Strict Standards: Declaration of fa_IRDate::calendar() should be compatible with JDate::calendar($format, $local = false, $translate = true) in /home/morourir/public_html/language/fa-IR/fa-IR.localise.php on line 0

Strict Standards: mktime(): You should be using the time() function instead in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 32

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 28

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 120

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 123

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 46

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 106
مرور :: ادبیات - رئالیسم جادویی و گارسیا مارکز *
سه شنبه, ۲۹ مرداد ۱۳۹۸

اخبار فرهنگی ایسنا

ایسنا

فرهنگی و هنری > ادبیات و کتاب

 رئالیسم جادویی و گارسیا مارکز *

ندیم اختر /   ترجمه ی : جواد اسحاقیان

نگاهی گذرا به نظریه ی ادبی مدرن چه بسا مقدمه ای برای نشان دادن این نکته باشد که بسیاری از اصطلاحات انتقادی در ادبیات از هنر نقاشی گرفته شده اند ، و " رئالیسم جادویی " هم یکی از همین اصطلاحات است . رئالیسم جادویی در نقاشی با کاربرد تصویرهای نقاشی شده به گونه ای ماهرانه و دقیقا ً تعریف شده از اشخاص و پدیده هایی ممکن می شود که به شیوه ای سوررئالیستی تصویر شده باشد . موضوعات ، غالبا ً خیالی ، عجیب و غریب و کیفیتی رؤیا گونه دارند . این اصطلاح بعدها به محافل ادبی راه یافت و بیش تر منتقدان آن را به کار بردند . در دهه ی 1980 این اصطلاح ، برچسبی برای برخی از اشکال داستان شد . بعضی از ویژگی های خاص این نوع داستان نتیجه ی " آمیزش و تلفیق عناصر فانتزیک و شگفت انگیز ، تغییر ماهرانه ی زمان ، تداخل و حتی تودرتویی روایات ، انگاره ها ، کاربرد انوع رؤیاها ، اسطوره ها و داستان های پریان ، توصیفات اکسپرسیونیستی و حتی سوررئالیستی ، کاربرد علوم َخفیّه ، استفاده ی وسیع از عنصر غافلگیری یا شوک ناگهانی ، صحنه های مهیب و غیر قابل انتظار است . "

     نویسندگانی چون خورخه لوئیس بورخس ( Jorge Luis Borges ) آرژانتینی ، گابریل گارسیا مارکز ( Gabriel Garcia Marquez ) کلمبیایی و آلخو کارپنتر ( Alejo Carpenter ) کوبایی و برخی دیگر ، این شیوه را آزموده و موفقیت زیادی هم به دست آورده اند . نویسندگانی مانند گونتر گراس ( Gunter Grass ) ، آنجلا کارتر ( Anjela Carter ) ، جان فاولز ( John Fawles ) و سلمان رشدی ( Sulman Rushdie ) نیز چنین شگردی را آزموده اند . با این همه برخی از نویسندگان آمریکای جنوبی ـ که به رئالیست جادویی معروفند ـ این اصطلاح را نمی پسندند . نورمن توماس جیووانی ( Norman Thomas Giovanni  ) ـ که بسیاری از آثار بورخس را ترجمه کرده است ـ این اصطلاح را تعبیری نارسا می داند که هیچ یک از نویسندگان آمریکای جنوبی آن را نمی پذیرند و با معنی آن هم هرگز موافق نیستند . گابریل گارسیا مارکز ـ که " صد سال تنهایی " او باعث اشتهار اصطلاح " رئلیسم جادویی " در اروپا و آمریکای شمالی شده است ـ ادعا  می کند که فقط رئالیست است و در این رمان اهل اغراق نیست . او می گوید :

     " در  داوری نهایی ، منبع کلی خلق این اثر ، واقعیت است . " از سوی دیگر ، منتقدان اروپایی و آمریکای شمالی در اسناد اصطلاح رئالیسم جادویی ـ که به طور شایسته ای به نام این نویسندگان سکه خورده است ـ اصرار دارند . با این همه ، اینان نیز اشتباه نکرده اند . شایعاتی که در مورد نویسندگان آمریکای جنوبی وجود دارد و ناظر به این فکر است که این نوشته ها بر پایه ی تخیل آزاد نویسنده استوار است ، حقیقت دارد ، اما این پایه ، همان خود واقعیت های اجتماعی و سیاسی است . منبع این اختلاف عقیده ، تفاوت های اجتماعی ـ فرهنگی و سیاسی کشورهای آمریکای لاتین با بقیه ی جهان غرب است . " مارکز " بارها گفته است : " همان چیزهایی که باعث حیرت اروپایی ها می شود ، برای ما اموری عادی و جزء زندگی روزمره ی مردم کلمبیا به شمار می رود . " برای مثال ، شرکت موز " با کارگرانش خیلی بد رفتار می کند و آنان هم به اعتصاب خود ادامه می دهند . کارگران در میدان اصلی شهر اجتماع می کنند ؛ جایی که دولت آن را با سربازان مسلح به تفنگ های خودکار محاصره می کند . وقتی جمعیت معترض از پراکنده شدن امتناع می کنند ، دستور شلیک داده می شود و سه هزار نفر کشته می شوند . سرباران سپس همه ی اجساد را با ترن به دریا برده در آنجا سر به نیست می کنند ، اما بعد کل حادثه رسما ً تکذیب می شود . خوزه آرکادیو سگوندو ( Jose Arcadio Segundo ) هر قدر می کوشد به مردم بفهماند که چنبن کشتاری واقعا ً رخ داده است ، بی فایده است . از نظر یک نفز ناظر اروپایی ، توانایی دولت برای پنهان کردن چنین حوادثی ، واقعا ً غیر قابل باور است . با این همه ، در آمریکای لاتین و در بسیاری از کشورهای جهان سوم ، چنین وضعی و حتی بدتر از این هم قابل تصور است .

     با دید و ذهن عادی اروپایی و آمریکای شمالی ، رفتار شخصیت محوری رمان " صد سال تنهایی " ، سرهنگ آئورلیانو بوئندیا ، ( Aureliano Buendia ) ، کلا ً تنها در چهار چوب جادو و فانتزی می گنجد و واقعیت نمی تواند داشته باشد زیرا او " سی و دو بار قیام می کند و در تمام موارد شکست می خورد . او هفده پسر از هفده زن مختلف خود دارد که هریک بعد از دیگری در شبی کشته می شوند . . . او تا پای جان پیش می ود . هفتاد و سه بار کمین می کند اما سرانجام به جوخه ی اعدام سپرده می شود . او حتی پس از خوردن قهوه ای که به سم استرکنین آلوده شده ، زنده می ماند ، در حالی که همان مقدار زهر برای از پای درآوردن یک اسب هم کافی است . او از دستور مافوق خود سرپیچی می کند . . . او قیام کرد تا فرماندهی نیروهای انقلابی را در قلمرو قدرت سیاسی به دست گیرد . با آن که همیشه در رأس نیروهای خود می جنگید ، تنها یک بار زخمی شد و آن هم خودش ، مسبب زخمی شدنش شد . او تیری به قفسه ی سینه ی خود شلیک کرد و گلوله از پشتش خارج شد که جنبه ی عوام فریبانه     داشت . "

    آندره برتون ( Andre Breton ) ، رهبر مکتب سوررئالیسم فرانسه ، گفته است که هیچ کوششی برای گسترش جنبش هنری او به آمریکای جنوبی نشده است . زندگی در این منطقه از جهان واقعا ً دارای واقعیتی سوررئال است که اروپاییان تنها می توانند خوابش را ببینند . آلبر کامو ( Albert Camus ) به دو موضوع عجیب و غریب در طی دیدارش از مکزیکو یاد می کند که یکی تجلیل روز اموات ( Day of the Dead ) و دیگری بازدید از موزه ی اجساد مومیایی شده ، بوده است . اگر آنچه برتون و کامو دیدند ، در " ماکوندو " ی مارکز هم می دیدند ، آشکارا به حقانیت عنصر جادو پی می بردند . ماکوندو چنین می نماید که گویا شهر فانتزی ها و جادویی است . اینجا ، جایی است که وقایع عجیبی در آن رخ می دهد . بازوی مردی ، فلج می شود ، تنها به این دلیل که در برابر پدر و مادر خود ایستاده و " عاق " شده است . آئورلیانو تکه ی یخی را لمس می کند و فریاد می زند " یخ در حال جوشیدن است . " هیچ کس سنّ  اورسولا " ( Ursula ) ، همسر خوزه آرکادیو و بنیانگذار شهر ، را نمی داند . او به هنگام بروز حوادث شرکت موز ، تقریبا ً حدود 115تا 122 سال عمر دارد . گاه مارکز چیزی خلق می کند که تقریبا ً می توان آن را " کافکایی " توصیف کرد . با این تفاوت که در آثار کافکا ، داستان به پیش نمی رود و تمرکزش بر عنصر مرکزی داستان و جنبه ی متافیزیکی اثر هم بیش تر است و در رمان مارکز ، عنصر متافیزیک کم تر است و داستان به جلو حرکت می کند .

    در آغاز رمان ، دختران اسرارآمیزی که هم نمی توانند یا نمی خواهند با کسی حرف بزنند ، وارد شهرک می شوند . یکی از آن دختران " ربکا " ( Rebecca ) نام دارد و باخودش بیماری " بیدار خوابی " می آورد . او به عنوان یک زن بومی شرح می دهد : " بی خوابی به خودی خود وحشتناک نیست ، زیرا بدن شخص اصلا ً احساس خستگی نمی کند ، اما آنچه غیر قابل تحمل و وحشتناک است ، از دست دادن حافظه است . "

    ِملکیادِس ( Melquiades ) مرد هوشمندی است که چاره ی این بیماری را کشف می کند ، اما پیش از او ، خوزه آرکادیو " ماشین حافظه " را اختراع کرده که بیش از چهارده هزار مدخل در آن ثبت شده و به این ترتیب او وابسته ی فرهنگ لغتی می شود که دیگر امکان دخل و تصرف در آن نیست و با آن نمی توان بر فراموشی غلبه کرد . آوردن دلایلی برای این به ظاهر جزئیات بی اعتبار در اثر گارسیا مارکز دشوار است ، اما متقاعد کننده ترین دلیل شاید نیّت دنیوی نویسنده باشد که این شگرد ، مانع از ِاعمال سانسور در اثرش می شود . ایزابل آلنده ( Isabel Alende ) می نویسد : " سانسور به عنوانی شکلی از نمادگرایی تحمیلی در همه ی حکومت های خودکامه اتفاق می افتد . کلیدها و نمادهایی اختراع می شود تا به دقایقی اشاره کند و سانسور را دور بزند ؛ اما گاه برای مقابله با سانسور نویسنده ممکن است با همین نمادگرایی خواننده را از خود دور کند . "

    با این همه ، مارکز خود یک استثناست . او برای اجتناب از همه اشکال سانسور ممکن به گونه ای موفق خواننده را در افسون خود باقی نگاه می دارد . او افسونگری است که به خواننده بصیرتی بی اندازه می بخشد . او به قوانین و اصولی علاقمند است که واقعیت را به کرسی بنشاند و کم تر به زیان

واقعیت تمام شود . او با کمک گرفتن از عنصر فانتزی ، واقعیت را با آمیزه ای از فانتزی می آفریند ،

به گونه ای که از هم جدانشدنی باشند . آمیزش عناصر جادویی و فانتزیک در آثار او ، حرکتی بر ضد

محدودیت ها و تضییقات منطق ، علم و روش استدلالی است . علاقه ی او به فانتزی در مصاحبه ی او

با  " پلینیو آپولیئو مندوزا " ( Plinio Apulyeo Mendoza ) به خوبی بازتاب یافته است : " من احساس می کنم که تصمیم من برای نویسنده شدن وقتی به وجود آمد که قصه گویی کافکا را درست مثل قصه گویی مادر بزرگم یافتم . "

    داستان های مادر بزرگ او دارای آلیاژی از عناصر زمینی ، ابدی ، طبیعی و غیر طبیعی ، واقعی و سوررئال بودند . اشتباه بزرگی است که بکوشیم هر چیزی را در این داستان ها تعبیر و تفسیر کنیم ، درست همان گونه که " روزن کرانتز " ( Rosencrantz ) در یکی از برخوردهایش با " هاملت "     ( Hamlet ) به " گیلدن استرن " ( Guildenstern ) گفته است : " نیمی از آنچه هاملت گفت ، معنی دیگری داشت و نیمه ی دیگرش هم اصلا ً معنایی نداشت . "

    آنچه کامو در مورد کافکا می گوید ، هیچ ربطی به استفاده ی مارکز از رئالیسم جادویی ندارد . انگیزه ی اصلی مارکز در کاربرد رئالیسم جادویی قابل توصیف نیست . نکته در این جاست که همه در باره هنر مارکز حرف می زنند . با تغییری در نام نویسنده آنچه را در مورد کافکا گفته شده است ، می توان در مورد مارکز گفت : " همه ی هنر کافکا عبارت است از واداشتن خواننده به بازخوانی . "

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

References :

1. Bell, Michael. GABRIEL GARCIA MARQUEZ, SOLITUDE AND

SOLIDARITY: (The Macmillan Press Ltd. 1993) p. 132,137

2. Marquez, Gabriel Garcia. ONE HUNDRED YEARS OF SOLITUDE:

translated from Spanish by Gregory Rabassa (Harper & Row Publishers

inc. 1970)

3. Thody, Philip. TWENTIETH CENTURY LITERATURE : Critical Issues and

Themes (Macmillan Press Ltd. 1996) p.94

4. Lechte, John. FIFTY KEY CONTEMPORARY THINKERS: From

Structuralism to Post Modernity (Routledge 1996)

5. Wood, Michael. GABRIEL GARCIA MARQUEZ: one Hundred Years of

Solitude (Cambridge University Press 1990)

6. Camus, Albert. THE MYTH OF SISYPHUS: Hope and The Absurd in the

Work of Franz Kafka ( Hamish Hamilton Ltd. 1955)

7. Newton, K.M (ed). TWENTHIETH CENTURY LITERARY THEORY: A

Reader (Macmillan Press Ltd. Second Edition, 1997)

8. Cuddon, J.A. The Penguin DICTIONARY OF LETERARY TERMS AND

LITERARY THEORY: Third Edition ( Penguin Books 1992) p. 521-522

9. Mendoza, Plinio Apuleyo. THE FRANGRANCE OF GUAVA: A

Conversation with Gabriel Garcia Marquez, Translated by Ann Wright (

Verso 1983)

10. McGurik, Bernard & Richard Cardwell (eds). GABRIEL GARCIA

MARQUEZ, NEW READINGS: (Cambridge University Press 1987)

11. Marquez, Gabriel Garcia. NOBEL PRIZE ACCEPTANCE SPEECH:

delivered on December 10, 1982 Published in Quarterly ‘Granta’ issue 9

* این مقاله با مشخصات زیر عینا ً ترجمه شده است :

Magic Realism and Marquez . Nadeem Akhtar. Faculty.ksu.edu.sa/nadeem/pages/Magic Realism.pdf.

 

 

 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

بازدیدکنندگان

در حال حاضر 37 میهمان و بدون عضو در حال بازدید از سایت هستند

آگهی متنی

   مسئولیت نوشته ها به عهده ی خود نویسنده است و سایت مرور هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

مهرآوران

 هاست  ، دامنه ، طراحی سایت 

HTTP://MEHRAVARAN.COM

  


 بیست داستان کوتاه از ۱۶ تن از داستان نویسان معاصر

یتhttp://www.epubfa.ir/?p=79

 

 زنان داستان نویس ایران در سایت امازون

با ترجمه امیر مرعشی

https://www.amazon.com/Alive-Kicking-collection-Contemporary-Iranian/dp/1544022727/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1488605449&sr=8-1&keywords=mitra+dava

 

 

مرفی /  بکت / سهیل سمی / ققنوس

 

 

بالزن ها / محمد رضا کاتب / نشر ققنوس .هیلا

 

 

 

با عزیز جان در عزیزیه /  فرخنده اقایی / نشر ققنوس

 

رمان «چرا زن‌ها گریه می‌کنند» نوشته رُنه ژان‌کلو با ترجمه عظیم جابری
نشر افراز . 
 

 

مجموعه چهار جلدی شناختنامه ادبیات ایران

جواد اسحاقیان /  نشر نگاه

 

چرا اخرین درنا باز می گردد

شمس آقاجانی

 

اکواریوم شماره چهار / میترا داور / نشر اموت