Strict Standards: Declaration of fa_IRDate::calendar() should be compatible with JDate::calendar($format, $local = false, $translate = true) in /home/morourir/public_html/language/fa-IR/fa-IR.localise.php on line 0

Strict Standards: mktime(): You should be using the time() function instead in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 32

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 28

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 120

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 123

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 46

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 106
مرور :: ادبیات - بریده ای از رمان اولیس
سه شنبه, ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸

اخبار فرهنگی ایسنا

ایسنا

فرهنگی و هنری > ادبیات و کتاب

 

 

فارسی زبانان علاقمند به ادبیات داستانی تشنه خواندن اولیس هستند، کتابی که از قضا  توسط یکی از مترجمان  خبره (منوچهر بدیعی) به فارسی هم ترجمه شده، اما متاسفانه امکان انتشار پیدا نکرده است. تنها بخش‎هایی از این رمان توسط انتشارات نیلوفر منتشر شده تا به قول معروف  علاقمندان فعلا با آن یک ته‎بندی بکنند تا شاید روزی  کل رمان منتشر شود، هرچند که بعید به نظر می‎رسد این اتفاق به این زودی‎ها محقق شود.  در دو پست متوالی ابتدا بخش‎هایی از این رمان را و سپس یاداشتی را در معرفی  و نقد این اثر منتشر خواهیم کرد. توضیح اینکه مطلب دوم سر آغاز بخشی تازه در «مد و مه» است که به معرفی جاودامه‎های ادبیات جهان اختصاص خواهد داشت.

***

نخستین‌ واکنش‌ اکثر ناقدان‌ و برخی‌ خوانندگان‌ در برابر “اولیس‌” آن‌بود که‌ این‌ اثر ادبی‌ را یک‌سره‌ نوعی‌ “طنز” به‌شمار آورند. زمانی‌ گذشت‌تا با توجه‌ به‌ روش‌هایی‌ که‌ در آن‌ به‌کار رفته‌ بود ـ “تک‌گویی‌ درونی‌” و”سیلان‌ خودآگاهی‌” ـ و با تعمق‌ در انبوه‌ حقایق‌ و اموری‌ که‌ در اولیس‌مطرح‌ شده‌ است‌ معلوم‌ شد که‌ این‌ اثر یک‌سره‌ طنز نیست‌ اما از طنز هم‌خالی‌ نیست‌. شاید طنزآمیزترین‌ تکّه “اولیس‌” قطعه‌ای‌ از بخش‌دوازدهم‌ آن‌ “سیکلوپ‌” باشد که‌ در این‌جا ترجمه‌ آن‌ آمده‌ است‌. به‌خوانندگان‌ پیش‌نهاد می‌شود که‌ نخست‌ آن‌چه‌ درباره‌ تمامی‌ بخش ۱۲،پیش‌ از یادداشت‌های‌ شماره‌گذاری‌ شده‌، نوشته‌ شده‌ است‌ بخوانند وپس‌ از آن‌ به‌ خواندن‌ متن‌ همراه‌ با یادداشت‌ها بپردازند.

منوچهر بدیعی

***

اولیس

جیمز جویس

 

اولیس - جیمز جویس

آخرین‌ وداع‌ بی‌نهایت‌ تأثرآور بود۱٫ از مناره‌های‌ دور و نزدیک‌ صدای‌ناقوس‌ مرگ‌ لاینقطع‌ بلند بود و همه‌ را به‌ تشییع‌ جنازه‌ می‌خواند و در گوشه‌ وکنار محله‌های‌ غم‌زده‌ ده‌ها طبل‌ پوشیده‌ در نمد که‌ صدای‌ پوک‌ توپ‌ها آن‌هارا قطع‌ می‌کرد ندایی‌ شوم‌ سر می‌داد. غرش‌ کرکننده‌ رعد و روشنایی‌کورکننده‌ برق‌ که‌ این‌ صحنه‌ مرگبار را روشن‌ می‌کرد گواهی‌ می‌داد که‌ توپخانه‌آسمان‌ از قبل‌ تمام‌ طنطنه‌ مافوق‌ طبیعی‌ خود را به‌ این‌ منظره‌ مخوف‌ عاریه‌داده‌ است‌. از دریچه‌های‌ سیل‌بند آسمان‌ِ خشمگین‌ بارانی‌ سیل‌آسا بر سربرهنه‌ خلایقی‌ که‌ گرد آمده‌ بودند فرو ریخت‌ و عده‌ اینان‌ به‌ کم‌ترین‌ تخمین‌پانصدهزار بود. دسته‌ای‌ از پاسبان‌های‌ شهر دبلین‌ بزرگ‌ به‌ فرماندهی‌ شخص‌سرکلانتر در میان‌ آن‌ جمع‌ عظیم‌ به‌ حفظ‌ نظم‌ مشغول‌ بودند و برای‌ آن‌که‌ آن‌جمع‌ عظیم‌ سرگرم‌ شوند دسته‌ موزیکانچی‌ سنج‌ و سازهای‌ بادی‌ خیابان‌یورک‌۲ با آلات‌ پوشیده‌ در پوشش‌ سیاه‌ ماهرانه‌ همان‌ نغمه‌ بی‌همتایی‌ رامی‌نواختند که‌ قریحه‌ نالان‌ “اسپرانتزا”۳ از گهواره‌ در دل‌ ما نشانده‌ است‌.قطارهای‌ تفریحی‌ سریع‌السیر فوق‌العاده‌ و دلیجان‌های‌ موتوری‌ بانیمکت‌های‌ روکش‌دار تهیه‌ دیده‌ بودند تا پسرعموهای‌ روستایی‌ ما که‌ جمع‌کثیری‌ از آنان‌ به‌ آن‌جا آمده‌ بودند در آسایش‌ باشند. وقتی‌ خوانندگان‌ دوره‌گردمحبوب‌ دبلین‌ ل‌ـ ن‌ـ هـ ـ ن‌ و م‌ـ ل‌ـ گ‌ـ ن‌ ترانه‌ “شب‌ پیش‌ از آن‌روز که‌ لاری‌دراز شد”۴ را با آن‌ طرز نشاط‌انگیز مرسوم‌ خود خواندند تفرج‌ خاطر فراوانی‌پدید آمد. آن‌ دو مزه‌پران‌ بی‌مثل‌ و مانند ما با تصنیف‌های‌ یک‌ورقی‌ خود داد وستد پرغوغایی‌ در میان‌ دوست‌داران‌ طنز و هجا برپا کردند که‌ اگر کسی‌ درگوشه‌ دل‌ عنایتی‌ به‌ طنز عاری‌ از لودگی‌ ایرلندی‌ داشته‌ باشد به‌ آن‌ چند پول‌سیاهی‌ که‌ به‌ زحمت‌ به‌ کف‌ می‌آورند غبطه‌ نخواهد خورد. بچه‌هایی‌ که‌ در”یتیم‌خانه‌ دختران‌ و پسران‌” بودند لب‌ِ پنجره‌ها جمع‌ شده‌ بودند و به‌ این‌صحنه‌ نگاه‌ می‌کرند و از این‌که‌ چنان‌ برنامه‌ غیرمنتظری‌ به‌ سرگرمی‌های‌آن‌روز افزوده‌ شده‌ بود شادی‌ها کردند و باید از “خواهران‌ نازنین‌ بینوایان‌”۵تقدیر و تمجید کنیم‌ که‌ به‌ فکر افتادند تا برای‌ یتیمان‌ پدر و مادر از کف‌ داده‌برنامه‌ تفریحی‌ به‌راستی‌ آموزنده‌ای‌ فراهم‌ آورند. جمع‌ مدعوین‌نایب‌السلطنه‌ که‌ در میان‌شان‌ بانوان‌ معروف‌ بسیار بود در سایه‌ همراهی‌عُلیامخدرات‌ مکرّمات‌ به‌ بهترین‌ جای‌ جایگاه‌ هدایت‌ شدند و سفیران‌بدیع‌منظر خارجی‌ که‌ به‌ “دوستان‌ جزیره‌ زمرد” شهرت‌ دارند در جایگاهی‌درست‌ روبه‌روی‌ آنان‌ جای‌ داده‌ شدند. سفیران‌ که‌ با هیبت‌ تمام‌ حاضر بودندعبارت‌ بودند از کومنداتوره‌ باچی‌ باچی‌ بنینو بنونه‌۶ (که‌ شیخ‌السفرا بود ونیمه‌فلج‌ و ناگزیر بودند او را با یک‌ جرثقیل‌ نجاری‌ قوی‌ به‌ صندلی‌اش‌برسانند)، مسیو پیر پل‌ پتیت‌ اپتان‌۷، گراند ژوکر ولادیمنجلاب‌ حیض‌لته‌تشف‌، آرکژوکرلئوپوک‌ رودلف‌ فون‌ شوانزنباد ـ هودنتالر۸، کنتس‌ مارهاویراگاکیسا سزونی‌ پوتراپستی‌،۹ حرم‌خان‌ فیسافاده‌، کنت‌ آتاناتوس‌کاراملوپولیس‌،۱۰ علی‌بابا بخشش‌ راحت‌القوم‌ افندی‌، سنیور هیداگلوکابالرودون‌ پکادیلوای‌ پالا براس‌ ای‌ پاترنوسترد و لامالورا و دولا مالاریا۱۱،هوکوپوکو هاراکیری‌،۱۲ هی‌ هونگ‌ چانگ‌،۱۳ اولاف‌ کوبرکدلسن‌،۱۴ ماین‌هیر حقه‌ وان‌ کلک‌، پان‌ پولاکس‌ پادی‌ ریسکی‌،۱۵ گوزپوند پره‌ کلشتر کراچینابریچی‌سیچ‌، بوروس‌ هوپینکوف‌،۱۷ هرهورهوس‌ دیرکتور پرازیدنت‌ هانس‌چوچلی‌ ـ اشتورلی‌،۱۸ دکتر پروفسور ورزشگاه‌ ملیوم‌ موزیوم‌ آسایشگاهیوم‌فتق‌بندیوم‌ مبتذلیوم‌ اختصاصیوم‌ سنتیوم‌ تاریخ‌ عمومیوم‌ ویژگیوم‌ کریگفریداوبرآل‌ گماینه‌.۱۹ کلیه‌ سُفرا بدون‌ استثنا با عباراتی‌ بسیار محکم‌ که‌ ناهنجارتراز آن‌ها ممکن‌ نبود درباره‌ عملیات‌ وحشیانه‌ بی‌نامی‌ که‌ آنان‌ را به‌ تماشای‌ آن‌دعوت‌ کرده‌ بودند سخن‌ راندند. سپس‌ مناقشه‌ پرحرارتی‌ (که‌ همه‌ در آن‌شرکت‌ کردند) در میان‌ “د.ج‌. ز۲۰″ بر سر آن‌ درگرفت‌ که‌ روز تولد قدیس‌نگهبان‌ ایرلند روز هشتم‌ مارس‌ بوده‌ است‌ یا روز نهم‌ مارس‌.۲۱ در ضمن‌ این‌مباحثه‌ به‌ توپ‌ و شمشیر و تیر برگرد و قره‌مینا و نارنجک‌ گازی‌ و ساطور وچتر و منجنیق‌ و پنجه‌بُکس‌ و کیسه‌شن‌ و پاره‌آهن‌ نیز متوسل‌ شدند و بی‌محابابرهم‌ ضرب‌ و شتم‌ وارد آوردند. پیک‌ ویژه‌ فرستادند و پاسبان‌ کوچول‌،آجدان‌ مک‌فادن‌، را از بوترزتاؤن‌ خبر کردند که‌ آمد و به‌ شتاب‌ نظم‌ را اعاده‌کرد و به‌ سرعت‌ برق‌ پیشنهاد کرد که‌ هر دو طرف‌ متخاصم‌ با قبول‌ روزهفدهم‌ قضیه‌ را فیصله‌ دهند. پیشنهاد آن‌ پاسبان‌ تیزهوش‌ سه‌متری‌۲۲بی‌درنگ‌ مورد پسند همگان‌ واقع‌ شد و به‌ اتفاق‌ آرا مورد قبول‌ قرار گرفت‌.تمامی‌ “د. ج‌. ز” به‌ آجدان‌ مک‌فادان‌ از ته‌ دل‌ تبریک‌ گفتند، در حالی‌ که‌ از بدن‌چند تن‌ از آنان‌ خون‌ فراوانی‌ می‌رفت‌. کومنداتوره‌ بنینو بنونه‌ را از زیر کرسی‌ریاست‌ بیرون‌ کشیدند

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

اضافه کردن نظر

بازدیدکنندگان

در حال حاضر 63 میهمان و بدون عضو در حال بازدید از سایت هستند

آگهی متنی

   مسئولیت نوشته ها به عهده ی خود نویسنده است و سایت مرور هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

مهرآوران

 هاست  ، دامنه ، طراحی سایت 

HTTP://MEHRAVARAN.COM

  


 بیست داستان کوتاه از ۱۶ تن از داستان نویسان معاصر

یتhttp://www.epubfa.ir/?p=79

 

 زنان داستان نویس ایران در سایت امازون

با ترجمه امیر مرعشی

https://www.amazon.com/Alive-Kicking-collection-Contemporary-Iranian/dp/1544022727/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1488605449&sr=8-1&keywords=mitra+dava

 

 

مرفی /  بکت / سهیل سمی / ققنوس

 

 

بالزن ها / محمد رضا کاتب / نشر ققنوس .هیلا

 

 

 

با عزیز جان در عزیزیه /  فرخنده اقایی / نشر ققنوس

 

رمان «چرا زن‌ها گریه می‌کنند» نوشته رُنه ژان‌کلو با ترجمه عظیم جابری
نشر افراز . 
 

 

مجموعه چهار جلدی شناختنامه ادبیات ایران

جواد اسحاقیان /  نشر نگاه

 

چرا اخرین درنا باز می گردد

شمس آقاجانی

 

اکواریوم شماره چهار / میترا داور / نشر اموت