Strict Standards: Declaration of fa_IRDate::calendar() should be compatible with JDate::calendar($format, $local = false, $translate = true) in /home/morourir/public_html/language/fa-IR/fa-IR.localise.php on line 0

Strict Standards: mktime(): You should be using the time() function instead in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 32

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 28

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 120

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 123

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 46

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 106
مرور :: ادبیات - گفتگو با الاهه دهنوی
شنبه, ۰۲ شهریور ۱۳۹۸

اخبار فرهنگی ایسنا

ایسنا

فرهنگی و هنری > ادبیات و کتاب

 

 

گفتگو با الهه دهنوی

 

 - خانم دهنوی رشته تحصیلی شما چیست و چه طور شد به ترجمه علاقه مند شدید ؟

فوق لیسانس ادبیات انگلیسی دارم. همیشه به ترجمه و نوشتن علاقه داشتم. تشویق یکی از اساتید دوره کارشناسی در دانشگاه علامه طباطبایی باعث شد که پیگیر شوم و این علاقه ام را جدی بگیرم. 

--  شما از مترجمان جوانی هستید که  در مدت کوتاهی  توانستید  با ترجمه آثار نویسنده گان مطرح جهان جایگاه ویژه ای را  به خود اختصاص دهید .  ممنون می­ شویم که  سابقه ترجمه ادبی خودتان را توضیح بدهید .

ممنونم. این نظر لطف شماست. ترجمه را از همان دوره دانشجویی شروع کردم. اولین کار  جدی ­ام مقاله "پسامدرنیسم و فیلم" نوشته جان هیل بود که در فصلنامه ارغنون چاپ شد. بعد از آن هم کتاب "پیش درآمدی بر مطالعه نظریه ادبی" راجر وبستر بود که دکتر حسین پاینده ویراستارش بودند. بعد از آن بود که به طور جدی پا در این حوزه گذاشتم که هنوز هم ادامه دارد.

-   در انتخاب ترجمه هایتان بیشتر آثار ویلیام ترور را انتخاب کردید . ممکن است توضیح بدهید چه طور به ترجمه آثار این نویسنده علاقه مند شدید ؟

در دوره کارشناسی ارشد مطالعات گسترده­ای را در حوزه ادبیات داستانی انگلیسی شروع کردم که همین مساله باعث آشنایی من با ویلیام ترور، نویسنده برجسته ایرلندی شد. آثارش را خواندم و حس کردم به لحاظ موضوعی بسیار متناسب با دغدغه امروزی جامعه ماست. سبک نگارشش را هم پسندیدم. ترجمه آثار او را با رمان "تورگنیف­ خوانی" شروع کردم که اثری در خور توجه است و منتقدان آن را با "مادام بواری" مقایسه کرده اند.

 

– و از  نویسنده گان امریکایی پل استر را انتخاب کردید ؟  

من رمان "مرد در تاریکی" استر را ترجمه کردم که آخرین اثر اوست. این رمان پیشنهاد ناشر بود. چون از قبل استر را خوب می شناختم و بیشتر آثارش را خوانده بودم، این پیشنهاد را پذیرفتم و البته از این بابت خوشحالم چون کار لذت­بخشی بود. 

- آیا شباهتی  بین سبک و یا دنیای درون این دو نویسنده می بینید ؟

استر یکی از نویسندگان مطرح پسامدرن در آمریکاست که اغلب رمان ­هایش در قالب فراداستان است، به این معنا که ماهیت داستانی بودن خود را برجسته می کنند. از ویژگی های فراداستان حضور نویسنده در داستان، شباهت میان شخصیت ها با نویسنده، نمایاندن روند خلق اثر هنری و بهره­گیری از ژانرهای عامه­پسند است. نمونه این ویژگی ­ها را در آثار استر که به فارسی ترجمه شده اند دیده­ ایم. اما ویلیام ترِوِر با سبک و سیاق دیگری می نویسد. اگر بخواهم با تعبیر فرمالیست­ها این دو نویسنده را مقایسه کنم، در آثار استر "عریان کردن" صناعات ادبی خیلی بارز است ولی در آثار ترِوِر که بسیار  هم صناعتمند هستند، این کار خیلی پنهان و زیرکانه انجام می ­شود.  در شهرت پل استر شکی نیست اما ویلیام ترِوِر جزو سنت بزرگ ادبیات انگلیسی قرار می ­گیرد. او نویسنده­ای است که به رود پرخروش نویسندگان ماندگار ادبیات پیوسته است. جومپا لاهیری که جایزه پولیتزر را از آن خود کرد و در ایران هم شناخته ­شده است، می گوید آثار ترِوِر را بارها و بارها با ولع می­خواند. ترِوِر را جویس دوم ایرلند و چخوف ایرلند هم لقب داده­اند. به باور من او از آن دسته نویسندگانی است که خواننده را مسحور داستان می­کند طوری که انگار وقایع داستان به خود او تعلق دارند و جزوی از خاطرات شخصی­اش هستند.

 

– همان طوری که خودتان می دانید آثار پل استر , اثاری است که فضای ان  کمابیش تیره است .  در هنگام ترجمه، چنین آثاری  چه تاثیری روی  شما می گذارد.

زیستن یعنی رنج آن هم در عصر ما. این بحران هویت، حس گمگشتگی، تنهایی و شکست روابط انسانی، بخشی از تجربه زیستن است و مسلما در ادبیات تصویر می شود. کسی که در دنیای ادبیات به دنبال تصاویر زیبا و آرمانی و آکنده از خوشبختی است، راه را اشتباه آمده. باید این چیزها را در جای دیگری بجوید. این تیرگی موجود در آثار استر که شما به آن اشاره کردید لذت خواندن را برایم دوچندان می ­کند چون حس می­کنم نویسنده قصد فریبم را ندارد.

 –  اخیرا سه کتاب از  انتشارات مروارید توسط ترجمه شما  وارد بازارشده است: "تورگنیف­ خوانی"، "سفر فلیشا" و "مرد در تاریکی". ممنون می­شویم که توضیحاتی در باره ی این سه کتاب به خوانندگان بدهید .

رمان "تورگنیف ­خوانی" اولین بار در مهر ماه سال 86 منتشر شد و پایان سال 87 به چاپ دوم رسید. این رمان را عجیب دوست داشتم و دارم.  نویسنده ی این رمان تعبیرات و تصاویری را در اختیار ما می گذارد که سحر آنها تصاویر داستان را برای همیشه در ذهن مان ماندگار می کند. این نویسنده حتی یک کلمه ی اضافی و بی هدف در آثارش جا نمی دهد. به همین خاطر هربار که بخشی از آن را می­خوانم برایم تازگی دارد. نامش کمی عجیب است. از داستانش چیزی نمی­گویم که لذت خواندنش را حرام نکنم. همین قدر بگویم که این رمان یکی از برجسته­ترین نمونه های بینامتنیت است. همان­طور که بعضی خواننده ها هم به من گفته اند تصاویر زیبای این رمان مانند فیلم در ذهن خواننده نقش می بندد و تازه وقتی رمان را تمام می­کنید به دنیای آن فکر می کنید.

رمان "سفر فلیشا" هم که اردیبهشت امسال منتشر شد، گواه دیگری است بر چیره­دستی ترِوِر. او با بهره گرفتن از عناصر ژانر وحشت خواندن ماجرای سفر فلیشا را برای خواننده پرلذت­تر می­کند. این رمان برنده جایزه ویتبرد و جایزه ساندی اکسپرس بوده و نیز نامزد جایزه آیریش تایمز اینترنشنال. نوع روایت داستان، خواننده را به یاد نویسندگان بزرگی همچون جویس و فاکنر می­اندازد. ویلیام ترور از نویسنده هایی است که بدون شک آثارش درطول تاریخ ادبیات باقی می مانند. دنیاهای این نویسنده را می توانید در هر جای جهان برابر سازی کنید. انگار که شخصیت ها را دیده اید و دنیای آنها را لمس کرده اید.

رمان "مرد در تاریکی" هم چند روزی است که منتشر شده و آخرین رمان استر است. در این اثر هم باز شاهد دغدغه های فلسفی استر درباره انسان هستیم. منتقد ادبی بازنشسته ای که شبها خواب به چشمش نمی­آید، برای فرار از هجوم خاطرات تلخ گذشته برای خودش قصه می گوید، داستان­هایی که همه درباره جنگ­اند، جنگ­هایی که تصویر جهان را این­چنین یاس­آور کرده­اند. ولی با این حال او امیدواراست.

- چه  زمانی را صرف ترجمه این سه کتاب کردید؟

برای رمان "تورگنیف ­خوانی" و "سفر فلیشا"  هر کدام بیش لز چهار ماه وقت صرف کردم. ترجمه رمان "مرد در تاریکی" هم بیش از دو ماه زمان برد.

-- آیا اثر دیگری هم از ترِوِر ترجمه کرده­اید؟

بله. مجموعه داستان "مجردان تپه" را با همکاری سعید سبزیان ترجمه کرده ام که از سوی نشر افراز در انتظار مجوز است. رمان "خانه ­ام در آمبریا" هم رمان دیگری از ترِوِر است که ترجمه کرده ­ام و به نشر افراز سپرده­ام.

             

- آیا بازیافت مالی آن جوابگوی  این زمان خواهد بود ؟

داستان ترجمه و حق­الترجمه، حکایت آن مردی است که غازی را به صد تومان می­خرید و به صد تومان می­فروخت. پرسیدند این کار با این همه رنج چه سودی برایت دارد؟ گفت چیزی که به من لذت می­دهد همین مگ­مگ غازهاست. حالا ما مترجم ­ها هم همین­طور هستیم. دلمان خوش است به اینکه کتاب دربیاید و پشت چند تا ویترین بنشیند.

 – در هنگام ترجمه شما تا چه حد به دنیای نویسنده نزدیک می شوید؟

بی نهایت. قبل از این هم اشاره کردم که بنا به توان نویسنده، دنیاهای داستانی آنها برای ما آشنا جلوه می­کنند و خوشبختانه رمان هایی که من ترجمه کرده ام بنا به ماهیتی که دارند خواننده را به دنیای داستان فرا می خوانند. مثلا "تورگنیف خوانی" ماهیتا بر مبنای واکنش خواننده به این دنیاهای داستانی شکل گرفته است و حتی خود نویسنده هم دچار این جذب ­شدگی بوده است. او در آن رمان نشان می دهد که خودش چقدر در دنیای داستان های تورگنیف غرق بوده است، و به شکلی پسامدرنی و با شگردی نظیر آینه های تکریری آندره ژید، مری لوییس را به ما نشان می دهد که غرق در دنیای داستان­های تورگنیف است. می بینید که ویلیام ترور در همین ­جا و با استفاده از این تصویر قیاسی میان دنیای هنر و دنیای واقعیت برقرار می­کند و به اعتقاد من برای هنر و تخیل ارزش زیباشناختی بیشتری قائل است. علت اصلی اینکه اینقدر به سراغ آثار ترِوِر می روم همین ارتباط خواننده (مترجم) و غرق شدن در دنیای نویسنده است.. او نثر بسیار دشواری دارد و ترجمه آثارش با رنج فراوانی همراه است. ولی چون سبک و مضامین کارهایش را دوست دارم و به فضایی که خلق می کند خیلی نزدیک می ­شوم، دست از سرش بر نمی دارم.

در رمان پل استر هم به نحو دیگری به دنیای داستانی اش وارد شده ام. استر هم تقابل میان دنیای واقعیت و دنیای تخیل را به ما نشان می دهد. در این داستان هم فردی که دچار بی­خوابی است به کمک تخیل می­تواند داستان­ها و دنیاهایی بسازد که زندگی بگذرد. پل استر هم در این رمان به ماهیت ادبیات و نقش لذتبخشی آن اشاره دارد. ضمناً مباحثی هم در این داستان به ماهیت ادبیات مربوط می شود. اینکه ادبیات از کجا می آید، چگونه شکل می گیرد و سهم تخیل چقدر است.

 

- فکر می کنید برای معرفی آثار نویسنده گان ایرانی به جهان چه باید کرد؟

به نظر من در این میان  نقش ناشران خیلی مهم است. نباید چشم­شان به در باشد تا مترجمی بیاید و کاری بیاورد یا فقط به دنبال کتاب های جایزه­ دار باشند. نویسندگان بیشماری هستند که در ایران ناشناخته مانده اند حال آنکه از جایگاه ادبی بسیار بالایی برخوردارند. کشف و معرفی آنها به خوانندگان فارسی رسالتی است بر دوش ناشران و مترجمانی که دغدغه ادبیات دارند. اگر ناشران جنبه پژوهشی کار را جدی ­تر بگیرند مسلما تاثیرگذار خواهد بود.

- آیا مترجمان ما قادر خواهند بود از زبان مادری به ترجمه  بپردازند و اگر این اتفاق بیفتد و ناشران این پروسه عکس را پی گیری کنند , به نظر شما  به لحاظ  ایجاد این فضای دو سویه و کسب درا مد چه قدر موفق خواهیم بود ؟ و  چرا تا به حال این مسیر عکس صورت نگرفته است ؟

راستش به این مسئله خیلی خوشبین نیستم. برگرداندن متون ادبی فارسی به زبانهای دیگر نیازمند شناخت کامل به زبان مقصد است که توانش را در کمتر کسی سراغ دارم. این کار شاید زیر نظر ویراستاری که بومی زبان مقصد است و به زبان فارسی هم تسلط دارد، امکان­ پذیر باشد. مسلما از نظر مالی هم خیلی بهتر از ترجمه به زبان فارسی است.

تا آنجایی که من می­دانم انجمنی در آمریکا هست که در حال انتخاب و ترجمه آثار ادبیات داستانی فارسی به زبان انگلیسی است، چند و چونش را نمی­دانم ولی بی­تردید قدم مثبتی است و به شناخت ادبیات معاصر کشورمان کمک خواهد کرد.

 - اگر حرف یا پیغام  خاصی برای خوانندگان دارید ممنون می­شویم که بیان کنید.

فقط دلم می­خواهد بگویم کاش به رغم همه مشکلات اجتماعی و اقتصادی حاکم بر جامعه­مان، ادبیات را جدی­تر بگیریم که خیلی مظلوم واقع شده. این روزها مدام گله­هایی می شنوم از این که کتاب گران است و چه و چه. یک بار در شهر کتاب صحنه جالب دیدم. دو تا دختر بیست و دو سه ساله، آیس­پک و ذرت دستشان بود و کتاب ها را ورانداز می­کردند. از قیمت کتابها شاکی بودند که مثلا "شش هزار تومان؟ چه خبره؟" می­دانید منظورم چیست، بابت هرچیزی راحت پول می­پردازیم ولی به کتاب که می­رسد صدایمان در­می­آید.

 - ممنون ازا ینکه وقت خود را در اختیار سایت مرور قراردادید.

من از شما ممنون هستم که این فرصت را در اختیارم گذاشتید. موفق باشید.

 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

بازدیدکنندگان

در حال حاضر 32 میهمان و بدون عضو در حال بازدید از سایت هستند

آگهی متنی

   مسئولیت نوشته ها به عهده ی خود نویسنده است و سایت مرور هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

مهرآوران

 هاست  ، دامنه ، طراحی سایت 

HTTP://MEHRAVARAN.COM

  


 بیست داستان کوتاه از ۱۶ تن از داستان نویسان معاصر

یتhttp://www.epubfa.ir/?p=79

 

 زنان داستان نویس ایران در سایت امازون

با ترجمه امیر مرعشی

https://www.amazon.com/Alive-Kicking-collection-Contemporary-Iranian/dp/1544022727/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1488605449&sr=8-1&keywords=mitra+dava

 

 

مرفی /  بکت / سهیل سمی / ققنوس

 

 

بالزن ها / محمد رضا کاتب / نشر ققنوس .هیلا

 

 

 

با عزیز جان در عزیزیه /  فرخنده اقایی / نشر ققنوس

 

رمان «چرا زن‌ها گریه می‌کنند» نوشته رُنه ژان‌کلو با ترجمه عظیم جابری
نشر افراز . 
 

 

مجموعه چهار جلدی شناختنامه ادبیات ایران

جواد اسحاقیان /  نشر نگاه

 

چرا اخرین درنا باز می گردد

شمس آقاجانی

 

اکواریوم شماره چهار / میترا داور / نشر اموت