Strict Standards: Declaration of fa_IRDate::calendar() should be compatible with JDate::calendar($format, $local = false, $translate = true) in /home/morourir/public_html/language/fa-IR/fa-IR.localise.php on line 0

Strict Standards: mktime(): You should be using the time() function instead in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 32

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 28

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 120

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 123

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 46

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 106
مرور :: ادبیات - وقتی از عشق حرف می‌زنیم
شنبه, ۰۴ خرداد ۱۳۹۸

اخبار فرهنگی ایسنا

ایسنا

فرهنگی و هنری > ادبیات و کتاب

 

وقتی از عشق حرف می‌زنیم

در جست و جوی زمان از دست رفته"، مارسل پروست

" اما همه‌ی این اندیشه‌ها بیش از چندثانیه نپایید، همان قدر که دستش را روی قلبش بگذارد، نفسی تازه کند و به کتمان عذابی که می‌کشید لبخندی به لب آورد. می‌خواست از جزئیات سوال کند. زیرا حسادتش برای چشاندن سخت ترین دردی که «سوان»  تا آن زمان به خود دیده بود، دست به کاری شده بود که ابدا هیچ دشمنی نمی کرد، شکنجه‌ی سخت و نابود کننده‌ای که هر لحظه غیرقابل تحمل تر از پیش می شد. به «اودت» گفت:
- عزیزم، قول می دهم این سوال آخر باشد، بگو ببینم با کسی بودی که من می شناسم؟!  ..

- نه، قسم می خورم که نه .. وانگهی فکر می‌کنم کمی هم اغراق کردم، کارمان به آنجا ها هم که تو خیال می‌کنی نکشید ..

«سوان» لبخندی زد و باز پرسید:
- مهم نیست. گذشته، گذشته است اما .. حیف که نمی‌توانی اسمش را به من بگویی. اگر می‌توانستم آدمش را پیش خودم مجسم کنم، دیگر بعد ازین فکرش را هم نمی‌کردم. این را برای خودت می گویم،‌ چون اینطوری دیگر دردسرت نمی‌دهم. وقتی آدم چیزی را مجسم می‌کند، چقدر راحت می‌شود! .. چیزها وقتی دردناک می شود که آدم نتواند حتی تصورش را هم بکند .. اما تا همینجا هم خیلی مدارا کرده ای و نمی‌خواهم خسته‌ات کنم. از ته دل به خاطر همه‌ی خوبی‌هایی که به من کرده ای سپاسگزارم. دیگر حرفش را نمی‌زنیم. قول می‌دهم. اما لطفا. لطفا همین یک کلمه را بگو : چند شب پیش بود؟ ..

- داری مرا می‌کشی. مال خیلی وقت پیش بود! دیگر اصلا فکرش را هم نمی‌کردم، اما تو می‌خواهی به هرترتیبی که شده مرا دوباره به این فکر بیاندازی. یادت باشد که خودت خواستی! { این را با بلاهت و حماقت عجیبی گفت! }

- نه عزیزم، فقط می‌خواستم بدانم بعد از آنی است که همدیگر را می‌شناسیم یا نه. خیلی طبیعی است خوب. نیست؟. ببینم،‌ در همینجا بود؟ نمی‌توانی بگویی چه شبی بود که من بیاد بیاورم خودم آن شب چه می کردم؟ .. می‌فهمی که ممکن نیست نتوانی همچون حادثه ای را به خاطر نیاوری ... فقط می خواهم بدانم، کی و کجا؟ .. می دانی آدم شبی که معشوقش با دیگری است معمولا کارهای ساده ای می‌کند. مثلا توی فروشگاه خرید می‌کند، ساعتش را می‌دهد تعمیر کند یا آرایش موهایش را عوض می‌کند. هیچ کس شب خیانت معشوقش به او کار مهمی نمی‌کند ..."

"در جست و جوی زمان از دست رفته"، مارسل پروست

 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

نظرات   

 
+1 #3 پاپيون 1392-08-26 08:52
چيزها وقتي دردناك مي شود كه آدم نتواند حتا تصوّرش را بكند

ممنون
بازگو کردن
 
 
+1 #2 فرشته 1392-08-20 11:29
مرسی.قسمت بسیار زیبایی را گذاشته شده...
بازگو کردن
 
 
0 #1 ن . نیلو فر 1392-08-19 17:27
کوتاه و بسیار جالب . یک لحظه فکر می کنی چه قدر احساس ما تمام شده است ... نرزها را می گویم ...ا
بازگو کردن
 

اضافه کردن نظر

بازدیدکنندگان

در حال حاضر 47 میهمان و بدون عضو در حال بازدید از سایت هستند

آگهی متنی

   مسئولیت نوشته ها به عهده ی خود نویسنده است و سایت مرور هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

مهرآوران

 هاست  ، دامنه ، طراحی سایت 

HTTP://MEHRAVARAN.COM

  


 بیست داستان کوتاه از ۱۶ تن از داستان نویسان معاصر

یتhttp://www.epubfa.ir/?p=79

 

 زنان داستان نویس ایران در سایت امازون

با ترجمه امیر مرعشی

https://www.amazon.com/Alive-Kicking-collection-Contemporary-Iranian/dp/1544022727/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1488605449&sr=8-1&keywords=mitra+dava

 

 

مرفی /  بکت / سهیل سمی / ققنوس

 

 

بالزن ها / محمد رضا کاتب / نشر ققنوس .هیلا

 

 

 

با عزیز جان در عزیزیه /  فرخنده اقایی / نشر ققنوس

 

رمان «چرا زن‌ها گریه می‌کنند» نوشته رُنه ژان‌کلو با ترجمه عظیم جابری
نشر افراز . 
 

 

مجموعه چهار جلدی شناختنامه ادبیات ایران

جواد اسحاقیان /  نشر نگاه

 

چرا اخرین درنا باز می گردد

شمس آقاجانی

 

اکواریوم شماره چهار / میترا داور / نشر اموت