Strict Standards: Declaration of fa_IRDate::calendar() should be compatible with JDate::calendar($format, $local = false, $translate = true) in /home/morourir/public_html/language/fa-IR/fa-IR.localise.php on line 0

Strict Standards: mktime(): You should be using the time() function instead in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 32

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 28

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 120

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 123

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 38

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 92
مرور :: ادبیات - داستان
سه شنبه, ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۸

اخبار فرهنگی ایسنا

ایسنا

فرهنگی و هنری > ادبیات و کتاب

 

پتو / الهام عطيف

 مثل هرشب، ساعت دو نيمه شب مادرم بيدار شد و به سمت حياط رفت. اين بار كنجكاو شدم و پشت پنجره رفتم؛ كورسوي چراغِ كوچه حياط را كمي روشن كرده بود، از لاي درختان پدرم را ديدم كه با كوله بار سنگيني به كنار حوض آمد، مادرم با سرعت به طرفش رفت.

 

ادامه مطلب نظرات (4) کلیک ها: 993

«پادگان خاکستری» داستانی از غلامحسین ساعدی 

 این داستان از جمله داستانهای منتشر نشده غلامحسین ساعدی بوده که نخستین بار توسط دکتر علی اکبر ساعدی در اختیار علی دهباشی قرار گرفت و در شماره پنجم کلک منتشر شد.  

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 591

 یانیس ریتوس 

 آنها با هرنفس به آفتاب تکیه می دهند و آرد صلح را خمیر می کنند

شهر ما اینجاست ،  شهر ما آنجاست ،

 شهر ما از حرکت باز نمی ایستد

شهر ما ادامه می یابد،

 شهر ما نقطه پایانی جز خورشید ندارد .

نظرات (0) کلیک ها: 945

 

شارون و مادر شوهرم: خاطرات رامَ الله "سُعاد امیری"

به عنوان "یادداشت های روزانه"  / جواد اسحاقیان

شارون و مادرشوهرم: خاطرات رامَ الله 1  نوشته ی دکتر "سُعاد امیری" 2  نویسنده ی اردنی ـ فلسطینی به دو دلیل قابل خواندن و مطالعه است: نخست، به خاطر "نوع ادبی" آن ـ که "یادداشت های روزانه" 3  یا "خاطره نویسی" است دوم، به این دلیل که مسأله ای را مطرح می کند که جهانی است و از ستمی می گوید که بر سرزمین های اشغال شده ی "فلسطین" و مردم آواره و بی پناه آن سخن می رود.

ادامه مطلب نظرات (1) کلیک ها: 1197

 جام‌های جهانی

شمس آقاجانی

 همیشه بازی بعدی مشکل‌تر بود

 چگونه بر‌گردانیم

 نتیجه‌ی تمام شده را!

ادامه مطلب نظرات (1) کلیک ها: 1047

بهارِ مستقیم

 رویا تفتی

 قسم می‌خورم

 نوروز همان نوروز است

 صدا همان 

ادامه مطلب نظرات (1) کلیک ها: 916

مه /  امیر حسین تیکنی

 جهان با ما

به زبان مه سخن می گوید

در لنگرگاهی

که لنگرگاه نیست

ادامه مطلب نظرات (1) کلیک ها: 1006

کرم خاکی

فریبا حاج دایی

مامان می‏گوید فقط آن دفعه که مرا برد نبود که، عادت داشت تُکِ پایی بیرون برود و تا دو سه روز پیداش نشود. عاشق سفر به شمال بوده پدرش.

 

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 915

من واقع‌گرا نیستم!

یادداشتی بر مجموعه‌داستان «خاطره‌یی فراموش‌شده از فردا» نوشته‌ی مدیا کاشیگر

مجتبا صولت‌پور

 

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 982

 شیرازه

شهاب عطایی

چند سال پیش من و چند کتاب دیگر را از بقیه جدا کرد . تقریبا" بیست تایی میشدیم .ابتدا نمی دانستیم چرا ما را از بقیه جدا کرده است تا اینکه روزی یک مرد عینکی  را با خود به خانه آورد و دو نفری مشغول نوشتن مشخصات ما شدند در کاغدهایی که خط کشی شده بود 

ادامه مطلب نظرات (1) کلیک ها: 903

 

آتاتورک 

مهرداد شهابی

حالا دیگر رفیق شده ­ایم من و آتاتورک. انگار بعد از مدت­ها همدمی پیدا کرده­ ام. تنهایی که خانه ­ام را پُر می­کند، بلیط می­خرم؛ چمدان می­بندم خودم را می­سپارم به یک پروازِ تُرک، که مرا بردارد ببرد یک­راست در آغوش آتاتورک که لابد بعدتر راهی کند مرا به سمت نمی­دانم هر کجا.

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 851

 

دره بختکون

سهیلا سجادی 

 از پله های مطب ، پائین می آمدیم که پدرم گفت :  شنیدی دکتر چی گفت؟  بعد از ظهرها بیشتر از نیم ساعت نباید بخوابی . دلیلش رو بزرگتر که شدی بهت میگه . به چیزهای الکی  هم فکر نکن .

ادامه مطلب نظرات (1) کلیک ها: 823

 علی زینی وند

پرده منقوش

  پرده کرباسی ضخيمی از سقف آویخته شده كه فضای خفه­ ی اتاق را به دو نیمه  تقسيم می کند. در هر طرف، صندلی  چوبي کهنه ای قرار گرفته که رو به روی هم چیده شده اند و پرده منقوش حائل میان آنهاست.صندلی ها و پرده  تنها اثاث اتاق  هستند.

 

ادامه مطلب نظرات (1) کلیک ها: 953

كلاغ خوان

امیر حسین بهاج

پدربزرگ هميشه مي‌گفت: « قارقار كلاغ دلم رو مي‌لرزونه » صبح امروز هم با همان صدا از خواب بيدارشدم. چيزي در دلم فروريخت، بی‌دلیل، بی‌نشان و انگار هنوز چيزي  وسط سینه‌ام فروريخته و خالی ست.

 

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 883

تلقن را قطع کردم

دیبا مختاباد

تلفن را قطع کردم و گفتم:   می گه فردا ... ساعت چهار. هستی؟

 همانطور که روي زانوهایش نشسته بود دستمال خیس را داخل سطل انداخت و گفت: میتونم برنامه هامو مرتب کنم از سه خونه باشم.

 

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 866

 

عصر بیخوابی

 مجید عطاری

دوستی دارم به نام مجید .ع. دوست من دچار مرض بیخوابی شده است .وقتی به او گفتم می خواهم راجع به بیماری اش مطلبی بنویسم موضوع برایش جالب شد.

 

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 898

 

شیر، آب برای زندگی

شیرین داوودیان

هیچ نتیجه ای از یک اتفاق کوچک نمی خواهم بگیرم. اما می خواهم ادعا کنم اتفاقی که امروز برایم افتاد، در طول تاریخ بشر رخ نداده است. شاید هم داده باشد. به هر حال این یک اتفاق تاریخی نیست که بخواهد در تاریخ تأثیر داشته باشد یا نداشته باشد. تا به حال ترکیب شیر با مو را دیده اید؟ آیا تا به حال ترکیب چرک و دود با شیر را دیده اید؟

ادامه مطلب نظرات (1) کلیک ها: 1280

 

اگر مي‌تواني قصه‌اي بگو، وگرنمي‌تواني، بمير!         

   « عباس مؤذن»

 

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 827

 ۶۵ میلیون دلار برای یک کتاب و بازاری ۸۰ میلیون نفری

سیدمصطفی رضیئی

همین چند روز پیش بود که میشل و باراک اوباما، امتیاز دو کتاب تازه‌شان را به مزایده گذاشتند و درنهایت موسسه انتشاراتی پنگوئن رندم‌هاوس، ۶۵ میلیون دلار داد و امتیاز این دو اثر را صاحب شد.

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 1009

صلح با گربه ها

مهدیس توکل

ما خانوادگی از گربه می ترسیدیم، از گربه های خاکستری که همیشه اطرافمان بودند. آن هفته چهارشنبه قرار بود به خانه حوری خانم برویم، از آن مجلس های زنانه ی حوصله سر بر !

 

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 842
 
سارتر، معنای زندگی و «سوءتفاهم در مسكو»
اثر سیمون دوبووار 
شيما بهره‌مند 
«پیرمرد بازنشسته‌ای كه هیچ كاری نكرده است.» باوركردنی نیست كه سارتر در دهه ششم از زندگی خود، یا به‌تعبیری در دوران پختگی‌اش، چنین تصویری از خود داشته باشد. فیلسوفِ مطرح قرن بیستم كه شیوه‌های تازه تفکر را به نسل تازه آموخته بود، او كه با پیش‌كشیدن پرسش‌های نابهنگام همچون «ادبیات چیست» 
 
ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 810

 فرخنده آقایی

مروری بر مجموعه داستان ترنج قالی فریبا حاج دایی 


-الیزابت بوئن می نویسد"هیچ چیز در هیچ کجا اتفاق نمی افتد." محل وقوع داستان، رنگ و رویی به داستان می دهد و  به شکل گرفتن ماجرا در ذهن خواننده  کمک می کند. در داستان " قلعه من کجاست؟" از مجموعه داستان "ترنج قالی" مینا و منصور به همراه دو فرزند خود عازم قلعه حسن خان هستند برای رسیدن به قلعه الموت .

 

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 880

 

بخش یکم-رمان برگ و باد در دومین طیقه ی پلاک ۳۸

ژیلا تقی زاده

نشسته بود روي نيمكت سنگي. ژاكت نازكش را چسباند به خودش. آسمان را نگاه كرد ببيند از برف خبري هست؛ نبود. بلند شد و دست هايش را ماليد به هم. اگر به « آنتيگون» دل نبسته بود سوار اتوبوس مي شد و بر مي گشت خانه. ولي سه بار خوانده بودش و مي خواست تاترش را حتماً ببيند. به گيشه ي فروش بليط نگاه كرد:«شروع نمايش، ساعت 5/4». كيف و كتاب هايش را برداشت و رفت كيوسكي پيدا كند تا به خانه زنگ بزند.

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 921

آنطرف تر

 افروز ضیایی

 مثل اتاقی که با آن کار اداری داری ،که درش بسته باشد و مثل وقتی که که بدو بدو از پله ها بالا آمدی ،شماره ی اتاق هی توی مغزت است . هی مرور میکنی همینکه از در وارد شدی چه کنی . بلا فاصله چه بگویی. . بعد میرسی . در اتاق بسته است . کسی نیست که بداند صاحبش کجا رفته .

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 987

 

مرد   /  عباس مؤذن

انگار شسته‌اند و رنگش كرده‌اند؛ با يك رنگ ملايم و سبك. انگارهمه چيز براي بار اول است كه رخ می‌دهد و من دارم نگاه مي‌كنم!

 

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 949

 

طرح روایتِ ناهمخوان با موقعیتِ راوی

نگاهی به «آتش به اختیار» محمد رضا بایرامی

فرحناز علی زاده

 

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 936

 

آن مرد دروغ ميگفت !

 نمايشنامه ي راديويي /  رسول يونان

ترجمه: فرهنگ روشني

 

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 983

مرضیه کیانیان

  سیگار

ده ساله بودم. مادر ما چهار تا بچه آخری را با هم می‌برد حمام. می‌رفتیم حمام نمره. من از همه بزرگتر بودم و بعد از من یک خواهر و دوتا برادر کوچکتر. مادر شروع می‌کرد اول پای همه را سنگ پا می‌کرد و بعد سر همه را می‌شست. بعد یکی یکی ما را کیسه می‌‍‌کشید و در آخر هم لیف می‌زد. وقتی به لیف زدن داداش کوچکم می‌رسید به من می‌گفت:« حالا برو خوراکی ها رو بیار با هم بخورین! یه سیگارم برای من روشن کن! »

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 1138

رزیتا بهزادی

حرفشم  نزن

والله چی بگم؟ خودمم نمی‌دونم اصلاَ چی شد وچه‌طور شد. نمی‌دونی چه قدر اصرار کردن. هی اومدن و رفتن خونه‌مون. خونه مامان جلسه گذاشتن. با شوهرم جدا. با من جدا. بیچاره شوهرم حرفی نداشت. قبول کرده بود. خواهرم هر چی می‌گفت، نمی‌دونم چرا دلم اولش راضی نمی‌شد. بعد شوهرش با من حرف زد. گفت جای خواهرمی.

ادامه مطلب نظرات (1) کلیک ها: 1076

سریا داودی حموله

خوانش شعرهای رستم اله مرادی

...دیوانه ترین رنگ از سپیدی ها....

 

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 895

عليرضا ذيحق

نيايش

آشتي اش با خدا همه اش در يك چشم به هم زدن بود . او كه همه اش مي ترسيد و استرس تو جان اش ريخته بود  و جرمي نداشت و متهم بود و در آستانه ي محاكمه اي احتمالي ، يكهو آتشفشاني از اميد و آرامش حس كرد

 

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 876

برایتن اشترتر پائولینو

ولادیمیر نابوکوف | برگردان آبتین گلکار

همه‌ي چیزهای خوبِ زندگی بازی است: عشق، طبیعت، هنر و حاضرجوابی‌های خانگی. و هنگامی که ما به‌راستی بازی می‌کنیم، چه هنگامی‌که با یک نخود کوچک صفوف سربازان حلبی را درهم می‌شکنیم و چه زمانی‌که در دو سوی تور تنیس رودرروی یکدیگر قرار می‌گیریم، درون ماهیچه‌هایمان جوهره‌ي همان بازی را احساس می‌کنیم که تردست افسونگری به آن مشغول است و سیاره‌های عالم را، در منحنی درخشنده‌ي بی‌پایانی، از این دست به آن دست می‌اندازد.

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 700

جوجه تیغی /شوپنهاور

روزي روزگاري تعدادي جوجه تيغي در صحرايي زندگي مي کردند.در آن صحرا غذا به اندازه‌ي کافي پيدا مي شد.جوجه تيغي ها روزها در دشت و صحرا مي گشتند و غذا پيدا مي کردند و باهم مي خوردند و شبها دور هم مي نشستند و براي هم قصه هاي شيرين تعريف مي کردند..

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 942

 

ابراهیم گلستان خطاب به اصغر فرهادی

فرهادی گرامی

خوشحالم و تو عمق خوشحالی مرا حس می‌کنی، که حس درست و جویا و یابنده حقیقت که مشخصه اصلی کار تو است تضمین توفیق تو می‌شود و تو خودت را نگهدارنده اندیشه درست خودت می‌کنی و آن را به دست زرق‌وبرق‌های گذرا که حاصل هوس‌های دیگران باشد نمی‌کنی. کامرانی مداوم تو را در امید و آرزو دارم. صاف و سترگ و مقاوم بمان.
٢٧ فوریه ٢٠١٧- انگلستان.

نظرات (0) کلیک ها: 805
شوپنهاور

آرتور شوپنهاور (Arthur Schopenhauer) (۱۷۸۸۱۸۶۰) میلادی فیلسوف بدبین آلمانی یکی از بزرگترین فلاسفهٔ اروپا و فیلسوف پرنفوذ تاریخ در حوزه اخلاق، هنر، ادبیات معاصر و روانشناسی جدید است.

شوپنهاور طبیعتی بی آرام و متزلزل و پر از سؤ طن داشت و عصبانی بود.متأهل نشد و زندگانی را به تنهایی به سر برد. در سالهای آخر عمر کم کم اشتهار یافته بود و پس از مرگ٬شهرتش قوت گرفت.

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 852
 
 
 
برای شرکت در مسابقه انتشارات ققنوس به سایت www.qoqnoos.ir و
 
اطلاع از چگونگی برگزاری، به کانال زیر مراجعه کنید:
 
:p@qoqnoospub
 
 با جایزه‌‌های ویژه
ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 947

پریان قصه‌گو   

  «عباس مؤذن»

 كودك، با شنيدن قصه‌هاي جن و پري، داستان‌هاي تخيلي و درك افسانه‌ها و داستان‌هاي كهن، به بازيابي شخصيت خود و روان آگـاه و نيمـه‌آگاه خويش مي‌پـردازد.

 

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 1089

اختلاف میان نویسندگان آمریکایی بر سر دوران ترامپ

نويسنده و شاعر 69ساله كه «سه‌گانه نيويورك»، «شهر شيشه‌اي» و «هيولاي دريايي» را در كارنامه دارد، يكي از راه‌هاي مبارزه با رئيس‌جمهور جديد كشورش را بر عهده گرفتن رياست انجمن قلم آمريكا اعلام كرده است. آستر سال‌ها نايب‌رئيس اين انجمن بود و قصد نداشت در نهاد مديريت آن بالاتر برود اما حالا كه ترامپ رئيس‌جمهور شده، شايد به پيشنهاد تصاحب اين كرسي در سال 2018 پاسخ مثبت بدهد. او در عين حال شائبه دخالت هكرهاي روسي را در تعيين نتيجه انتخابات رياست‌جمهوري به مثابه اعلان جنگ بدون شليك گلوله خواند.

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 1000

نویسنده‌ای که نوشتن را از موسیقی یاد گرفت

خوانندگان حرفه‌ای کتاب از پیوند ریشه‌دار داستان‌های هاروکی موراکامی با هنر موسیقی خبر دارند،‌ اما شاید ندانند او نویسندگی را از دنیای موسیقی یاد گرفته و چند سال پیش کتابی در این‌باره نوشته است.

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 1011

 

روز چهارشنبه 17 آذر 1395  در سالن نمایشگاه  (più libri più liberi 2016) در شهر رُم (ایتالیا)  چهارده  داستان  از زنان نویسندۀ ایرانی  توسط خانم لیلا کرمی  به زبان ایتالیایی رونمایی شد...  

داستان هایی   از  مهشید امیرشاهی،  شیوا ارسطویی ، میهن بهرامی،    ، سهیلا بسکی ،  میترا داور ، میترا الیاتی، اذردخت بهرامی ؛ مهسا محب علی ...

نظرات (2) کلیک ها: 1034

 گل یا پوچ 

 مجید عطاری 

دست هایی مشت شده  بسوی ما دراز شده بود و چشم های ما روی آن مشت ها دو دو میزد . ما همدیگر را نمی شناختیم.  گفتند این گل است و همه  ما پذیرفتیم . آنها شروع کردند. گل در دست آن ها بود .

 

ادامه مطلب نظرات (2) کلیک ها: 1106

بالکن

 شهاب عطایی

 پشه های سفید از  روی برگهای خاک گرفته می پرند  توی دهانم،  دستم را جلوی صورتم  می گیرم و شروع می کنم به دویدن . صدای یک ریز بوق اتومبیل ها باید یک جایی قطع شود  و آن جایی ست  که درکشویی و  اتوماتیک مغازه ایی  با سرعت باز می شود  .   

ادامه مطلب نظرات (1) کلیک ها: 1159

 گردش  روی سن

 سهیلا سجادی

 مثل همیشه با لهجه ی پاریسی و فارسی دست و پا شکسته گفت : آسمان ... همه جا ... آبی .. این رنگ هست ... همه جا .

 حمید خندید و گفت : میخواد بگه ، آسمون همه جا همین رنگه . 

ادامه مطلب نظرات (1) کلیک ها: 1037

 

هشت دیوانه

مه کامه رحیم زاده

مرد ساعدِ عضلانی دست چپ را می‌لغزاند زیر ران‌های باریک زن و دست راست را زیر بغل می‌برد و با حرکتی سریع، او را روی دو دست بلند می‌کند. به رویش لبخند می‌زند و پیشانی بلندش را می‌بوسد.

 

ادامه مطلب نظرات (2) کلیک ها: 1068

 سايه‌ها

 امیر بهاج

پرده‌ها را مي‌كشم، خانه را خاموش مي‌كنم. خاموش‌تر از هر حرفي، هر نوايي. آرام مي‌نشينم تا چشمانم به تاريكي آشناتر شوند. خاموشي نور و صدا. گاه گوشه صندلي چوبي خسته، به تن فرسوده‌اش تكاني می‌دهد و صدايي مي‌آيد در سكوت خانه. 

 

ادامه مطلب نظرات (7) کلیک ها: 1225

 عطر نرگس

 فریبا حیدری

 صبح که از خواب بیدار شدم سر درد عجیبی داشتم .  صبحانه را  آماده کردم . وقتی داشتیم صبحانه می خوردیم  پرسید : این نزدیکی ها امامزاده  هست ؟ 

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 939

نقد و بررسی کتاب ترس و لرز، نوشته غلامحسین ساعدی

دیبا مختاباد

ترس و لرز یکی از آخرین مجموعه داستان های کوتاه غلامحسین ساعدی است که از شش داستان به هم پیوسته تشکیل شده است. جواد اسحاقیان در نقدی که بر این داستان نوشته است آن را در زمره داستان های حیرت آور دسته بندی کرده است. چیزی که قرارست در این نوشته به آنها اشاره شود برخی از عوامل حیرت هستند.

ادامه مطلب نظرات (1) کلیک ها: 1443
وداع با صف
ولادیمیر سوروکین
 
لادیمیر گئورگيويچ سوروکین از مطرح‌ترین و محبوب‌ترین نویسندگان روسيه است.  سوروکین در سال 1955 به دنیا آمد. او یکی از مشهورترین نویسندگان پست مدرن روسی به شمار می‌رود. نخستین رمانش را در سال 1983 نوشت، رمان مار و نقطه کبود آسمان از آثار اوست. اين داستان نخستین داستان نويسنده است كه با اطلاع و اجازه ايشان به فارسي ترجمه شده است.
ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 1132

ملوس /علی رشوند

خیلی وقت بود که چندنفر از اهالی پیش این وآن  چو انداخته بودند :

-        مش رُمِضانی عقل  شیرین بزنه

 بعضی ها می گفتند: 

 

ادامه مطلب نظرات (1) کلیک ها: 960
قالیچه حضرت سلیمان
 
فریبا حاج‌دایی
صدای بوق ماشین پروانه‌ تا هفت کوچه آنورتر رفته است. تیغ اصلاح را روی صورتم می‌کشم. چند جا را بریده باشم خوب است! ادکلن کف دستام می‌ریزم و با دو دست دو طرف صورتم را ضربه می‌زنم. صورتم آتش می‌گیرد. 
 
 
ادامه مطلب نظرات (1) کلیک ها: 1087

 

خواب  

مهرداد شهابی

مثل آتش که بیفتد به دلِ ابریشم
گاهی از خواب تو با پای خودم رد می شم

 

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 861

هشت و چهل و چهار»
نویسنده: کاوه فولادی نسب

هشت و چهل و چهار از جمله رمان‌های در خور اعتنا و متمایزی است که طی سال‌های اخیر نوشته شده که حکایت از آن دارد تجربه و تلاش فولادی نسب دربازگرداندن متون تئوریک داستان نویسی در ورزیدگی او برای نوشتن رمان حاضر بی تاثیر نبوده است.

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 990
گفت‌‌و‌گو با رضا رضايي به‌مناسبت انتشار ترجمه‌‌هاي تازه‌اش از جورج اليوت و نابوكوف 
 
پيام حيدرقزويني 
عده‌اي مي‌گويند به كار بردن تكنيك‌هاي جديد داستان‌نويسي با رئاليسم جور درنمي‌آيد. حرف بي‌معنايي است. نمونه بارز ابطال اين نظريه اتفاقا شخص نابوكوف است. نابوكوف مي‌گويد به سبك نويسندگان قرن نوزدهم مي‌نويسم اما از تكنيك‌هاي مدرن استفاده مي‌كنم. نويسندگان بزرگ هميشه چيزهايي براي ياد دادن دارند. اگر داستايفسكي در ميان نويسندگان جهان علاقه‌منداني دارد، فقط به‌خاطر مضمون آثارش نيست بلكه به‌خاطر يك‌سري شگردهاي داستان‌نويسي هم هست. «مرگ ايوان‌ايليچ» تالستوي يكي از قوي‌ترين رمان‌ها در تاريخ ادبيات است حتي اگر هزارسال از عمرش بگذرد. كار رمان‌نويس امروزي خيلي سخت است چون آثار بزرگي قبل از او وجود دارند. به‌نظر من عمده كساني كه مي‌گويند عمر آثار كلاسيك به‌سر آمده آدم‌هاي گمراهي هستند كه اين آثار را نخوانده‌اند.
ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 1002

سوزان – لئونارد کوهن

 و درست در آن لحظه که می خواهی بگویی ،

عشقی نداری تا به پایش فرو ریزی ،

او فکرش را با تو دمساز می کند ،

 

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 1018

آن طرف سیم خاردار

 میترا داور

آن جمعیتی که به سیم خاردار هجوم آورده اند می خواهند بیایند این طرف.  زنی  هر دو  دستش بالاست به اشاره،  معلوم نیست به کجا اشاره می کند . دختربچه ها دورتر از سیم خاردار ایستاده اند. احتمالاً دوربین را نگاه می کنند.   تعدادی زیادی از جمعیت ساک بر دوش دارند ،  هجوم جمعیت  نشان می دهد  این طرف سیم خاردار شرایط بهتری دارد ... ما این طرف سیم خاردار ایستاده ایم .  

ادامه مطلب نظرات (5) کلیک ها: 1335

 مجموعه داستان«ترنج قالی» نوشته‌ی«فریبا حاج‌دایی» از سوی نشر«فراسخن» به طبع رسید

این مجموعه داستان که ۱۹داستان و داستانک را شامل می‌شود قرار بود فرزند بهار ۹۵باشد و به نمایشگاه کتاب برسد که به دلائلی میسر نشد و پاییز پا به بازار نشر گذاشت. از فریبا حاج‌دایی قبلاً مجموعه داستان«با شیرینی وارد می‌شویم» را خوانده‌ایم که آن را هم فراسخن روانه بازار نشر کرده بود. حاج‌دایی دانش‌آموخته‌ی ادبیات انگلیسی است و مدت‌ها و به طور مرتب در مجله گلستانه و دیگر مجلات می‌نوشته. او از مخاطبان جدی و خوانندگان خوب رمان و داستان است و نقدها و مرورهای او گواه این ادعا هستند.

http://khouzestan.isna.ir/Default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=79293

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 1039

شعری از لئونارد کوهن

وقتی در راه لاریسا دیدمت ،
جاده‌ی مستقیمی كه از میان درختان سدر می‌گذرد ..
فكر كردی من مرد جاده‌ام
و عاشقم شدی ..
اما من ،
مرد جاده نیستم ،
من گم شده بودم ..

نظرات (0) کلیک ها: 887

هفت دلیل «یوسا» برای کتاب‌خوانی

کتاب‌های خوب، بلندپروازی انسان را تحریک می‌کنند. یادگیری سواد خواندن مهم‌ترین اتفاق زندگی من بود و حرفه داستان‌گویی من هم زاده همین مهارت است. هیچ دلیل مشهودی برای به سرانجان رساندن یک رمان خوب وجود ندارد، اما ادبیات همیشه تاثیر خودش را روی خواننده می‌گذارد؛ این شاید به شکل یک حس رضایت‌مندی باشد و یا تغییر به سمت خوبی‌ها. هر حسی که باشد،‌ زندگی آدم‌ها با مطالعه کتاب غنی می‌شود.

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 978

 

من پوست می‌کنم این زخم کهنه را
تا نو کنم تو را

 محمد بکایی /   پاتختی

 

ادامه مطلب نظرات (0) کلیک ها: 1245

بازدیدکنندگان

در حال حاضر 25 میهمان و بدون عضو در حال بازدید از سایت هستند

آگهی متنی

   مسئولیت نوشته ها به عهده ی خود نویسنده است و سایت مرور هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

مهرآوران

 هاست  ، دامنه ، طراحی سایت 

HTTP://MEHRAVARAN.COM

  


 بیست داستان کوتاه از ۱۶ تن از داستان نویسان معاصر

یتhttp://www.epubfa.ir/?p=79

 

 زنان داستان نویس ایران در سایت امازون

با ترجمه امیر مرعشی

https://www.amazon.com/Alive-Kicking-collection-Contemporary-Iranian/dp/1544022727/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1488605449&sr=8-1&keywords=mitra+dava

 

 

مرفی /  بکت / سهیل سمی / ققنوس

 

 

بالزن ها / محمد رضا کاتب / نشر ققنوس .هیلا

 

 

 

با عزیز جان در عزیزیه /  فرخنده اقایی / نشر ققنوس

 

رمان «چرا زن‌ها گریه می‌کنند» نوشته رُنه ژان‌کلو با ترجمه عظیم جابری
نشر افراز . 
 

 

مجموعه چهار جلدی شناختنامه ادبیات ایران

جواد اسحاقیان /  نشر نگاه

 

چرا اخرین درنا باز می گردد

شمس آقاجانی

 

اکواریوم شماره چهار / میترا داور / نشر اموت