Strict Standards: Declaration of fa_IRDate::calendar() should be compatible with JDate::calendar($format, $local = false, $translate = true) in /home/morourir/public_html/language/fa-IR/fa-IR.localise.php on line 0

Strict Standards: mktime(): You should be using the time() function instead in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 32

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 28

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 120

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 123

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 46

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 106
مرور :: ادبیات - کوه مقدس ( نگاه اسطوره شناسی به کوه )
سه شنبه, ۰۴ تیر ۱۳۹۸

اخبار فرهنگی ایسنا

ایسنا

فرهنگی و هنری > ادبیات و کتاب

 

کوه مقدس ( نگاه اسطوره شناسی به کوه )    

ديروز كتابي خواندم با نام "بالاي هر كوهي خدايي ايستاده است... "؛

كتاب مجموعه اي از اشعار و افسانه هاي سرخپوستان بود .در مورد كتاب در آينده مطلبي خواهم نوشت اما در اينجا قصد دارم با آوردن شعري از اين كتاب به بررسي كوتاهي در باره ي نماد كوه در اسطوره ها بپردازم :

 در شمال ، كوهي سياه ايستاده است، 

 در شرق، كوهي سپيد ايستاده است،

در جنوب، كوهي آبي ايستاده است،

و در غرب ، كوهي زرد ايستاده است ،

 و بالاي هر كوهي ، خدا ايستاده است.

(از سرود كوهستان ها ، قبيله ناواجو)

 

نورتوپ فراي در مقاله اي به نام ادبيات و اسطوره مي گويد:" با بررسي محتواي اساطير معلوم گرديد اسطوره داستاني نيست كه فقط براي داستان گويي نقل شود ." در اساطير ملل مختلف كوه هاي مقدس نقش مهم و مركزي دارند . در اغلب اين اساطير ، كهن الگويي با نام كوه مركزي عالم وجود دارد . ميرچه آ الياده در كتاب "اسطوره بازگشت جاودانه "، به تعدادي از اين كوه ها اشاره مي كند: كوه ميرو در پنداشت هاي هندي ، كوهي كه"ستاره ي قطبي بر چكادش مي ايستد " در اقوام اورال - الياتي ،البرزكوه در باورهاي ايراني ، كوه زينايو در بودائيان لائوس ، كوه هميين بيورگ در اساطير ژرمني ، صخره ي بلند "باتو- ريبن " در ميان افراد قبيله ي سه مانگ، كوه "كشورها" در معتقدات بين النهريني ، كوه تابور يا طور سينا در فلسطين ، كوه خرزيم در روايات يهود، زمين جلجتا كه بر كوهي كيهاني واقع است در مسيحيت ... مي توان مشابهات زيادي در اقوام ديگر نظير فنلاندي ، ژاپني ، مكزيكي و ديگر مشاهده كرد، و كوه هاي ديگري چون المپ ، آرارات ، صهيون ، فوجي ، جبل النورو...به ليست الياده افزود .

 در كتاب "شين تو" سوكيوئونو مي خوانيم : سيماي جشن سالانه در ماه اوت صعود بركوه نانتايي ست كه ده هزار پرستنده در اين صعود شركت مي كنند. پديده كوه پرستي در ژاپن محدود به شينتو نيست .در آيين بودا نيز كوه مقدس وجود دارد." و در شين تو جايي كه كوهي وجود دارد معبدي نمي سازند و ازهمان كوه به عنوان ايزدكده استفاده مي كنند.در مورد مساله نقش محوري كوه در اساطير مي توان اين سوال را مطرح كرد : كه چرا كوه ها از اين نقش برجسته برخوردارند؟ و كارمايه ي اين مركز مقدس چيست؟

ميرچه آ الياده در كتاب " مقدس  ونامقدس " اولين ويژگي مكان مقدس را تمايز گذاري در مكان و موقعيت ها مي داند ."خداوند به موسي مي گويد :كفش هايت را بيرون بياور ،چون مكاني كه در آن ايستاده اي ؛ زميني مقدس است . " اين تمايز گذاري در مكان باعث مي شود تا فرد در هنگام قرارگيري در مكان مقدس احساس پيوند بيشتري با كل هستي و ارتباطي معنوي با خداوند داشته باشد و به نوعي آرامش و امنيت دروني برسد . مكان هاي نامقدس سرشار از بي نظمي و بيهودگي هستند . در نگرش اساطيري مكان مقدس در تقابل با ساير مكان ها است و از نظم وثباتي ويژه برخوردار است و مكان هاي ديگر وسعتي بي شكل هستند . وقتي شما در قلمرويي هستيد كه همه چيز شما را تامين مي كند ، ترس از نابودي نيز نخواهيد داشت ؛ اما سوال اين جاست : چگونه مكاني تقديس مي شود . الياده مي گويد : تجربه ي مذهبي! " مكان مقدس جايي ست كه فرد در آن جا دچار احساس روحي متفاوتي مي شود ." يكي ديگر از ويژگي هاي مكان مقدس ، آستانه بودن آن است .معمولا كوه مقدس آستانه اي ست كه انسان را از يك مرحله به مرحله ي ديگر مي برد مرحله اي بالاتر. در بسياري از اديان با درخت مقدس يا ستون مقدس برخورد مي كنيم . درخت مقدس درختي ست مركزي در عالم كه ناف هستي و محل تغذيه ي زمين از مادر كيهاني بوده و به سوی آسمان اشاره دارد .در كتاب آيين هاي بودا،دائو و كنفوسيوس ، دو وي ينگ ؛ دائو را تمثيلي از ديرك يا ستوني مي داند كه انسان بدون تكيه زدن بر آن نمي تواند از بالاي تپه يين و يانگ، طرف سايه و طرف روشن را ببيند كه هر كدام در يك سوي تپه اند.در ميان سلت ها و ژرمن ها نيز پيش از مسيحي شدن ، نيايش براي ستون مقدس وجود داشته است :" ستون عالمي ست چنان چه بوده و اشياء را نگه مي دارد ."

  كوه مقدس به بالا اشاره مي كند ستون آسمان است و صعود به آن به معناي مراحل صعود به آسمان بوده( معمولا در اساطير هفت آسمان ) وعملا عامل ارتباط زمين و آسمان است ، در محور جهان قرار داشته به يك معني ؛ "آسمان را لمس مي كند و از اين رو بلندترين نقطه را در جهان مشخص مي دارد . در نتيجه گمان مي شد مرزي كه آن را احاطه مي كند و آنچه جهان ما را تشكيل مي دهد فراز ترين سرزمين است كه سيل آن را غرق نكرده .." (كتاب مقدس ونامقدس)

 اما كارمايه ي اين كوه مقدس كه انسان مذهبي همواره آن را نزديك به خود مي بيند وآن را محل تجلي و ارتباط با خداوند مي يابد چيست؟ آيا كوه مقدس پرورنده (مادر) انسان هاي مذهبي نيست ؟ آيا غار رحم كوه مقدس نيست كه بعد از پرورش، انسان مقدس را به بالا صعود مي دهد؟ يكي از كارمايه هاي كوه مقدس اين است كه انسان سنتي را كه در يك كل قومي زندگي مي كند به زميني كه در آن است وابسته تر كرده و عملا به وي كه از فرديتي اجتماعي بي بهره است و در "كل قومي" تعريف مي شود از طريق حضور در مكان مقدس در هستي سهيم كرده تا وي بتواند دريابد كه داراي وجودي واقعي ست .تقديس ايجاد احساس نوعي آرامش ذهني در جداكردن خود از هيولاي بي شكلي و پيوستن به جمعي است كه مركز هستي را مي سازند. انسان در مركز هستي احساس امنيت مي كند، زيرا كه با نيستي بيشترين فاصله را خواهد داشت . ريشه ي نوستالژي انسان مدرن هم همين دوري از مركز است . منتها اين مركز يك مكان مادي نيست . البته در بسياري از اساطير هم مكان مقدس جايگاه مشخص شده و جغرافياي واضحي ندارد. اما انسان مدرن برخلاف انسان سنتي مركز هستي را به جاي ديگري در ذهن و روابط خود ، در محيط هايي كه به خاطراتش گره خورده اند انتقال داده است و وقتي ناگهان نسبت به آن مكان ها احساس دوري و غربت مي كند دچار حس نوستالژي مي شود . اين اتفاق براي يك انسان سنتي هنگامي رخ مي داد كه به زمين و مكان مقدسش هجوم مي بردند و آن ها را بيرون مي كردند.ما همه كوه مقدس خود را داريم . كوه مقدسي كه از فراز آن زندگي را ديده ايم و با كل هستي گره خورده ايم . اسطوره داستاني مربوط به گذشته ها نيست ، زبان تمثيلي روايت درون ماست كه به صورت رويايي جمعي متجلي مي شود.

 انسان سنتي نيز در خيلي از مواقع آئيني بودن كوه مقدس را در مي يافت . او نيز مي دانست كه كوه مقدس تنها يك مكان مادي نيست و در واقع مي دانست كه اين نماد مي تواند به همه جا گسترده شود . گوزن سياه پيامبر قبيله ي سرخپوستان سو ( به نقل از كتاب قدرت اسطوره ؛ جوزف كمبل) مي گويد : " من خود را در كوه مركزي جهان ديدم ، در بلندترين مكان ، و يك مكاشفه داشتم ، چون به شيوه اي واكان ( مقدس ) جهان را مي ديدم " اين كوه مقدس مركزي ، هارني پيك در داكوتاي جنوبي بود. سپس گوزن سياه مي افزايد : " اما اين كوه مركزي در همه جا هست ..." جوزف كمبل در قدرت اسطوره بعد از بيان اين داستان  مي گويد‌: خداوند حوزه اي قابل درك است كه مركزش در همه جا هست و محيطش در هيچ كجا...

http://oham_13.persianblog.ir/post/9/ 

 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

اضافه کردن نظر

بازدیدکنندگان

در حال حاضر 62 میهمان و بدون عضو در حال بازدید از سایت هستند

آگهی متنی

   مسئولیت نوشته ها به عهده ی خود نویسنده است و سایت مرور هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

مهرآوران

 هاست  ، دامنه ، طراحی سایت 

HTTP://MEHRAVARAN.COM

  


 بیست داستان کوتاه از ۱۶ تن از داستان نویسان معاصر

یتhttp://www.epubfa.ir/?p=79

 

 زنان داستان نویس ایران در سایت امازون

با ترجمه امیر مرعشی

https://www.amazon.com/Alive-Kicking-collection-Contemporary-Iranian/dp/1544022727/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1488605449&sr=8-1&keywords=mitra+dava

 

 

مرفی /  بکت / سهیل سمی / ققنوس

 

 

بالزن ها / محمد رضا کاتب / نشر ققنوس .هیلا

 

 

 

با عزیز جان در عزیزیه /  فرخنده اقایی / نشر ققنوس

 

رمان «چرا زن‌ها گریه می‌کنند» نوشته رُنه ژان‌کلو با ترجمه عظیم جابری
نشر افراز . 
 

 

مجموعه چهار جلدی شناختنامه ادبیات ایران

جواد اسحاقیان /  نشر نگاه

 

چرا اخرین درنا باز می گردد

شمس آقاجانی

 

اکواریوم شماره چهار / میترا داور / نشر اموت