Strict Standards: Declaration of fa_IRDate::calendar() should be compatible with JDate::calendar($format, $local = false, $translate = true) in /home/morourir/public_html/language/fa-IR/fa-IR.localise.php on line 0

Strict Standards: mktime(): You should be using the time() function instead in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 32

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 28

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 120

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 123

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 46

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 106
مرور :: ادبیات - چوب برها
پنجشنبه, ۰۲ خرداد ۱۳۹۸

اخبار فرهنگی ایسنا

ایسنا

فرهنگی و هنری > ادبیات و کتاب

 

Deyan Enev

چوب برها

چند سال پیش تابستان با همسر و دخترم تصمیم گرفتیم از این شهر بزرگ و شلوغ فرار کنیم .به یک ده خیلی بالا در کوه رفتیم، منزل پیدا کردیم و در آن جا گرفتیم. منزل ما در خیابان مرکزی قرار گرفته بود.

زن صاحب خانه به من گفت:

-         ماشینت را چسبیده به دیوار پارک کن، به خاطر کامیون ها.

این ده میراث فرهنگ اعلام شده بود. چند قرن پیش در نتیجه دو موج مهاجرت از مقدونیه و تارنٌوو (Tarnovo) به وجود آمده بود.

منظرة نادر ده پایتخت قدیم تارنٌوو را به یاد می آورد، ارمغان مهاجرینِ تارنٌوو بود.  ساختار سنگی و معماری ماهرانه خانه ها یادگار از مهاجرینِ مقدونی بود. اینجا طی سالها ده ها فیلم بلغاری فیلم برداری شده بود که ده به آن می بالید.

شب در تراس خانه نشسته بودیم و با زن صاحب خانه صحبت می کردیم. او زنی چست و چلاک بود. کلید کلیسای ده را نگه می داشت و در دکان کوچک خود سوغاتی می فروخت. شوهرش از کار برگشت. پیدا بود که خیلی خسته و کوفته است. سر میز پیش ما نشست و شامش را خورد. دو پیک راکیا خورد و کله اش گرم شد.

می گفت:

-جنگل را بریدند. همه چیز را از بیخ بریدند. کامیون ها را که دارید می بینید. هیچ وقت متوقف نمی شوند. سال ها همین بوده که هست.  بالا که می روید خیلی وحشتناک است. تمام جنگل را از بین برده اند، فقط قله های لخت مانده اند. دلم می سوزد، می فهمی! اینجا، وجودم آتش گرفته است.

و پولیورش را روی سینه اش چنگ می زد، گویی که می خواست آن را پاره کند.

 

واقعاً قطار کامیون هایی غول پیکر پر از تنه درخت های بریده که مدام از مسیر ده، پشت سر هم  رد می شدند تمامی نداشت. چوب برها  نشسته روی پشته های الوار، اره های بنزینی را در آغوش خود نگه می داشتند.

صاحب خانه یک استکان دیگر خورد و رفت بخوابد.

فردای آن روز برای گشت و گذار به ده رفتیم. شیفتة خانه های قشنگی بودیم.  بیشتر آن ها صاحبان جدیدی داشتند: مدیران تلویریونهای گوناگون، کارمندان بانک، بازرگانان.  جیپ های خوش آب و رنگ آنها به آسانی شیب خیابانهای سنگلاخ را پشت سر می نهاد.

عصر در تراس میخانه برای شام نشسته بودیم. زن صاحب خانه از خیابان رد شد و پیش ما آمد.

پرسیدم:

- شوهرت چه کاره است؟

- چه کاره! با چوب برها کار می کند.

- دلش برای جنگل نمی سوزد؟

- چه کار کند دیگر؟ باید زندگی را گذراند. 

 

ترجمه: لیودمیلا یانوا

 

------------

نکته: موج مهاجرت تارنوو  - زمان حکومت عثمانی مردم بلغاری به کوه سار فرار می کردند تا کشته نشوند.  بعد آزادی خاک بلغارستان مقدونیه  در ترکیه مانده بود و مردم بلغاری از آنجا به بلغارستان  مهاجرت کردند.

Tarnovo- پایتخت قدیم بلغارستان (1187-1393) واقعه شده روی چهار تپه

راکیا - مشروب الکلی بلغاری

 

Deyan Enev نویسندة معاصر بلغاری است. فارغ التحصیل دانشگاه صوفیه «کلیمنت اهریدسکی  رشتة زبان و ادبیات بلغاری است. وی به عنوان معلم و روزنامه نگار کار کرده است.  شیش تا مجموعه داستان کوتاه منتشر کرده است: « مطالعه  برای قطار شب» (1987)؛ «سرزنش» (1992)؛ «شکارچی از مردم»(1994) کشتار خروس(1997) «سر یا دم» (2000)  «خداوند، رحمت بده» (2004)..

«شکارچی از مردم» در نروژ ترجمه شده است. «سر یا دم» برنده چند تا جایزة  ادبی ملّی برای سال 2000 شده است.

 

 

 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

نظرات   

 
0 #2 Javad Talee 1391-07-07 12:28
مرسی لودمیلای عزیز. زببا است
بازگو کردن
 
 
0 #1 محبوبه ميرقديري 1391-07-07 10:59
جالب بود.
بازگو کردن
 

اضافه کردن نظر

بازدیدکنندگان

در حال حاضر 55 میهمان و بدون عضو در حال بازدید از سایت هستند

آگهی متنی

   مسئولیت نوشته ها به عهده ی خود نویسنده است و سایت مرور هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

مهرآوران

 هاست  ، دامنه ، طراحی سایت 

HTTP://MEHRAVARAN.COM

  


 بیست داستان کوتاه از ۱۶ تن از داستان نویسان معاصر

یتhttp://www.epubfa.ir/?p=79

 

 زنان داستان نویس ایران در سایت امازون

با ترجمه امیر مرعشی

https://www.amazon.com/Alive-Kicking-collection-Contemporary-Iranian/dp/1544022727/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1488605449&sr=8-1&keywords=mitra+dava

 

 

مرفی /  بکت / سهیل سمی / ققنوس

 

 

بالزن ها / محمد رضا کاتب / نشر ققنوس .هیلا

 

 

 

با عزیز جان در عزیزیه /  فرخنده اقایی / نشر ققنوس

 

رمان «چرا زن‌ها گریه می‌کنند» نوشته رُنه ژان‌کلو با ترجمه عظیم جابری
نشر افراز . 
 

 

مجموعه چهار جلدی شناختنامه ادبیات ایران

جواد اسحاقیان /  نشر نگاه

 

چرا اخرین درنا باز می گردد

شمس آقاجانی

 

اکواریوم شماره چهار / میترا داور / نشر اموت