنها كتاب هاي تاليفي را مدنظر قرار مي دهند. و به نظر مي رسد براي كتاب هاي ترجمه شده چندان اهميتي قائل نمي شوند. اما در هر حال برخي كتاب هايي كه از آنجا جايزه مي گيرند نشان مي دهند كه ما كجا كمبود داريم و چه كتابي خوب است. به نظر مي رسد در كشور تعداد كتاب هاي ترجمه اي با اين که جوايزي كه به آنها تعلق مي گيرد اندك است اما چند برابر کتاب هاي تاليفي است.

با توجه به حجم ترجمه هايي که در کشور بويژه در زمينه علوم انساني انجام مي شود چه آسيب ها و آفت هايي متوجه ترجمه كتاب هاي علوم انساني است؟
به نظر مي رسد هنوز ترجمه در جامعه ما يك اصل است و هنوز احساس مي كنيم غربي ها علوم، فرهنگ و روش هايي دارند كه ما نداريم و مي خواهيم آنها را به كشور منتقل كنيم. اما اين تفكر درست نيست يعني اينطور نيست كه ما چيزي نداشته باشيم و بخواهيم همه را از غرب ترجمه كنيم. بنابراين من موافق اين همه ترجمه اي كه در كشور صورت مي گيرد، نيستم. ترجمه در يك جا بايد به تاليف ختم شود. اگر ترجمه راه خود را به تاليف پيدا نكند و همان طور ادامه پيدا كند و چنين تفكري باشد صد ها سال هم ترجمه كنيم اما باز فكر مي كنيم چيزي نداريم و باز مي خواهيم آن را ادامه دهيم. يعني مدام منتظريم آنها بنويسند و ما ترجمه كنيم در حالي كه اين روند يكجا بايد جمع شود و متوقف گردد و در مقابل از فارسي به زبان هاي ديگر ترجمه شود و در واقع اين احساس نياز بايد ايجاد گردد كه حال ديگران به ما نياز دارند. ما بايد به نقطه اي برسيم كه ترجمه هايمان تبديل به تاليف شود بايد اين سوال مهم را بررسي كنيم كه ما چه پلي بايد بزنيم تا ترجمه را از دره اي كه براي ما درست كرده اند عبور دهيم و به تاليف برسانيم. اين سوال بسيار مهمي است كه صاحبنظران بايد درباره آن بينديشند. بنابراين براي اينكه بتوانيم خودمان توليد كنيم بايد از اين دره اي كه بين ترجمه و تاليف دركشور ما وجود دارد عبور كنيم.
براي عبور از آن، روش هايي وجود دارد كه از جمله آنها حاشيه نويسي بر كار ترجمه است يعني ترجمه ها بايد حاشيه داشته باشند و ما بايد بتوانيم ردّيه و توضيح بنويسيم و اطلاعات بيشتري در ترجمه ها بدهيم تا تبديل به تاليف شود.
در بحث آسيب شناسي ترجمه نيز بايد بگويم يك سلسله نابساماني ها در تعداد ترجمه هاي تكراري و در يك سلسله ديگر، پائين بودن كيفيت ترجمه ها وجود دارد كه علت آن را بايد در چند مسئله كلي جست وجو كرد يكي اينكه حق الزحمه اي كه براي مترجمان در نظر گرفته مي شود بسيار ناچيز است که اين باعث مي شود بسياري از مترجمان پروژه اي بگيرند و آن را به افراد ضعيف تر بدهند و اين سبب از دست رفتن كيفيت ترجمه و ضعف آن مي شود. نكته ديگر اين است كه اكثر مترجمان حرفه اي، متخصص نيستند يعني اثري كه ترجمه مي كنند با رشته آنها ارتباط ندارد و عمده ترجمه ها اين گونه هستند. يعني يك نفر امسال اثر فلسفي ترجمه مي كند سال بعد اثر ادبي و سال ديگر در حوزه اي متفاوت ترجمه اي انجام مي دهد.

به نظر شما با توجه به آسيب ها و ضعف هايي که در عرصه ترجمه ذکر کرديد مسئوليت ساماندهي متوجه چه كساني يا چه نهادهايي است، براي برطرف شدن ضعف ها و خلاها چه بايد کرد؟
در مورد عدم تخصص مترجمان اشكال از دانشگاه هاست ما برنامه ريزي براي آموزش ترجمه نداريم، استاد نيز كم داريم و برنامه درسي براي آموزش متخصصين ترجمه نيز نداريم. البته چند سالي است در مقطع كارشناسي ارشد و دكترا رشته ترجمه گنجانده شده که آنها نيز عمدتاً مطالعات ترجمه هستند. در واقع ما رشته ترجمه را در ايران در حد كارشناسي داريم و عمده مطالبي كه آموزش داده مي شود ادبيات زبان هاي خارجي است و تخصص هاي ديگر كمتر است. البته در رشته تربيت مترجمي زبان انگليسي درس هايي همچون ترجمه اقتصادي، حقوقي، سياسي و مطبوعاتي وجود دارد ولي هيچ تخصص خاصي در دانشگاه هاي ما براي مترجمان درنظر گرفته نمي شود.

اگر بخواهيم اين وضعيت را درباره کتاب ها و آثار فلسفي ارزيابي کنيم، شرايط چگونه است؟
در ترجمه كتاب هاي سنگيني كه به اصطلاح كلاسيك باشد بخش خصوصي به خاطر هزينه بالايي که ترجمه آنها دارد وارد نمي شود. همچنين مشکل ديگر در انتخاب معادل هاي فلسفي است كه دو گرايش وجود دارد يكي اينكه واژگاني كه در گذشته در فلسفه مصطلح بوده قديمي هستند و آنهايي که اهل فلسفه باشند با اين کلمات آشنا هستند اما مترجمان شايد توجه نداشته باشند كه قبلاً چه معادلي براي اين كلمات وجود داشته است. به اين خاطر در ترجمه هايي که انجام مي شود غالباً در روش هاي جديد، کلمات و معادل هاي بي ربط به کار مي برند که شايد به ظاهر درست است اما کتاب هاي جديد را با معادل هايي که قبلاً در کتاب هاي فلسفي به کار رفته است انقطاع مي دهد. اين يک ايراد است و به نظر مي رسد تعداد زيادي مترجم در زمينه فلسفه وجود ندارند که با اين موضوعات آشنا باشند و تخصصي کار کنند. معتقدم هنوز فلسفه هم مثل ساير علوم در بحث ترجمه مي لنگد و اهالي فلسفه کمتر به ترجمه علاقه نشان مي دهند و از مترجماني استفاده مي کنند که تخصص ندارند و با موضوع فلسفه آشنا نيستند که اين مسئله مشکلاتي به وجود مي آورد بويژه اين که فلسفه حساسيت خاصي دارد و با مسائل اجتماعي و فرهنگي سروکار دارد و اگر اشتباهاتي در ترجمه رخ دهد ممکن است تاثير زيادي در جامعه بگذارد. البته معمولادر ترجمه مباحث فلسفي بويژه در رابطه با دين و اثبات وجود خدا به مشکلاتي از متون فلسفي غرب دچار مي شويم که طرح آنها در جامعه تاثيرگذار است و ممكن است برخي گرايش هاي فلسفي در غرب به سرعت ترجمه شود و در جامعه ما جا بيفتد که بحران آفرين باشد و در مقابل، شخصيت هايي همچون شهيد مطهري كم باشند كه در مقام پاسخ به مباحث غربي برآيند. بنابراين به نظر مي رسد تفكرات جديد در فلسفه بايد با دقت خاصي ترجمه شود و همراه با شرح نويسي، رديه نويسي و توضيح و با پاسخ فلاسفه خودمان باشد اگر خارج از آن باشد ممكن است مسئله آفرين گردد.

آيا اين مشکلات تنها در ترجمه از زبان هاي خارجي به زبان فارسي است؟ در زمينه ترجمه کتاب ها از فارسي به ساير زبان ها وضعيت را چگونه ارزيابي مي کنيد؟
در زمينه ترجمه از زبان فارسي به زبان هاي ديگر نيز به نظر مي رسد اگر ده كتاب از زبان هاي خارجي به فارسي ترجمه شود در مقابل شايد يك كتاب از فارسي به ساير زبان ها ترجمه مي شود و علت آن عدم وجود متخصص است. البته بعد از انقلاب اسلامي افرادي از خارج به ايران آمدند و در مراكز علمي ما تحصيل و تدريس كردند و برخي كتاب ها را ترجمه كردند اما اين تعداد كم است. مشكل ديگر در اين زمينه، چاپ و توزيع اين كتاب ها در خارج از كشور است كه در ترجمه از زبان هاي خارجي به فارسي اين مشكلات كمتر است. سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي مركز ساماندهي ترجمه دارد و بيشتر در زمينه ترجمه كتاب هاي ديني کار مي کند با توجه به بودجه اي كه مي گيرند انتظار مي رود كه كارهاي بيشتري انجام شود. اغلب بودجه ها صرف حمايت از توليد نمي شود و از سوي ديگر اهداف روشني در اين كه چه كتاب هايي و در چه زماني بايد ترجمه شود ندارند. به نظر من در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در زمينه نظارت بر ترجمه ضعف هايي وجود دارد و اينگونه به نظر مي رسد كه وجه تبليغي و آماري آنها پررنگ تر است.

مرکزي که شما مسئوليت آن را برعهده داريد به عنوان يک مرکز دانشگاهي چه اقداماتي در اين زمينه دارد و چه کمک هايي مي تواند براي بهبود وضعيت ترجمه در کشور انجام دهد؟
مرکز پژوهش هاي ترجمه دانشگاه علامه طباطبايي بيشتر در مورد كتاب هاي علوم انساني و تحقيقات ترجمه كار مي كند. اين مركز بودجه مستقلي ندارد و برنامه ريزي آن به گونه اي است كه بتواند اطلاعات تخصصي گردآوري و دوره هاي آموزشي تخصصي برگزار كند. ما به عنوان يك دانشگاه عمدتاً برنامه ريزي و تربيت مترجمان فارسي به انگليسي را در اين مسير پيش مي بريم. در اين راستا سمينارها و همايش هايي با مشارکت اساتيد و صاحبنظران برگزار مي کنيم و آذرماه امسال نيز همايش «ترجمه، التقاط فرهنگي و هويت ملي» را داريم. همچنين تلاش مي کنيم در دوره دكتري امسال ده دانشجو بگيريم که اين دانشجويان مي توانند اميدهايي ايجاد كنند و فكر و ايده داشته باشند. زيرا ما متفكر متخصص در ترجمه مي خواهيم چرا که 99 درصد مترجمان ما برنامه ريز ترجمه نيستند و مشكلات ترجمه را نمي بينند و نمي توانند راه حل ارائه دهند ما برنامه ريز، منتقد و بررسي كننده ترجمه مي خواهيم تا هركتابي به دستمان مي رسد ترجمه نكنيم.

در پايان اگر جمع بندي و راه حلي براي برطرف شدن اين مشکلات داريد بفرماييد؟
متاسفانه سازمان ها براي اينكه آمار بدهند تا كتابي گير مي آورند آن را ترجمه مي كنند و اين نوع ترجمه و چنين انتخابي در بازار تاثيرگذار نبوده و بود و نبودش فرقي نمي كند. ما اين مشكل را داريم كه كتاب هاي زيادي ترجمه مي شود و جلد و ظاهر شكيلي دارد اما مصرف و اثرگذاري ندارد و هدف روشني پشت آن نيست. متاسفانه همين كتاب ها چندين بار ترجمه مي شود. در پايان به نظر من كتابي كه نتواند نيازي را برآورده كند و حرف تازه اي بزند ترجمه كردن آن ضرورتي ندارد.

 

روزنامه ايران،

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

بازدیدکنندگان

در حال حاضر 72 میهمان و بدون عضو در حال بازدید از سایت هستند

آگهی متنی

   مسئولیت نوشته ها به عهده ی خود نویسنده است و سایت مرور هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

مهرآوران

 هاست  ، دامنه ، طراحی سایت 

HTTP://MEHRAVARAN.COM

  


 بیست داستان کوتاه از ۱۶ تن از داستان نویسان معاصر

یتhttp://www.epubfa.ir/?p=79

 

 زنان داستان نویس ایران در سایت امازون

با ترجمه امیر مرعشی

https://www.amazon.com/Alive-Kicking-collection-Contemporary-Iranian/dp/1544022727/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1488605449&sr=8-1&keywords=mitra+dava

 

 

مرفی /  بکت / سهیل سمی / ققنوس

 

 

بالزن ها / محمد رضا کاتب / نشر ققنوس .هیلا

 

 

 

با عزیز جان در عزیزیه /  فرخنده اقایی / نشر ققنوس

 

رمان «چرا زن‌ها گریه می‌کنند» نوشته رُنه ژان‌کلو با ترجمه عظیم جابری
نشر افراز . 
 

 

مجموعه چهار جلدی شناختنامه ادبیات ایران

جواد اسحاقیان /  نشر نگاه

 

چرا اخرین درنا باز می گردد

شمس آقاجانی

 

اکواریوم شماره چهار / میترا داور / نشر اموت