Strict Standards: Declaration of fa_IRDate::calendar() should be compatible with JDate::calendar($format, $local = false, $translate = true) in /home/morourir/public_html/language/fa-IR/fa-IR.localise.php on line 0

Strict Standards: mktime(): You should be using the time() function instead in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 32

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 28

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 120

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 123

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 46

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 106
مرور :: ادبیات - گفتگگوی حمید رضا شروه با الهام فلاح
شنبه, ۰۴ خرداد ۱۳۹۸

اخبار فرهنگی ایسنا

ایسنا

فرهنگی و هنری > ادبیات و کتاب

 

گفتگوی حمید رضا شروه با الهام فلاح


1-کمی از خودتان بگوید ؟ متولد اردیبهشت شصت و دو در شهر بوشهر هستم. اصالتا گیلانی انا شانزده سال ابتدایی زندگی را در گرمسیر بوشهر سپری کردم. دوره دبیرستان را در گیلان گذراندم. تحصیلات دانشگاهی ام را در رشته مهندسی کامپیوتر در قزوین سپری کردم. علیرغم اشتغال در محیط صنعتی کار را کنار گذاشتم و در خانه به غایت لذتم خواندن و نوشتن پرداختم. تا به حال دو رمان از سوی نشر ققنوس به نامهای" زمستان با طعم آلبالو" و "سامار" و یک مجموعه داستان به نام " کشور چهاردهم" از سوی نشر نگاه منتشر کرده ام.

2- از دیدگاه شما داستان ایرانی  بیشتر نشانگر نیازهای جامعه است؟به نظر من داستان ایرانی با توجه به رشدی که در دهه اخیر داشته همچنان در انعکاس نیازهای جامعه ابتر مانده است. نویسندگان ما با توجه به سیر تاریخی و سیاسی پر فراز و نشیب کشور در نیم قرن گذشته بیشتر دستخوش حسرتها و کمبودها و احساسات نلخ تلمبار شده در ذهن جامعه هستند تا رسیدگی به نیاز آن. کما اینکه به ظن بنده وظیفه رمان و داستان نشانگری نیازها و کمبودهای جامعه و یا سعی در اصلاح چیزی نیست. داستان باید پیش از هر چیزی داستانگو باشد و مخاطب فارغ از هر حسی غیر از لذت با کار روبرو شود.

3- سیاست های موجود در عرصه چاپ و انتشار کتاب، تا چه حد بر فعالیت نویسندگان ما تاثیرگذار بوده است؟ بابت بازار لاغر و کم جان نشر و کتاب و عدم سودآوری چندان این حوزه ناشر حق دارد تمام جوانب کار را برسسی کند تا کمتر متوجه ضرر و زیان گردد. از این رو متاسفانه هستند ناشرانی که تنها با اشاعه یک نوع خط فکری سعی دارند تنها روی همان ریل سود آور در رفت و برگشت باشند و  این بزرگترین آسیب است. چنانچه شاهد آثار زیادی هستیم که جز در رنگ و لعاب و اسامی کارکترها همگی شبیه هم هستندو هیچ تفکر و یا حرف جدیدی برای گفتن ندارند.

4- به نظر شما وضعیت فعلی ادبیات داستانی  در ایران با چه بحرانی  مواجه است؟ به ظن بنده بزرگترین بحران موجود در ادبیات داخلی ما نداشتن مخاطب است. در کشوری با جمعیت بالای هفتاد میلیون نفر که رقم کثیری از آن را جوانان تشکیل میدهند  و با ظهور دانشگاهها حتی در شهرهای کوچک و بالا رفتن سطح سواد عمومی جامعه این استقبال ناچیز ار آثار ادبی تاسفبار است. این قهر مردم ما با کتاب و ادبیات خودی ریشه دار تر از این است که بشود با ترغیب و تبلیغ کاری را پیش برد. از سوی دیگر هیچ تریبون و رسانه ای برای متصل شدن پل ارتباطب بین مردم و نویسنده وجود ندارد و هیچ گونه معرفی کتاب از سوی رسانه های برتر دیده نمیشود.


6- آیا به نظر شما در دوره کنونی مساله پراهمیتی وجود دارد که در موضوع ادبیات داستانی  قرار نگرفته و مورد غفلت واقع شده است؟ زندگی و اجتماع در کشوری مثل ایران با تنوع قومیت و تاریخ پر حادثه بستر مناسبی برای داستان سازی است که مسلما تمامی ندارد. اما یکی از موضوعاتی که چندان به آن پرداخته نشده دو برهه تاریخی  وقوع انقلاب و هشت سال جنگ است. این دو موضوع چون به شدت مورد استفاده ابزاری قرارگرفته و اصطلاحا دستمالی شده اند حق مطلب درباره شان ادا نشده با اینکه مسلما از دل چنین حوادثی داستانهای بسیار قابل استخراج است.

7-آیا برای نوشتن داستان هایتان روی زبان و فرم هم کار می کنید ؟مسلما داستانی موفق است که هم از نظر زبانی و هم فرم توانسته باشد اعتدال را رعایت کند و دچار بیرون زدگی نباشد آنقدری که حرف اصلی لابلای لفاظی ها و بازی های فرمیک گم شود و مخاطب سرگردان و خسته از کار بگریزد. من هم مسلما تلاشم را روی این امر متمرکز میکنم . البته به شخصه بیشتر توجهم روی زبان و شیوایی لحن اثر است.

8-چقدر در نوشته هایتان نگگاهی زنانه دارید  ؟مسلما اثر هر نویسنده ای فارغ از جنسیت وی نیست. یک نویسنده مرد هرگز از دریچه چشم یک زن نمیتواند به دنیا و مسائل پیرامونش نگاه کند گیرم که تلاشی که کرده باشد تا داستانی با من راوی درباره زنی باردار بنویسد بازهم این تفاوت منظر قابل درک خواهد بود. اینکه نویسنده ای از ظن جنسیت خود به مسائل نگاه کند ابدا ایرادی ندارد و این طبیعی است. مشکل آنجاست که متاسفانه خیلی از نویسندگان زن فکر میکنند اگر خشن بنویسند و یا از بیان احساسات دوری کنند و یا مکان داستانهایشان هرجایی باشد به جز خانه و خصوصا آشپزخانه آنوقت دیدگاهی زنانه ندارند و توانسته اند یک داستان را آنگونه که یک مرد می نویسد پیاده کنند حال آنکه مسلما داستان مشابهی که برای یک زن و و یک مرد در یک دکل نفتی در جزایر خلیج فارس رخ میدهد مسلما به شکلی وابسته به جنسیت از سوی هرکدام بازگو خواهر شد.

9- جایگاه زنانه نویسی در ادبیات داستانی ما چگونه است ؟با این اصطلاح زنانه نویسی ابدا میانه خوبی ندارم. چون تعریف درستی ندارد. بیشتر به کتابی که نویسنده آن زن باشد این عبارت به عنوان نوعی انگ و برچسب دنبال نام کتاب میآید و در تمام نقدهایی که البته نمیشود اسمشان را نقد گذاشت خودنمایی میکنند. به نظر من زنانه نویسی خصوصا در کشوری مثل ایران که همچنان در گیر و دار مردسالاری و تقدم بخشی به مردان است حتی در جامعه ادبی و روشنفکری هم همان بار ناخوشایند سنتی را به دنبال میکشد. فارغ از این حرفها نیازی نمیبینم که از آن جمله بی معنی" زنان نویسنده ما توانسته اند..."  استفاده کنم. مسلما وقتی کیفیت آموزشی در مدارس و تحصیلات آکادمیک و در سطح گسترده تر در پستهای اجتماعی و سیاسی  هیچ تمایزی برای زن و مردندارد این شگفتزده شدن از حضور موفق زنان در عرصه نویسندگی خنده دار است.

10- فکر می‌کنید نویسنده در عرف جامعه و بین مردم جایگاه مناسبی دارد یا اینکه جامعه نیز هویت مستقلی برای نویسنده و نویسندگی قائل نیست؟متاسفانه خیر. نویسنده جز در محافل و مجامع ادبی در بستر عام جامعه داری شغل و کسوت اجتماعی و هنری تعریف شده نیست.آنچنان که یک نقاش یا بازیگر تئاتر یا هنرمندان دیگر تعریف شده و البته پذیرفته شده هستند. کسی نویسندگی را شغل نمی شمرد و در خیلی موارد شاهدیم به کسی که یک نویسنده تمام وقت است عنوان بیکار اطلاق میشود. که البته این امر از نداشتن صنف و سندیکا و یا حتی کمترین مواهب و مواجب دولتی و اجتماعی کاملا پیداست.

11-داستانک در حوزه ادبیات داستانی ما آیا خوب توانسته  مخاطب پذیر شود ؟ داستانک در ایران علیرغم جایگاهی که در ادبیات برون مرزی دارد نتوانستاه مخاطب جدی و به قولی دو آتشه برای خود دست و پا کند. هنوز هم رمان خوانهایی که عاشق رمانهایی به قطر زیاد هستند با خواندن داستانهای کوتاهی که تنها بریده ای از یک صحنه یا اتفاق با عمقی بیشتر از روایتهای کشدار هستند آشتی نکرده اند.

12- جایزه های ادبی را چگونه می بینید ؟درباره جایزه های ادبی به تفصیل میتوان صحبت کرد. اینکه در بیشتر موارد شاهد معیارهایی غیر از کیفیت آثار هستیم. با این حال مسئله مهم تر از این مهجور ماندن و عدم پشتیبانی هیچ نهاد دولتی و یا حتی نهاد خصوصی ای که توان و پتانسیل آن را داشته باشد که به نحوی شایسته منظم و سازمان یافته این جوایز و میدان رقابت را مدیریت کند وجود ندارد. درجامعه ادبی این سالها که با تکثیر پر سرعت نویسنده و توان نویسندگی مواجه هستیم واقعا این فقدان به شدت احساس میشود.

در آخر از کار های جدید و حرفی اگر مانده باشد بفرمایید :

آخرین کارم رمانی است که به تازگی بازنویسی نهایی کار انجام شده و امیدوارم با روند کند چاپ و نشر و طی روال اداری چاپ کتاب تا دو سال آینده به بازار کتاب برسد.

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

بازدیدکنندگان

در حال حاضر 46 میهمان و بدون عضو در حال بازدید از سایت هستند

آگهی متنی

   مسئولیت نوشته ها به عهده ی خود نویسنده است و سایت مرور هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

مهرآوران

 هاست  ، دامنه ، طراحی سایت 

HTTP://MEHRAVARAN.COM

  


 بیست داستان کوتاه از ۱۶ تن از داستان نویسان معاصر

یتhttp://www.epubfa.ir/?p=79

 

 زنان داستان نویس ایران در سایت امازون

با ترجمه امیر مرعشی

https://www.amazon.com/Alive-Kicking-collection-Contemporary-Iranian/dp/1544022727/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1488605449&sr=8-1&keywords=mitra+dava

 

 

مرفی /  بکت / سهیل سمی / ققنوس

 

 

بالزن ها / محمد رضا کاتب / نشر ققنوس .هیلا

 

 

 

با عزیز جان در عزیزیه /  فرخنده اقایی / نشر ققنوس

 

رمان «چرا زن‌ها گریه می‌کنند» نوشته رُنه ژان‌کلو با ترجمه عظیم جابری
نشر افراز . 
 

 

مجموعه چهار جلدی شناختنامه ادبیات ایران

جواد اسحاقیان /  نشر نگاه

 

چرا اخرین درنا باز می گردد

شمس آقاجانی

 

اکواریوم شماره چهار / میترا داور / نشر اموت