Strict Standards: Declaration of fa_IRDate::calendar() should be compatible with JDate::calendar($format, $local = false, $translate = true) in /home/morourir/public_html/language/fa-IR/fa-IR.localise.php on line 0

Strict Standards: mktime(): You should be using the time() function instead in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 32

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 28

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 120

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 123

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 46

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 106
مرور :: ادبیات - هدف زبان، انتقال پيام است
سه شنبه, ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸

اخبار فرهنگی ایسنا

ایسنا

فرهنگی و هنری > ادبیات و کتاب

آرمان: محمد كاظم حسيني متولد 1352 ساكن شهرستان پاسارگاد و فوق ليسانس ادبيات فارسي، دبير ادبيات و مدرس دانشگاه است كه از سال 78 شعر را به صورت جدي دنبال مي‌كند. از آقاي حسيني تاكنون دو مجموعه شعر منتشر شده است: «به ديوار دل نبند، مجموعه غزل ـ 1385» و «هيچ دروغي به قشنگي تو نيست، مجموعه شعر سپيد 1392» كه به همين بهانه با وي به گفت‌وگو نشسته‌ايم.

آقاي حسيني اخيرا كتابي از شما با عنوان «هيچ دروغي به قشنگي تو نيست» منتشر شده است، خودتان در مورد اين كتاب توضيح مي‌دهيد؟

«هيچ دروغي به قشنگي تو نيست» مجموعه شعري است كه به همت دوستان در نشر خوب بوتيمار در اسفند ماه 1392 به چاپ رسيد. قالب اشعار اين كتاب 112 صفحه اي سپيد است و غير از يك شعر بلند به نام «حافظيه» كه 32 صفحه از حجم كتاب را به خودش اختصاص داده است، اشعار ديگر تقريبا كوتاه‌اند. خوشحالم كه كتاب در نمايشگاه با اقبال عمومي روبه‌رو شد و با اينكه هنوز به كتابفروشي‌ها نرسيده در آستانه تجديدچاپ است.

زبان در ساختار شعرهاي اين مجموعه منطق واحدي دارد و فقط با تغيرات ظاهري و سطحي منطق انديشه شعري شما را آشكار مي‌كند با اين وجود كاركرد واقعي زبان در شعر شما چيست؟

در اوايل قرن بيستم تعريف زبان بيان انديشه‌ها بود اما در انتهاي قرن بيستم زبان ارتباط میان انسان‌ها تعريف مي‌شود از آنجا كه هدف زبان انتقال پيام است ما در زبان ادبي به قصد تاثير بر مخاطب با نوعي ديگرگونه گفتن به نام شعر روبه‌روييم. بر اساس نگرش‌هاي ساخت‌گرايانه جديد علم زبان‌شناسي سه بخش دارد: 1ـ دستور زبان 2ـ معنا‌شناسي 3ـ كاربردشناسي، كه مطالعه رابطه‌هاست و چگونگي يافتن معنا را مي­گويد بعد از بيرون آمدن شعر از دربار و قدم زدن با مردم در اجتماع زبان نيز سعي كرد خود را به مردم نزديك كند پس خود را به گفتار نزديك كرد به نظر شما دليلش چه مي‌تواند باشد؟ «باختين» معتقد است زنده بودن به معناي شركت در مكالمه است، زندگي پرسيدن است، گوش كردن، پاسخ گفتن، توافق داشتن و «هگل» هم مي‌گويد: خودآگاهي در خود واقعيت ندارد و «ياكوبي» گفته من بدون تو ناممكن است. شعر مشروطه با نقش بسيار پر رنگش در انقلاب مشروطه دو مشكل اساسي داشت يكي اينكه به ساختار بي توجه بود و ديگر اينكه كاربرد ابزاري داشت. انقلاب نيما متن را از تسلط عناصر كهنه شعر رهايي بخشيد و شعر با تجربه اي كه داشت سعي كرد هم ابزار قرار نگيرد و هم به ساختار بي‌توجه نباشد و بعد از نيما شاخه‌هاي منشعب مثل شعر گفتار سعي كرد شكاف بين مردم و شعر را كمتر كند. معمولا هنر به دنبال همسويي با مردم است شاملو با آن زبان فخيم به فرهنگ كوچه و مردم توجه داشت پس بايد به زباني رسيد كه هم ابزاري و هم به ساخت بي توجه نباشد هم ارتباط را لحاظ كند. رسيدن به چنين زباني براي من مهم بوده. البته به قول سيدعلي صالحي «ساده‌انديشي با ساده گويي متفاوت است و كسي كه ساده حرف مي‌زند ساده نمي انديشد» اگر راننده تازه كاري را در نظر بگيريم تمام حواس اين راننده در حين رانندگي به كلاج و دنده و ترمز و بقيه چيزهاست او هيچ وقت طبيعي رانندگي نمي‌كند اما وقتي مهارت پيدا كرد و حرفه‌اي‌تر شد بدون دغدغه و خيلي ساده و طبيعي فقط با فرمان ماشين را كنترل و موسيقي گوش مي‌كند و بدون توجه به كلاچ و گاز و دنده مناظر اطراف را گاهي نگاه مي‌كند. من سعي در رسيدن به چنين مهارتي در زبان دارم.

در عين حال شما در شعرها ارائه‌گر رفتار طبيعي زبان هستيد نه نمايشگر رفتار مصنوعي. كاركرد زبان در شعرهاي شما چيست؟

به باور من ارگانيك‌ترين رفتار بهترين رفتار است همانطور كه بهترين ميوه ها آنهايي هستند كه به روش طبيعي پرورش مي‌يابند و خواص بيشتري هم دارند، انساني كه رفتار طبيعي خودش را دارد و خودش است انسان پذيرفته‌تري است تا كسي كه رفتار ساختگي دارد. اما بايد مواظب بود ميوه اي كه به روش طبيعي پرورش مي‌يابد دچار آفت نشود زبان هم از اين قاعده جدا نيست كه آفت هاي زياد دارد. بگذاريد مثال ديگري بزنم، «بن‌ساي» را در نظر بگيريد همه چيز آن طبيعي است اما براي پرورش و طبيعي بودنش بايد زحمت زيادي كشيد و مراقبت و وقت زيادي لازم است. يك بازيگر سينما يا تئاتر سال‌ها براي طبيعي بودن بازي‌اش وقت مي‌گذارد و تمرين مي‌كند، حلول كردن بازيگر در آن نقش درست مثل حلول شاعر در شيء است كه بتواند به خوبي از پس جاندار انگاري و تشخيص برآيد. رفتار طبيعي در زبان اعتمادسازي مي‌كند تا مخاطب حرف شاعر را گوش و باور كند و شعر را از شعاري شدن رهايي مي‌بخشد، كافي است شعر در چشم مخاطب زُل بزند و صادقانه نگاه كند مخاطب تمام حرفهاي او را از چشمش خواهد خواند خيلي اوقات در روابط، ما با كساني روبه‌رو مي‌شويم كه اظهار ارادت و دوستي و محبت فراوان مي‌كنند اما متوجه مي‌شويم چند درصد از اين رفتار و اظهار محبت صادقانه و چه بخشي لفاظي و غلو است. اگر در زبان شعر كه گفتن نگفتني‌هاست رفتار زبان مصنوعي باشد شعر به سمت چاپلوسي زباني كشيده مي‌شود. روي يك اثر هنري زحمت زيادي كشيده مي‌شود تا طبيعي جلوه كند، زبان شعر هم بايد بسيار ورز داده شود تا طبيعي باشد همانطور كه ساده حرف زدن سخت است.

نگاهي انتقادي در كليت شعرهاي اين مجموعه وجود دارد، اين رويكرد چگونه مي‌تواند شاعر را در بيان حقايق دروني‌اش پشتيباني كند؟

تاريخ رويكرد انتقادي و اعتراضي به دوره‌هاي اول شعر فارسي در قرن پنجم و ششم در اشعار شاعراني چون ناصر خسرو و سنايي و در ادامه به سبك عراقي و هندي تا به شعر مشروطه و دوره معاصر مي‌رسد، اين كاملا روشن است اگر جامعه‌اي نقد نشود آن جامعه رشد نمي‌كند. كمترشاعري ديده مي‌شود كه نگاه انتقادي در اشعارش اصلا نباشد شعر به خاطر همين از دربار پا به درون جامعه گذاشت و يكي از مهم‌ترين اهداف نيما همين است. اما در جواب اينكه رويكرد انتقادي چگونه مي‌تواند شاعر را در بيان حقايق دروني‌اش پشتيباني كند بايد آزمون «رورشاخ» را در روانشناسي مثال بزنم در اين آزمون چند قطره جوهر روي كاغذ چكانده مي‌شود كه با تا كردن كاغذ و پخش شدن جوهر شكل‌هايي به‌وجود مي‌آيد، بعد از فرد مي‌خواهند تا تصاويري كه مي‌بيند را بيان كند اين تصاويري كه او خواهد ديد بيان‌كننده درونيات او هستند، اين قضيه در شعر بسيار صادق است.

در شعرهاي عاشقانه با تصاوير عيني و نگاهي رئال و كمي متفاوت در برخورد با مسائل روابط احساسي انساني روبه‌رو هستيم چه قدر شخصيت شما با خود شما همخواني دارد؟

روابط عاشقانه در منظومه حافظيه كه شعر بلند اين مجموعه هست روابطي بر پايه دموكراسي است وآن روابط كلاسيك عاشقانه قديم شايد ديده نشود، همانطور كه در شعر مشاهده مي‌شود قرارها بر اساس روابطي دموكراتيك گذاشته مي‌شود وديالوگ هاي عاشق و معشوق بيشتر ايده و عقايد آنهاست و تفاوت و اعتماد به عقايد در شعر مشهود است. كه قرار اول در حافظيه و قرار بعدي سعديه گذاشته مي‌شود پيرامون اين دو، ديالوگ‌هاي وجود دارد كه تفاوت نگاه حافظ و سعدي را به عشق بيان مي‌كند «اگر چه دوست ندارد من و تو را سعدي/ موافقي تو كجا حافظيه يا سعدي» و در ادامه، شعر از نگاه سعدي صحبت مي‌كند و محله سعدي را با ويژگي‌هاي فرهنگي و اجتماعي و معضلاتي كه در آن وجود دارد به نقد مي‌كشد. كساني كه در شيراز زندگي مي‌كنند براي آنها اين واقعيت عيني و ملموس‌تر است اما شعر با سينما سعدي تمام مي‌شود «نمايي كه از سعدي در جامعه وجود دارد» سينما سعدي كه در جا و موقعيت مكاني خوبي در شهر شيراز وجود دارد در اين بخش سعي بر اين است تا محله فقيرنشين سعدي با مكان سينما سعدي و نمايي كه از سعدي وجود دارد در چهارراه سينما سعدي مقايسه مي‌كند. در جاهاي شعر معشوق را به مخاطب مي‌شناساند زمان زني است كه قهر كرده است«زمان زني است كه برنمي‌گردد/ و خاطرات حرف‌هاي است پشت سر اين زن هستند» در اين روابط عاشقانه عاشق سعي مي‌كند معشوق را درك كند و دلايلي براي برخورد متفاوت خود دارد و در جواب شما بايد بگويم بي‌شك شخصيت‌هاي شعر و عقايد آنها بي شباهت به خود فرد نيستند كه بيان‌كننده نگاه او هستند.

دوگانگي‌ها و پارادوكس‌ها، علت و معلول‌هاي فكري و ذهني شما در تماميت زبان شعرها واسازي شده­اند كاربرد متمايز نظام زبان چگونه مي‌تواند در التذاذ از متن موثر باشد؟

مواردي كه مي‌فرماييد از نام كتاب شروع مي‌شود و تا پايان اين روند وجود دارد. در تاريخ جهان‌گشاي جويني جمله‌اي هست كه مي‌گويد: مردم به زمانه خود شبيه‌ترند تا به پدران‌شان. وقتي ويژگي‌هاي دوره و مردم زمان در شعر و ساختار آن وجود داشته باشد مي‌تواند براي مخاطب جذابيت ايجاد كند و در التذاذ مخاطب از متن موثر باشد. اين ويژگي‌هاي مشترك در همه چيز مي‌تواند وجود داشته باشد از صنايع غذايي گرفته تا معماري و پوشاك و. . . خانه‌هاي ديروز بزرگ هستند با حياط‌هاي وسيع اما ممكن است در اين خانه‌ها حتی يك صندلي وجود نداشته باشد ولي در آپارتمان هاي كوچك امروزي معمولا تمام امكانات وجود دارد، غذاي ديروز ساندويچ نبود و امروز از ديگ‌هاي بزرگ غذا در آپارتمان خبري نيست. شعر امروز هم مثنوي و قصايد بلند نيست شعر امروز معمولا كوتاه است اما معاني فشرده و فنري در آن وجود دارد. پارادوكس‌ها و دوگانگي‌ها در شعر امروز نمونه اين است. وقتي بازار و خانه‌ها پر از ابزارهاي چند كاره‌اند زبان شعر هم اينگونه است. زبان شعر و ساخت آن هم مانند تمام ساختارهاي ديگر زندگي تغيير كرده است. انسان امروز نه‌تنها تمام امكانات رفاهي را در آپارتمان كوچكش جا داده كه كتابخانه بزرگش را هم در يك فلش يا مموري ذخيره كرده است. البته اين را بايد بگويم گاهي زبان با قصد خودنمايي و جلب توجه مخاطب سعي در متفاوت بودن دارد اما گاهي چون تغيير ايجاد شده زبان هم تغيير مي‌كند و متفاوت مي‌شود. من تغيير و تفاوت را معمولا با حركت همراه ديده‌ام و بر اين باورم كسي كه حركت مي‌كند جايي كه ايستاده را عوض مي‌كند و جاي قبلي نيست. كتاب قبل من «به ديوار دل نبند» زبان و قالبي متفاوت از اين كتاب دارد ولي نمي‌دانم اين حركت رو به جلو بوده يا نه و منتظر قضاوت مخاطب‌ها هستم.

«مرگ» نماد و تِم اصلي شعرهاي اين مجموعه است، برقراري پيوند مناسب ميان نماد و كلمه چقدر به شما در موفقيت ارجاع‌هاي مدّنظر كمك كرده است؟

هميشه نماد مورد توجه انسان ها قرار گرفته است و در حوزه‌هاي دين و فلسفه، زبان‌شناسي، هنر و زيبايي‌شناسي مطرح شده است در نماد ارتباط ميان شكل و مفهوم نه به خاطر شباهت يا همجواري بلكه اين رابطه قراردادي است. ارزش يا معنا توسط كسي كه از نماد استفاده مي‌كند به نماد داده مي‌شود مثل استفاده از رنگ سياه در سوگواري يا عصاي سفيد توسط فرد نابينا، ولي در خيلي از كشورها ممكن است سبز، زرد، يا هر رنگ ديگري مناسب سوگواري باشد نقش كسي كه اين رابطه را به وجود مي‌آورد بسيار پررنگ است و اگر از نماد درست رمزگشايي نشود ممكن است براي مخاطب سوء‌تفاهم پيش‌آيد يا اصلا تفاهمي رخ ندهد پس برقراري ارتباط مناسب ميان نماد وكلمه بسيار مي‌تواند مخاطب را در رسيدن به آنچه شاعر مي‌خواهد بگويد ياري دهد و من نمي‌دانم چقدر در اين مجموعه از نمادها به‌طور صحيح رمزگشايي شده است.

شاعر مي‌تواند با تكيه بر دانش نشانه‌شناسي خود آثاري ارائه دهد كه مخاطب در جايگاه سوژه‌هاي خودش قرار گيرد، شناخت از زواياي چنين متني مي‌ تواند مخاطب را به خوانش دوباره متن ترغيب كند؟

فقط در زبان ادبي و شعر نيست كه ما از نشانه استفاده مي‌كنيم بلكه همه­ مردم از نشانه استفاد مي‌كنند قلقل كتري نشانه جوش آمدن آب است و پزشكان از طريق نشانه‌ها به دردها پي مي‌برند. اما اگركمي حرفه‌اي‌تر به نشانه‌ها نگاه كنيم به‌صورت كلي به سه دسته تقسيم مي‌شوند: نشانه‌هاي طبيعي كه ميان صورت و مفهوم است، نشانه‌هاي تصويري مثل تصوير يك شئی با خود شئی، نشانه‌هاي وضعي يا قراردادي مثل علائم راهنمايي در جاده‌ها. شاعر از طريق هر چيزي كه بتواند نشانه باشد از قبيل اشكال، علائم آوايي، تصاوير، اشياء، كلمات و. . . سعي مي‌كند مخاطب را به معنا برساند عناصر نشانه­شناسي مانند زبان گفتار، دال و مدلول، تطابق و تضمن و ارتباط‌هاي بصري غير زبان مثل علائم راهنمايي جاده‌ها و. . . اين كار را انجام مي‌دهند استفاده از نشانه دلايل زيادي مي‌تواند داشته باشد و در ادبيات هم به خاطر دلايلي مانند لذت كشف مخاطب از متن و رّد شدن متن از ممیزی و لذت مخاطب از پي بردن به معناي پنهان متن و از همه مهم‌تر اينكه مخاطب ترغيب مي‌شود متن را دو يا چند بار ديگر بخواند و به تفكر وا داشته شود مهم است. فروغ فرخزاد مي‌گويد: بعضي شعرها مانند دري هستند كه با تمام تلاشت سعي مي‌كني آن در را باز كني وقتي باز شد مي‌بيني آن طرف در هيچ خبري نيست و گول خورده‌اي و فقط يك در را بيهوده باز كرده‌اي ولي شعر خوب مانند يك كريدور است كه مي‌تواني در آن راه بروي، فكر كني، بنشيني، بايستي و به تصاوير آن نگاه كني. در يك متن يا شعر شاعر مي‌تواند با دانش نشانه‌شناسي شعري اينگونه خلق كند كه مخاطب، خود را در اين كريدور حس كند بي‌شك متني اينچنين مي‌تواند مخاطب را به خوانش دو يا چندباره ترغيب كند اميدوارم اين كتاب تا حدودي از عهده اين مهم بر آمده باشد.

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

بازدیدکنندگان

در حال حاضر 55 میهمان و بدون عضو در حال بازدید از سایت هستند

آگهی متنی

   مسئولیت نوشته ها به عهده ی خود نویسنده است و سایت مرور هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

مهرآوران

 هاست  ، دامنه ، طراحی سایت 

HTTP://MEHRAVARAN.COM

  


 بیست داستان کوتاه از ۱۶ تن از داستان نویسان معاصر

یتhttp://www.epubfa.ir/?p=79

 

 زنان داستان نویس ایران در سایت امازون

با ترجمه امیر مرعشی

https://www.amazon.com/Alive-Kicking-collection-Contemporary-Iranian/dp/1544022727/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1488605449&sr=8-1&keywords=mitra+dava

 

 

مرفی /  بکت / سهیل سمی / ققنوس

 

 

بالزن ها / محمد رضا کاتب / نشر ققنوس .هیلا

 

 

 

با عزیز جان در عزیزیه /  فرخنده اقایی / نشر ققنوس

 

رمان «چرا زن‌ها گریه می‌کنند» نوشته رُنه ژان‌کلو با ترجمه عظیم جابری
نشر افراز . 
 

 

مجموعه چهار جلدی شناختنامه ادبیات ایران

جواد اسحاقیان /  نشر نگاه

 

چرا اخرین درنا باز می گردد

شمس آقاجانی

 

اکواریوم شماره چهار / میترا داور / نشر اموت