Strict Standards: Declaration of fa_IRDate::calendar() should be compatible with JDate::calendar($format, $local = false, $translate = true) in /home/morourir/public_html/language/fa-IR/fa-IR.localise.php on line 0

Strict Standards: mktime(): You should be using the time() function instead in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 32

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 28

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 120

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 123

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 46

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 106
مرور :: ادبیات - گفتگو با نسرین قربانی
سه شنبه, ۲۹ مرداد ۱۳۹۸

اخبار فرهنگی ایسنا

ایسنا

فرهنگی و هنری > ادبیات و کتاب

نمایش اخبار فرهنگی

خطا
  • خطا در بارگذاری اطلاعات فید

گفت و گو با نسرین قربانی

حمید رضا اکبری شروه

 

 

 

1-کمی از خودتان بگوید ؟

ج: از وقتی کودکی دَه. دوازده ساله بودم  ازعلاقه ام نسبت به ادبیات پی بردم. وقتی که متن های کوتاهی می نوشتم و به کسی نشان نمی دادم. وقتی که دردهه ی پنجاه داستان نوشتن از روی برخی تصنیف ها مد شده بود و نوشتم و باز ازوقتی که بهترین درسم همیشه و همیشه ادبیات بود و برگه ی 19 انشای سال آخرکه هرگزبه من برگردانده نشد. دیپلم بازرگانی دارم.دو سال ازدرس عقب افتادم: اولی به دلیل  تغییررشته ی درسی و دومی به دلیل فوت مادرم. کنکورقبول شدم اما درآزمون تحقیقی!! که هرگز ندانستم به چه دلیلی، به حساب نیامدم. تا چند سال اگرچه شاغل بودم و همه ی وقت های آزادم را به مطالعه می گذراندم، اما داغ درس به دلم مانده بود. سال 57 از رسانه ی عمومی اعلام شد علاقه مندان نمایش نامه نویسی، موضوعی بنویسند و بفرستند. نوشتم. به نام باران. هیچ به یاد ندارم چه نوشتم فقط می دانم سه نامه ازهمان رسانه دریافت کردم مبنی براین که بقیه ی کارهایم را بفرستم تا به اسم خودم چاپ کنند. نفرستادم. هیچ وقت. دلیلش شاید هنوزطعم تلخ شکست درسی بود. علوم اجتماعی و اقتصاد را بسیاردوست داشتم اما هرگز نخواستم در رشته ی ادبیات تحصیل کنم چون احساس می کردم درچهارچوب قرار می گیرم. از سال 80 به پشتیبانی همسرم رسمن با روزنامه ی اعتماد شروع به کارکردم و بعد سال 84 اولین کتابم به نام "خانه ی پدری "چاپ شد. سال بعد، مجموعه ی "من هم انسانم". سال 87 رمان" فخرالزمان" و سال 91 رمان  "نیمه ی ناتمام" از نشرآموت به چاپ رسید. در این سال ها از محضراستادانی چون« محمد محمد علی. محمد بهارلو. اسماعیل عباسی. سیامک گلشیری و حسین سناپو» نهایت استفاده را بردم و همیشه هم مدیون این بزرگواران هستم. سال 84 جایزه ی بهترین مقاله را از روزنامه ی همشهری گرفتم. نمونه خوان بودم. از سال 85 همکاری ام را با همشهری شروع کردم و کم و بیش تا امروزادامه دارد. چند نقد نوشته ام که در روزنامه های: فرهیختگان و تهران امروزچاپ شده است. نویسنده شدن رویای سال های دورم بود که طعم تلخ ادامه تحصیل را از بین برد.

2- از دیدگاه شما رمان ایرانی  بیشتر نشانگر نیازهای جامعه است؟

ج:معمولن چون نویسنده درهرکشوری دربطن اجتماع زندگی می کند نمی تواند تحت تاثیرمسائل اجتماعی نباشد. بنابراین خواه ناخواه مجبوراست به همه ی این مسائل و گاه معظلات اشاره کند. با تامّلی در سیرداستان نویسی در ایران می توانیم بازتاب عمیق مسائل اجتماعی را شاهد باشیم و در این میان موفق ترین رمان ها کارهایی بودند که سوژه شان برگرفته شده ازمسائل اجتماعی بود. به عنوان مثال، سال های ابری از: علی اشرف درویشیان و جای خالی سلوچ ازمحمود دولت آبادی در دهه های قبل و دهه ی هشتاد، چراغ هارا من خاموش می کنم، از خانم زویا پیرزاد، رمان هایی هستند که هریک به طورجداگانه مسائل عمده و مهمی ازاجتماع را بیان می کنند.

3- سیاست های موجود درعرصه چاپ و انتشار کتاب، تا چه حد بر فعالیت نویسندگان ما تاثیرگذار بوده است؟

ج: بسیارزیاد. وقتی فکر می کنید دائم باید خودتان را سانسورکنید، تمرکزاولیه را ازدست می دهید و اگرهم قرارباشد نوشته ی اولیه بدون سانسور باشد و در تجدید کار، به مقوله ی سانسورکلمات و یا جملاتی بپردازید، بازهم نظم نوشتن و در نتیجه یک جورهایی نظم ذهن به هم می ریزد. از پیامدهای منفی این سیاست، در برخی موارد کناره گیری و به انزوا رفتن نویسنده و گاهی هم انتشاراثردر خارج از کشور است که در هر دو صورت آسیب دیدن پیکره ی ادبیات است.

4- به نظر شما وضعیت فعلی رمان نویسی در ایران با چه بحرانی  مواجه است؟

ج:شاید بتوان گفت خط قرمزها درادبیات امروزی جامعه ی ما بزرگ ترین بحران است. از آن جایی که معضلات روزاجتماع آبشخورذهن نویسندگانی است که دغدغه شان درعمق زندگی مردم است و اغلب پرداختن به این مسائل نویسنده را درگیرممیزی ها خواهد کرد.

5- ژانر غالب در رمان های شما چگونه اند ؟

ج: مسائلاجتماعی و معضلات آن و تا حدی مسائل سیاسی درمرکزکارهایم می باشد.

6-  آیا به نظر شما در دوره کنونی مساله پراهمیتی وجود دارد که در موضوع رمان قرار نگرفته و مورد غفلت واقع شده است؟

ج:برای ذهن فعال نویسنده کماکان سوژه های بکروجود خواهد داشت.دنیای امروز سرشاراز سوژه و موضوع است فقط باید دید و خوب هم دید. توی کلاس ها به ما توصیه می کردند همیشه به اطرافمان خوب نگاه کنیم و سوژه را از دل حوادث بسیار معمولی دربیاوریم و انتظارنداشته باشیم یک اتفاق عجیب و غریب رخ دهد تا بتوانیم آماده ی نوشتن شویم. به نظرمن مسائل سیاسی- اقتصادی و فرهنگی پررنگی درجامعه ی امروزی ما درحال رخ دادن است که هرکدام سوژه ی صدها رمان خواهد بود؛ اما متاسفانه به علت عدم وجود شرایط مناسب که همان بسته بودن دست نویسندگان است، مهجورمانده اند.

 

7-آیا برای نوشتن رمان هایتان روی زبان و فرم هم کار می کنید ؟

ج:بله حتمن. هراثر مستقل مختصات خاص خود را دارد و به نظر من هرنویسنده برای حفظ پویایی در آثارش موظف است همان طورکه سوژه ی جدیدی را دررا در راس کارش قرارمی دهد، برروی فرم و زبان کارهم نگاه جدیدی داشته باشد.

8-چقدر در نوشته هایتان زنانه نویس هستید ؟

ج:چقدرش را نمی دانم اما سعی می کنم که این طورباشم. وقتی اززن می نویسیم، از مسائل او، دغدغه هایش و جایگاهش می نویسیم و با کنارهم گذاشتن این نوشته ها می توان جایگاه زن را در جامعه تحلیل کرد. اما گاهی نیاز است برای پرداختن به شخصیتی مردانه تا حد امکان نگاهی مردانه داشت.

9- جایگاه زنانه نویسی در ادبیات داستانی ما چگونه است ؟

ج:در پی تغییر و تحولات اجتماعی و وارد شدنِ زنان در بطن اجتماع رفته رفته شرایط برای حضوراین قشراز اجتماع در فعالیت های مختلف مساعد ترشد و ادبیات داستانی نیزاز این مقوله مستثنا نیست. در گذشته ای نه چندان دور مهشید امیر شاهی وزنده یاد سیمین دانشورتنها بانوان نویسنده ی دوران خویش بودند. ولی امروزه خوشبختانه زنان بسیاری دراین زمینه فعالیت می کنند. به علت این که جنس ما سال های زیادی را درسکوت گذراند، فکرمی کنم تا مدت ها انگیزه ی زنانه نویسی بسیارپررنگ باشد. با همه ی این ها امیدوارم زنان نویسنده ی جامعه ی ما در آینده موفق ترباشند.

10- فکر می‌کنید نویسنده در عرف جامعه و بین مردم جایگاه مناسبی دارد یا اینکه جامعه نیز هویت مستقلی برای نویسنده و نویسندگی قائل نیست؟

ج:خیر. به طورکلی در جامعه ی ما هنرو ادبیات را جزیی ازمقولات تفنن و سرگرمی می شمارند؛ در حالی که در هرکشوری این گروه جزء نخبگان و تحلیل گران جامعه ی خود محسوب می شوند.

11- جایزه های ادبی را چگونه می بینید ؟

ج:خیلی خوب نمی بینم. انتخاب یک اثر به عنوان اثربرگزیده باید تا حد امکان دوراز سلایق شخصی باشد و برای پذیرفتن یا رد کردن آن باید دلایلی داشت که در تعاریف حوزه ی ادبیات امروز بگنجد؛ و از آن جایی که این جایزه ها نام با صلابت بزرگان ادبیات ما را به دوش می کشند، پسندیده است  متن برگزیده        نمونه ی بارز یک اثرارزشمند باشد.

12 - در آخر از کار های جدید و حرفی اگر مانده باشد بفرمایید .

ج: مشغول نوشتن رمان جدیدی هستم که دو محور اصلی دارد: نامادری و مهاجرت. امیدوارم هرچه زودتربه پایان برسد تا رمانی که توسط ارشاد غیرمجازاعلام شده بود، را به سرانجام برسانم. در پایان ازتوجه شما سپاسگزارم.

 

حمید رضا اکبری شروه

 

 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

بازدیدکنندگان

در حال حاضر 37 میهمان و بدون عضو در حال بازدید از سایت هستند

آگهی متنی

   مسئولیت نوشته ها به عهده ی خود نویسنده است و سایت مرور هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

مهرآوران

 هاست  ، دامنه ، طراحی سایت 

HTTP://MEHRAVARAN.COM

  


 بیست داستان کوتاه از ۱۶ تن از داستان نویسان معاصر

یتhttp://www.epubfa.ir/?p=79

 

 زنان داستان نویس ایران در سایت امازون

با ترجمه امیر مرعشی

https://www.amazon.com/Alive-Kicking-collection-Contemporary-Iranian/dp/1544022727/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1488605449&sr=8-1&keywords=mitra+dava

 

 

مرفی /  بکت / سهیل سمی / ققنوس

 

 

بالزن ها / محمد رضا کاتب / نشر ققنوس .هیلا

 

 

 

با عزیز جان در عزیزیه /  فرخنده اقایی / نشر ققنوس

 

رمان «چرا زن‌ها گریه می‌کنند» نوشته رُنه ژان‌کلو با ترجمه عظیم جابری
نشر افراز . 
 

 

مجموعه چهار جلدی شناختنامه ادبیات ایران

جواد اسحاقیان /  نشر نگاه

 

چرا اخرین درنا باز می گردد

شمس آقاجانی

 

اکواریوم شماره چهار / میترا داور / نشر اموت