Strict Standards: Declaration of fa_IRDate::calendar() should be compatible with JDate::calendar($format, $local = false, $translate = true) in /home/morourir/public_html/language/fa-IR/fa-IR.localise.php on line 0

Strict Standards: mktime(): You should be using the time() function instead in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 32

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 28

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 120

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 123

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 46

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 106
مرور :: ادبیات - گفتگو با ضحی کاظمی نویسنده رمان آغاز فصل سرد
سه شنبه, ۲۹ مرداد ۱۳۹۸

اخبار فرهنگی ایسنا

ایسنا

فرهنگی و هنری > ادبیات و کتاب

 

گفتگو با ضحی کاظمی نویسنده رمان آغاز فصل سرد / اکبری شروه

کمی از خودتان بگوید ؟

کارشناس ارشد زبان و ادبیات انگلیسی هستم. در حال حاضر به صورت پاره وقت در دانشگاه تدریس می کنم.  اما تمرکز اصلی ام را روی داستان نویسی و داستان خوانی گذاشته ام و امیدوارم بتوانم به صورت حرفه ای نویسندگی را که علاقه اولم است، ادامه دهم. طرح داستان هایم معمولا برای نگارش رمان مناسب هستند. داستانک هم می نویسم و به ندرت داستان کوتاه. هر وقت داستان کوتاه خوبی به زبان انگلیسی پیدا کنم و فرصتش باشد، برای علاقه مندان ترجمه می کنم.

سیاست های موجود در عرصه چاپ و انتشار کتاب، تا چه حد بر فعالیت نویسندگان ما تاثیرگذار بوده است؟

این چند سالی که من با حوزه چاپ و انتشار کتاب در ارتباط نزدیک تری بودم، بیشترین چیزی که به نظرم آمد، عدم ثبات بود. تغییر سیاست های کلان کشور، در سطوح پایین تر هم تاثیر می گذارد. همین باعث شده نویسنده و ناشر همواره در وضعیت بلاتکلیفی و هول و  ولا باشد. مثلا نویسنده ای که دو اثر اولش را یک نشر معتبر منتشر کرده، هیچ گاه مطمئن نیست کار سومش را همان ناشر قبول خواهد کرد یا نه. و پیش آمده که قبول نکرده اند. دلیلش را هم گران شدن کاغذ و مشکلاتی که با ارشاد داشته اند و چیزهایی که به نویسنده و کیفیت اثرش مربوط نمی شود، عنوان کرده اند. نمی شود به ناشر هم حق نداد. ناشر هم نمی تواند روی خیلی چیزها برنامه ریزی کند، مثل قیمت تمام شده کتاب یا گرفتن مجوز و غیره. برای همین این بی ثباتی و عدم اطمینان از آینده، کمی باعث دلسردی می شود.

به نظر شما وضعیت فعلی ادبیات داستانی  در ایران با چه بحرانی  مواجه است؟

با بحران مخاطب!  مردم ما کتاب نمی خوانند. داستان نمی خوانند و از آن بدتر برای کتاب و داستان هزینه نمی کنند. داستان و به صورت کلی هنر و ادبیات، در جامعه ما زاید و بیهوده تلقی می شود. از کودکی به ما آموزش داده می شود که درس بخوانیم. ریاضی و علوم و ... اما درمدارس ما هفته ای چند ساعت به هنر یا داستان اختصاص داده می شود؟ در طول دوازده سال دوران تحصیل کدام داستان به صورت حرفه ای در مدارس ما تدریس و یا تجزیه و تحلیل می شود؟ کدام داستان کوتاه و یا رمان؟  مردم ما فکر می کنند با خواندن داستان وقتشان تلف شده است. بارها شده شنیده ایم که والدین می گویند «به جای داستان خواندن درس بخوان!» یا « داستان که برات نون و آب نمیشه!» شاید هم حق دارند. در جامعه ای که مشکلات اقتصادی و معیشتی گریبانگیر مردم است، داستان چه جایگاهی می تواند داشته باشد؟

ژانر غالب در داستانهای  شما چگونه اند ؟

معمولا نگاهی رئال و اجتماعی داشته ام. در رمان «آغاز فصل سرد » سعی کرده ام طبقه متوسط و تحصیل کرده جامعه را به تصویر بکشم و در داستانک ها از طبقات مختلف جامعه، اما با دیدگاهی واقع گرایانه. شخصیت های داستانک ها شبیه آدم هایی هستند که دور و برمان می شناسیم. آدم هایی چند وجهی با باورهای چندگانه، مانند دکتر متخصصی که نذر می کند و یا دانشجوی مهندسی که سراغ مدیتیشن می رود و غیره.

آیا برای نوشتن داستان هایتان روی زبان و فرم هم کار می کنید ؟

البته! فرم و زبان هر کدام یکی از اجزای لاینفک داستان هستند. نمی شود داستانی نوشت و از این دو غافل بود. اما بعضی داستان ها «فرم گرا» هستند یا زبان، نقشِ محوری در آن ها بازی می کند. رمان «آغاز فصل سرد»را می شود رمانی «فرم گرا» دانست زیرا قالب خاصی دارد و تمام داستان با مکالمات تلفنی روایت می شود. اما زبان این کتاب و داستانک های مجموعه «کفشهاتو جفت کن»، با توجه به اقتضای داستان ها،  زبانی ساده در نظر گرفته شده.

جایگاه زنانه نویسی در ادبیات داستانی ما چگونه است ؟

نگاه  زنانه از آن اصطلاحاتی است که در جامعه ما تعریف مشخصی ندارد. شاید به صورت کلی بتوانیم رمان های زنانه را رمان هایی بدانیم که معمولا نویسنده آنها و بعد راوی، و بیشتر شخصیت ها، زن هستند و کل داستان حول مشکلاتِ پیش پا افتاده، و اغلب عشق های سرکوب شده راوی زن، می گردد. مشکلاتی کاملا زنانه، و شخصیت های زنی که اغلب مظلوم واقع شده اند، و شخصیت های مردی که به آنها ظلم می کنند، اما در داستان به آنها صدا داده نمی شود و خواننده فقط توصیفی از آنها را از دید راوی و شخصیت های زن، می خواند. این زنها گاهی بدجنسی هایی هم دارند و خطاهایی که البته اغلب با فداکاری بر آنها پیروز می شوند. داستان هایی از این دست همچنان نوشته می شوند و خوانده می شوند و راه خود را پیش می روند.

 چقدر در نوشته هایتان نگاهی زنانه دارید  ؟

اصولا من نگاهم به زن و مرد و جایگاه آن ها واقع بینانه و بی طرفانه است. همه مردها را با چوب «ظالم» و همه زن ها را با چوب «مظلوم» نمی زنم. شخصیت های داستان هایم این حرف را تایید می کنند مثل شخصیت علی در آغاز فصل سرد. با همه احترامی که برای نویسندگان و خوانندگان این ژانر داستانی دارم، ترجیح من این است که از فضای صرفا زنانه فاصله بگیرم و حتی اگر به موضوعی در رابطه به مشکلات زنان می پردازم، نگاهی منصفانه و واقع بینانه داشته باشم.

 فکر می‌کنید نویسنده در عرف جامعه و بین مردم جایگاه مناسبی دارد یا اینکه جامعه نیز هویت مستقلی برای نویسنده و نویسندگی قائل نیست؟

در حال حاضر نویسندگی در ایران یک حرفه یا شغل مستقل محسوب نمی شود. البته منظور من نویسندگان ادبیات داستانی هستند. اغلب نویسندگان ما شغل دومشان نوشتن است و برای گذران زندگی روی داستان هایشان حسابی باز نمی کنند. در نتیجه نگاه عرف به نویسندگی، کاری شخصی و از روی علاقه و یا حتی سرگرمی است. بارها شنیده ایم به نویسنده ای گفته شده «خیلی خوب است می نویسی و سرت را گرم می کنی.» که نشان می دهد دیدگاه جدی به نوشتن و نویسندگی وجود ندارد.

داستانک در حوزه ادبیات داستانی ما آیا خوب توانسته  مخاطب پذیر شود ؟

به نظر می رسد هنوز داستانک به عنوان فرمی جدی در ادبیات داستانی پذیرفته نشده است و منتقدان با آن برخورد تفننی دارند. تجربه شخصی من این بود که رمانم نسبت به مجموعه داستانک «کفش‌هاتو جفت کن» موفقیت بیشتری داشت.

در آخر از کار های جدید و حرفی اگر مانده باشد بفرمایید :

در حال حاضر قرار داد دو رمان دیگر را بسته ام و هر دو رمان برای اخذ مجوز به وزارت ارشاد فرستاده شده اند. همچنین در حال نگارش رمان دیگری هستم که امیدوارم تا پایان تابستان امسال به اتمام برسانم.

در انتها از شما بابت صبر و حوصله ای که در شنیدن حرف های من داشتید تشکر می کنم.

 

با تشکر حمید رضا اکبری شروه

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

بازدیدکنندگان

در حال حاضر 37 میهمان و بدون عضو در حال بازدید از سایت هستند

آگهی متنی

   مسئولیت نوشته ها به عهده ی خود نویسنده است و سایت مرور هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

مهرآوران

 هاست  ، دامنه ، طراحی سایت 

HTTP://MEHRAVARAN.COM

  


 بیست داستان کوتاه از ۱۶ تن از داستان نویسان معاصر

یتhttp://www.epubfa.ir/?p=79

 

 زنان داستان نویس ایران در سایت امازون

با ترجمه امیر مرعشی

https://www.amazon.com/Alive-Kicking-collection-Contemporary-Iranian/dp/1544022727/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1488605449&sr=8-1&keywords=mitra+dava

 

 

مرفی /  بکت / سهیل سمی / ققنوس

 

 

بالزن ها / محمد رضا کاتب / نشر ققنوس .هیلا

 

 

 

با عزیز جان در عزیزیه /  فرخنده اقایی / نشر ققنوس

 

رمان «چرا زن‌ها گریه می‌کنند» نوشته رُنه ژان‌کلو با ترجمه عظیم جابری
نشر افراز . 
 

 

مجموعه چهار جلدی شناختنامه ادبیات ایران

جواد اسحاقیان /  نشر نگاه

 

چرا اخرین درنا باز می گردد

شمس آقاجانی

 

اکواریوم شماره چهار / میترا داور / نشر اموت