Strict Standards: Declaration of fa_IRDate::calendar() should be compatible with JDate::calendar($format, $local = false, $translate = true) in /home/morourir/public_html/language/fa-IR/fa-IR.localise.php on line 0

Strict Standards: mktime(): You should be using the time() function instead in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 32

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 28

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 120

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 123

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 46

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 106
مرور :: ادبیات - گفتگو
پنجشنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۸

اخبار فرهنگی ایسنا

ایسنا

فرهنگی و هنری > ادبیات و کتاب

گفتگو با «سوزان سانتاگ »
سوزان سانتاگ، كه نام اصلی‌اش سوزان رزنبالت/Susan Rosenblatt بود در 16 ژانویه‌ی سال 1933 به‌دنیا آمد. پدر و مادرش، جك رزنبالت و میلدرد جاكوبسن آمریکایی-یهودی بودند. سوزان زمانی‌که تنها پنج سال داشت، پدرش را كه تاجر پوست در چین بود به خاطر ابتلا به بیماری سل، از دست داد. هفت سال بعد مادرش با ناتان سانتاگ ازدواج کرد. اگرچه این ناپدری سوزان و خواهرش، جودیت را هیچ‌گاه رسما فرزند خود اعلام نكرد، اما آن‌ها نام‌خانوادگی سانتاگ را بر خود گذاشتند.

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 6695



گفت‌وگو با ناهيد طباطبايي به مناسبت انتشار مجموعه‌داستان «سور شبانه»

داستان «سور شبانه» داستاني ضد جنگ است، اما بيش از آن داستاني است درباره مرگ. داستان درباره پذيرش امري محتوم است. نوعي آشتي است از طرف راوي با پديده‌يي كه هميشه از آن مي‌ترسيده و از آن گريزان بوده است

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 4336

گفتگو با مژده الفت

اکبری شروه

 زبان شاید اولین پل ارتباط نویسنده و مخاطب باشد و از این جهت اهمیت بسیاری در داستان دارد. شناخت بار عاطفی و معنایی کلمات، سنجیدن آهنگ‌شان و گزینش درست آن‌ها با توجه به مسئله هم‌‌نشینی و جانشینی می‌تواند تاثیر بسیاری بر جذابیت و کشش داستان داشته باشد، اما کار کردن روی زبان اگر به این معنا باشد که در اولویت کار قرار بگیرد و خواندن متن را برای مخاطب سخت کند، اعتقادی به آن ندارم. تا به‌حال فقط سعی کرده‌ام سهل‌انگارانه به زبان و لحن داستان‌هایم نگاه نکنم، میزان موفقیتم را نه خودم، که خواننده تشخیص می‌دهد. ولی می‌دانم تا خلق زبان مناسب برای حال و هوای هر داستان، راه درازی در پیش دارم.


ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 1817

 

گفتگویی متفاوت با گابریل گارسیا مارکز

سال‌ها عادت داشتم ساعت 5:30 یا 6 صبح بیدار می‌شدم، چون فقط به شش ساعت خواب نیاز داشتم. کمی به اخبار گوش می‌دادم و بین ساعت 6 تا 8 می‌نوشتم. در غیر این صورت مطالعه می‌کردم، چون زمان دیگری در روز برای مطالعه نداشتم. وقتی کسی به خانه‌ام می‌آمد، با خودش ماهی، صدف و میگوی تازه می‌آورد، نظم کارم از دست می‌رفت. در همان نزدیکی به ماهیگیری می‌رفتم و بعد از ساعت 8 تا 1 مشغول نوشتن می‌شدم. حدود ظهر، با همسرم «مرسدس» به ساحل می‌رفتیم و به انتظار دوستانمان می‌ماندیم. پس از نهار، چرت کوتاهی می‌زدم و وقتی خورشید کمی پایین می‌رفت به خیابان می‌زدم و در مکان‌های مختلف به دنبال شخصیت داستان‌هایم می‌گشتم. با محلی‌ها به زبان محاوره صحبت می‌کردم و در فضای محلی غرق می‌شدم. این‌گونه بود که صبح روز بعد مطالبی جدید از خیابان‌ها به دنیای داستان‌هایم سرازیر می‌شد

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 3938


پنجاه درجه بالای صفر» در ادامه‌ی رمان «پرسه زیر درختان تاغ»است؛

هم از نظر مکان‌ها و شخصیت‌هایی که انتخاب کردی و هم از نظر مضمون. ولی «پنجاه درجه بالای صفر»از خیلی جهات پخته‌تر از رمان اولت نوشته شده که قابل پیش‌بینی بود. قرار است رمان سوم علی چنگیزی هم در ادامه‌ی همین دو رمان قبلی باشد یا نه می‌خواهی فضاهای دیگری تجربه کنی؟

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 4707

در گفتگو با ماهنامه تجربه

علی عبدالرضایی یکی از شاعران مهم دهه هفتاد بود که با انتشار کتاب‌هایی همچون «تنها آدم‌های آهنی در باران زنگ می‌زنند» و ... توانست نامش را به عنوان چهره تاثیرگذار در شعر آن سال‌ها به تثبیت برساند.

ماه‌نامه تجربه، یاسین نمکچیان: (ماه‌نامه تجربه را از این‌جا بخرید)

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 11636

گفتگوی دچیا مَریَنی با ناتالیا گینزبورگ

تهيه و ترجمه: عليرضا نياززاده نجفي

ادبیات برای تو چه معنایی داشت؟
یک راهی برای برخورد  باچیزهای این دنیا از طریق کلمات نوشته شده.

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 2566

گفت‌وگوي اختصاصي با نويسنده سوييسي «پتر اشتام» به مناسبت چاپ مجموعه داستان «ماه يخ زده» در ايران

مريم مويدپور

در نمايشگاه كتاب تهران متوجه شدم كه ايراني‌ها خيلي اهل كتاب‌ خواندن هستند. من در كشوري زندگي مي‌كنم كه خيلي با ايران متفاوت است، ولي از طرفي هم در كتاب‌هايم بيشتر درباره روابط زنان و مردان مي‌نويسم و اين موضوعي‌ است كه به همه آدم‌هاي دنيا مربوط مي‌شود. در ضمن احساس كردم كه طرز فكر ايراني‌ها تفاوت چندان زيادي با طرز فكر ما ندارد اگر متني هيچ احساسي در من پديد نياورد آن را دور مي‌اندازم. نيمي از نوشته‌هايم در حال حاضر به چنين سرنوشتي دچار مي‌شوند. من چيزي را از خواننده پنهان نمي‌كنم ولي همه معماها را هم برايش حل نمي‌كنم

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 4634

گفتگو با سید مهدی مدیرواقفی

بال‌های خونین فطرس

تقریبا می‌توان گفت همه‌ مطالب داستان‌های کوتاه هستند غیر از چند مورد که متن ادبی یادداشت گونه است. بعضی از این داستان‌ها هم، داستان‌های کوتاهی است که می‌توان گفت از نوع خاطره نگاری‌اند.

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 6381

 بخشي از يك گفت وگو /بهترين كتاب هزاره از نظر " اورهان پاموك "

ترجمه : عليرضا ذيحق

به باورمن بهترين اثر هزاره ، رمان " برادران  كاراما زوف " از داستايوسكي  نويسنده ي نابغه روس است . غيز از اين كتاب ، من هيچ اثري را نمي شناسم  كه تا اين حد مبين حس زندگي در جهان ، ارتباط اجتماعي با انسانها ، و مسائل ناشي از آرزوي دنيايي نوين باشد.

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 2495

یک مصاحبه خواندنی با «مارکز»

ایسنا

این‌ها چیزهایی هستند که من می‌بینم. همیشه و همیشه یک تصویر است، بدون استثنا ... من هیچ‌گاه نت برنمی‌دارم. چیزهایی که برایم جذاب است را فراموش نمی‌کنم و آنچه به آن علاقه ندارم را سریع از یاد می‌برم. بنابراین من حافظه‌ای انتخابگر دارم که با آن احساس راحتی می‌کنم. وقتی در حال ویرایش کتابی هستم، در حاشیه‌اش مطالبی را یادداشت می‌کنم تا بعدا در رایانه اصلاح‌شان کنم. کامپیوتر برایم اهمیت زیادی دارد و به نظرم یکی از مهمترین اکتشافات جهان است. اگر 20 سال پیش به من یک رایانه می‌دادند، دو برابر کتاب‌هایی که تاکنون نوشته‌ام را به نگارش درمی‌آوردم. مثلا اگر در حال نوشتن یک نمایشنامه باشم، هر روز عصر کارم را پرینت می‌گیرم. برگه‌ها را با خودم به تخت می‌بردم، آنها را می‌خوانم و اصلاحات و یادداشت‌های خود را در حاشیه‌اش می‌گنجانم. این فرصت ایجاد

 

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 1814

بازدیدکنندگان

در حال حاضر 57 میهمان و بدون عضو در حال بازدید از سایت هستند

آگهی متنی

   مسئولیت نوشته ها به عهده ی خود نویسنده است و سایت مرور هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

مهرآوران

 هاست  ، دامنه ، طراحی سایت 

HTTP://MEHRAVARAN.COM

  


 بیست داستان کوتاه از ۱۶ تن از داستان نویسان معاصر

یتhttp://www.epubfa.ir/?p=79

 

 زنان داستان نویس ایران در سایت امازون

با ترجمه امیر مرعشی

https://www.amazon.com/Alive-Kicking-collection-Contemporary-Iranian/dp/1544022727/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1488605449&sr=8-1&keywords=mitra+dava

 

 

مرفی /  بکت / سهیل سمی / ققنوس

 

 

بالزن ها / محمد رضا کاتب / نشر ققنوس .هیلا

 

 

 

با عزیز جان در عزیزیه /  فرخنده اقایی / نشر ققنوس

 

رمان «چرا زن‌ها گریه می‌کنند» نوشته رُنه ژان‌کلو با ترجمه عظیم جابری
نشر افراز . 
 

 

مجموعه چهار جلدی شناختنامه ادبیات ایران

جواد اسحاقیان /  نشر نگاه

 

چرا اخرین درنا باز می گردد

شمس آقاجانی

 

اکواریوم شماره چهار / میترا داور / نشر اموت