Strict Standards: Declaration of fa_IRDate::calendar() should be compatible with JDate::calendar($format, $local = false, $translate = true) in /home/morourir/public_html/language/fa-IR/fa-IR.localise.php on line 0

Strict Standards: mktime(): You should be using the time() function instead in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 32

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 28

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 120

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 123

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 46

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 106
مرور :: ادبیات - دستمال
شنبه, ۰۴ خرداد ۱۳۹۸

اخبار فرهنگی ایسنا

ایسنا

فرهنگی و هنری > ادبیات و کتاب

 

دستمال

سهیلا سجادی

لبهای  کوچک زیبایش در قاب عکس می خندید . ولی غم چشمانش پنهان نبود . تصویر در قاب آویخته به دیوار حرکت کرد . روی صندلی نشستم . نگاه مضطربی داشت،  برای برنامه ان روز  به نظرم نگران بود . از پنجره به باغچه نگاه کردم،  قیچی باغبانی را به بوته ی گل سرخ باغچه نزدیک کردم و گل را چیدم . دستم زخم شد . با دستمالی که در جیب داشت دستم را بست ، دستمال چه رنگی بود ؟  حالا که دیگر کسی دستمال توی جیب ندارد . حتما دارند، اگر باید داشته باشند . گل های زرد و نارنجی درون گلدان کریستال خانم رحیمی چه  پژمرده  شده است  .

جای گل سرخ خالی ست . درد زخم ازارم داد " مردک خیال کرده با اون قد وقواره ی نافرمش می تونه دل این خانم را به بدست بیاره "

 چندبار ازش خواستم به احساساتم توجه کند ولی باور نمی کرد . جای گل سرخ تو عکس خالی ست  . گلدان شکسته  را با تعجب به قاب نگاه کردم . لبهای زیبا نمی خندد  و در گوشه ی چشم های میشی نافذش قطره ای اشک نشسته . درب خانه را زدم . داخل شدم .  دسته ی گل سرخ را در اغوش گرفت و مرا بوسید.

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

نظرات   

 
0 #10 مريم سمعيي 1392-10-23 05:28
سيال ذهن به معناي واقعي ... . اولين باري ست كه از شما داستان ميخ وانم .
بازگو کردن
 
 
0 #9 سهیلا سجادی 1392-10-17 11:23
از همه عزیزان سپاسگزارم امیدوارم شایسته نوشتن مطالب دیگر باشم
ممنون
بازگو کردن
 
 
+1 #8 سارا 1392-10-17 11:00
سهیلا جان خیلی خیلی زیبا امیدوارم کارهای جدیدت رو هم بخونم
بازگو کردن
 
 
+2 #7 شهرام 1392-10-06 07:14
یک داستان مینیمال خوب با زبانی تمیز و فاخر ممنون
بازگو کردن
 
 
+2 #6 ملیحه 1392-10-05 17:27
داستان زیبایی بود . سیال ذهن به معنای واقعی
بازگو کردن
 
 
+2 #5 شیرین 1392-10-02 10:48
یک داستان سیّال بسیار موفق. ممنون
بازگو کردن
 
 
+2 #4 مجتبی بهادری فر 1392-10-01 11:27
زیباست. یک مینیمال سیال ذهن عالی. حرکت تصویر از قاب،توصیف زیبای تصویر در قاب در آغز داستان و پرش زیبا و مداوم ذهن به نظر من زیبا بود. ممنونم.
بازگو کردن
 
 
+2 #3 امير بهاج 1392-10-01 07:22
درود
آشنا آرام و رام...
سپاس
بازگو کردن
 
 
+2 #2 محمد مقدم 1392-10-01 04:48
چندبار ازش خواستم به احساساتم توجه کند ولی باور نمی کرد ....
دقيقا ... هميشه از اين جا شروع ميشود
بازگو کردن
 
 
+2 #1 سیروس 1392-09-30 16:54
بسیار زیبا بود خانم سجادی . من اولین باری ست که از شما مطلب میخ وانم . یعنی هیچ داستانی به این سیالی ورها شده گی در سطح کوتاه نخوانده بودم . درود ... در شمن دوست دارم بقیه کارهایتان را بخوانم . :roll:
بازگو کردن
 

اضافه کردن نظر

بازدیدکنندگان

در حال حاضر 64 میهمان و بدون عضو در حال بازدید از سایت هستند

آگهی متنی

   مسئولیت نوشته ها به عهده ی خود نویسنده است و سایت مرور هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

مهرآوران

 هاست  ، دامنه ، طراحی سایت 

HTTP://MEHRAVARAN.COM

  


 بیست داستان کوتاه از ۱۶ تن از داستان نویسان معاصر

یتhttp://www.epubfa.ir/?p=79

 

 زنان داستان نویس ایران در سایت امازون

با ترجمه امیر مرعشی

https://www.amazon.com/Alive-Kicking-collection-Contemporary-Iranian/dp/1544022727/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1488605449&sr=8-1&keywords=mitra+dava

 

 

مرفی /  بکت / سهیل سمی / ققنوس

 

 

بالزن ها / محمد رضا کاتب / نشر ققنوس .هیلا

 

 

 

با عزیز جان در عزیزیه /  فرخنده اقایی / نشر ققنوس

 

رمان «چرا زن‌ها گریه می‌کنند» نوشته رُنه ژان‌کلو با ترجمه عظیم جابری
نشر افراز . 
 

 

مجموعه چهار جلدی شناختنامه ادبیات ایران

جواد اسحاقیان /  نشر نگاه

 

چرا اخرین درنا باز می گردد

شمس آقاجانی

 

اکواریوم شماره چهار / میترا داور / نشر اموت