Strict Standards: Declaration of fa_IRDate::calendar() should be compatible with JDate::calendar($format, $local = false, $translate = true) in /home/morourir/public_html/language/fa-IR/fa-IR.localise.php on line 0

Strict Standards: mktime(): You should be using the time() function instead in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 32

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 28

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 120

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 123

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 46

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 106
مرور :: ادبیات - من از تكه‌هاي مختلفي تشكيل شده‌ام
دوشنبه, ۰۶ خرداد ۱۳۹۸

اخبار فرهنگی ایسنا

ایسنا

فرهنگی و هنری > ادبیات و کتاب

 




بخشي از گفت‌وگوي پاريس ريويو با آلن رب گريه:

من از تكه‌هاي مختلفي تشكيل شده‌ام

 


گفت‌وگويي كه در پي مي‌آيد بخشي از يك مصاحبه مفصل است كه توسط «شوشا گاپي» انجام گرفته و در بهار سال 1986 در شماره 99 نشريه «پاريس ريويو» منتشر شده است. انگيزه اصلي انجام اين گفت‌وگو، انتشار كتاب اتوبيوگرافي «آلن رب‌گريه» بوده است.


شما به تازگي زندگينامه خودنوشت‌تان را منتشر كرده‌ايد با عنوان «آينه‌ها برمي‌گردند». آيا از بازخورد اين اثر راضي بوديد؟

بازخوردي كه نصيب اين اثر شد، از ساير كتاب‌هايم بهتر بود، به طوري كه تبديل به يك اثر پر‌فروش شده است. معمولا مدت زيادي صرف فروش كتاب‌هاي من مي‌شود و اگرچه ممكن است نهايتا فروشي همپاي آثار پر‌فروش داشته باشند، اما اين فروش در يك بازه زماني طولاني رخ مي‌دهد. اما اين يكي به سرعت فروش رفت. در نتيجه ارزيابي اين كتاب برايم دردسرساز شده چون نقدهايي سرشار از تناقض درباره‌اش نوشته‌اند. بعضي‌ها آن بخش زندگينامه‌يي را مي‌پسندند كه توصيفي تلخيص ‌شده بود از زندگي خانوادگي من. بعضي‌ها هم شيوه روايت من از دوران اشغالگري آلمان و ارتباط ملت فرانسه با اشغالگران را مي‌پسندند كه ساده و بي‌ارائه است. والدين من «ژرمانوفيل» (هوادار آلمان) بودند.

خب، بودند كه بودند... كه چي؟ من اين قضيه را پنهان نمي‌كنم. سعي نمي‌كنم كه اين طرز فكرشان را تخطئه كنم... من قصه‌ام را مي‌گويم و اين كار هرگز سابقه نداشته است.

برخي علاوه بر اينها از نظريه ادبي مندرج در اين كتاب بيش از هر چيز خوش‌شان آمده است.

البته! اين تئوري ادامه آن چيزي است كه در رمان‌ها و كارهاي تئوريك ديگرم نوشته‌ام. هيچ‌يك از اين نكات تفاوتي با من ندارند، در عين حال هيچ‌ كدام‌شان در واقع برايم جالب نيستند.

چيزي كه برايم جالب است در هم تنيدن تمامي اين المان‌هاي متفاوت در قالب يك كتاب است؛ شيوه‌يي كه با هم تلفيق مي‌شوند، حركت مي‌كنند، به طور مداوم جا عوض مي‌كنند و متحول مي‌شوند، انگار كه تكه‌هايي از من بوده‌اند. وقتي به خودم مي‌انديشم، حس مي‌كنم از تكه‌هايي تشكيل شده‌ام كه برساخته‌ شده‌اند از خاطرات كودكي، كاراكترهاي داستاني خاصي كه به طور خاص برايم اهميت داشته‌اند- از جمله هنري دو كورينت- و حتي كاراكترهايي كه متعلق به ادبيات هستند و با آنها انس داشته‌ام.

«استاورژين» در رمان «شياطين» و مادام بواري دقيقا برايم حكم پدربزرگ و عمه را دارند. خب، اين شيوه‌يي است كه تمامي اين اشكال حركت مي‌كنند و به ثبات تن نمي‌دهند و همين باعث هيجان من مي‌شود. خب، لا‌اقل اين چيزي است كه امروز مي‌توانم بگويم. شايد روزي ديگر چيزي ديگر بگويم!

«هنري دو كورينت» در چند رمان شما ظاهر مي‌شود و حالا هم در اتوبيوگرافي‌تان آمده كه او يكي از دوستان خانوادگي‌تان بوده. آيا او بر اساس شخصيتي است كه مي‌شناختيد؟

گمان مي‌كنم او را در زندگي واقعي‌ام مي‌شناخته‌ام. در عين حال مي‌توانم ايمان داشته ‌باشم كه پدربزرگم شخصيتي بوده كه خودم ابداعش كرده‌ام. تمامي اين شخصيت‌ها، خواه حقيقي باشند و خواه تخيلي، برسازنده مضمون جهان‌واره تخيلي من هستند. مهم نيست كه حقيقتا تجربه زيستي داشته‌اند يا ‌زاده خيال هستند. غمگين خواهم شد اگر مجبور باشم فرقي بين آنها قائل شوم- از اين كار خوشم نمي‌آيد.

اما مي‌توانم به شما بگويم كه من به اين نام خاص رسيدم. «گوته» سروده‌يي دارد با نام «نامزد كورينت». اين سروده بر اساس يك افسانه مشهور يوناني است كه طي آن مردي عاشق يك دختر باريك‌اندام مي‌شود اما نمي‌تواند به او نزديك شود.

دختر به او مي‌گويد: «اول بايد از پدرم رخصت بگيري». خب، آن مرد به «كورينت» سفر مي‌كند كه شهر زادگاهش هم هست، خانه پدر دختر را مي‌يابد و در مي‌زند. اما مادر دختر به او خبر مي‌دهد كه دخترشان سال‌ها پيش از دنيا رفته.

به هر حال، شبي است تاريك و سرد و والدين دختر به او پناه مي‌دهند و اتاق دخترشان را در اختيارش مي‌گذارند. در طول شب دختر مي‌آيد و از خون مرد مي‌نوشد.

به وقت بامداد او را مي‌بينند با زخمي روي گردنش. سروده «گوته» توسط «ميشله» در رمان «جادوگر» در فصلي با عنوان «نامزد كورينت» به كار گرفته شده است. در اينجا عدم قطعيتي وجود دارد: «نامزد كورينت» مي‌تواند هم به معناي دختري باشد كه اهل كورينت است و هم به اين معنا كه او نامزد «كورينت» است.

شخصيت من، «هنري دو كورينت» از دل همين عدم قطعيت‌زاده مي‌شود. من غالبا مي‌گويم خاطراتم به شكل گراور مجسم مي‌شوند، و اين نقل قولي است از «انوره دوميه». من صحنه‌يي را در ذهنم مي‌بينم كه مدام تكرار مي‌شود و تلاش مي‌كنم آن را تجسم بخشم و در عين حال گراور شدن آن را نيز شاهد هستم:

اتاقي با يك تخت بزرگ مدل ناپلئون سوم، و زني جوان كه كنار كودكي لم داده است. حالا در «آينه‌ها بر‌مي‌گردند» مي‌نويسم: «مادرم غالبا كنار يك چراغ پارافيني روشن بالاي سرم بود و از من مراقبت مي‌كرد، چرا كه بسيار بد‌خواب بودم.» مطمئن هستم يك رمان‌نويس كسي است كه مي‌كوشد تا ارزشي متفاوت به واقعيت وجودي كاراكترها و رويدادهاي داستانش بدهد. رمان‌نويس كسي است كه زندگي خودش را با اين كاراكترها تلفيق كند.

منبع: اعتماد


نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

بازدیدکنندگان

در حال حاضر 52 میهمان و یک عضو در حال بازدید از سایت هستند

آگهی متنی

   مسئولیت نوشته ها به عهده ی خود نویسنده است و سایت مرور هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

مهرآوران

 هاست  ، دامنه ، طراحی سایت 

HTTP://MEHRAVARAN.COM

  


 بیست داستان کوتاه از ۱۶ تن از داستان نویسان معاصر

یتhttp://www.epubfa.ir/?p=79

 

 زنان داستان نویس ایران در سایت امازون

با ترجمه امیر مرعشی

https://www.amazon.com/Alive-Kicking-collection-Contemporary-Iranian/dp/1544022727/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1488605449&sr=8-1&keywords=mitra+dava

 

 

مرفی /  بکت / سهیل سمی / ققنوس

 

 

بالزن ها / محمد رضا کاتب / نشر ققنوس .هیلا

 

 

 

با عزیز جان در عزیزیه /  فرخنده اقایی / نشر ققنوس

 

رمان «چرا زن‌ها گریه می‌کنند» نوشته رُنه ژان‌کلو با ترجمه عظیم جابری
نشر افراز . 
 

 

مجموعه چهار جلدی شناختنامه ادبیات ایران

جواد اسحاقیان /  نشر نگاه

 

چرا اخرین درنا باز می گردد

شمس آقاجانی

 

اکواریوم شماره چهار / میترا داور / نشر اموت