Strict Standards: Declaration of fa_IRDate::calendar() should be compatible with JDate::calendar($format, $local = false, $translate = true) in /home/morourir/public_html/language/fa-IR/fa-IR.localise.php on line 0

Strict Standards: mktime(): You should be using the time() function instead in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 32

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 28

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 120

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 123

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 46

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 106
مرور :: ادبیات - زن ها گاهی شبیه هم هستند به سادگی از تو عبور می کنند تا به دیگری برسند.....
سه شنبه, ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸

اخبار فرهنگی ایسنا

ایسنا

فرهنگی و هنری > ادبیات و کتاب

 

 

 

 

 

رضا روشنی 

نگاهی گذرا به مجموعه شعر مادر از نعمت مرادی

شاید این حرف بودلر بی راه نباشد که گفته زیبایی چیزیست پرشور و غم انگیز و اندکی مبهم که مجال حدس و احتمال برجا می گذارد. چنین حرفی جالب توجه است از این رو که شعر نعمت مرادی شعری پر از زیبایی های کوچک غم انگیز و تلخ است، از این رو که این شعر ادم را پر از حدس و احتمال و گمان می سازد.این نوع شعر عاری از شعار است،عاری از مطلق بینی، عاری از گزافه گویی است و شاعر به دنبال خلق لحظه های عظیم و شگفت و نامعمول نیست بلکه در سطح اتفاقات معمول و روزمره اما در شکلی شاعرانه با مخاطبانش روبرو می شود، این نمونه را ببینید.

سرهنگ پیر
پلک می زند به خیابان
عابران
زمانی کلمات خبردار بودند
سرهنگ
شبیه درشکه چی پیر
زیر نور چراغ های وسط خیابان
کنار سایه های غمگین
خودش را قدم می زند
استکان چای
نخی سیگار
شهر خوابیده در خود
شهر مومیایی ها

اشعار نعمت مرادی عمدتا اشعاری کوتاه با کشف و شهودهای خلق الساعه هستند. خیلی وقت ها بندهای شعر از یک واژه یا دو واژه تشکیل می شوند. چنانکه می شود گفت که او شاعری کم گو با باند تخیل کوتاهست اما نکته اینکه او در همان فاصله اتفاقات شاعرانه را مدیریت می کند. از ویژگی های این شعر تنهایی است، تنهایی  ویژگی عمده انسان مدرن است، انسان ماشینیزه شده، انسان عصر دیجیتال، انسان افتاده در دام شبکه های پیچیده ماتریکسی و دنیای صفر یک، دنیایی که انسان تنها خودش هست،تنها و تنها خودش، حتی زمانی که در جمع است یا با نزدیکترین کسانش. او می گوید.

من مادرم هستم
من خواهرم هستم
من برادرم هستم
من زنم هستم
من پدرم هستم
کسی که تنها باشد
خودش همه کس خودش می شود...
ویا
برمی گردم
دست می کشم روی کودکی ام
کودک تنهاست
اتاق تنهاست

شعر نعمت مرادی شعریست  که در ان عینیت و ذهنیت در ارتباط تنگاتنگی با هم دیده می شوند و این دو با تداخل و تاثیر در هم یک متن شاعرانه را می سازند. در شعر زیر ریزش و اصطکاک اشیا را ببینید.

اینه
لبش را برید
سماور برنجی
خودش را از کار انداخت
ساعت
زمانش را گم کرد
کلاغی
منقارش را بست با پارچه ای
صندلی
شالی دور گردنش پیچید
خودش را از لوستر اویزان کرد
من
برای اشیا خانه ام
هر شب
روضه می خوانم

یکی  از ویژگی های شعر غرق عادت و اشنازدایی است، ویژگی که در شعر نعمت مرادی نیز دیده می شود. بندهای زیر این اشنازدایی را به خوبی نشان می دهد.

از سوراخ گوش چپم
خواب هایم را می بینم.....

از کفنم بیرون امدم
تا دوباره عاشقت شوم....

گرسنگی شاید از چشم اغاز می شود.....

مادرم کلمه بود....

یکی دیگر ویژگی های شعر نعمت مرادی توجه به زن و زنانگی است.این موضوع در بندهای زیر خودش را به خوبی نشان می دهد.

گنجشک ها
زنان زیبایی هستند
که عطر زنانه ای دارند.....

چه دردناک است
زن باشی
زیبا باشی
و هرروز کوچه در تو بمیرد
زن باشی....

زن ها
گاهی شبیه هم هستند
به سادگی از تو عبور می کنند
تا به دیگری برسند.....

کافه چه اسم زنانه ای دارد
زنانه زنانه عاشق می شوم.....

شعر نعمت مرادی در مجموع شعریست با محوریت متکلم وحده، این شعر بیشتر منولوگ و تک گویی است و کمتر من و منیت اجتماعی در ان ظهور پیدا می کند، اگر هم گریزهای غیر شخصی در این مجموعه امده ان گریزها باز به شکلی به همین من و منیت شخصی بر می گردد. بندهای زیر این من و منیت شخصی را به خوبی نشان می دهد.

می میرم از اغاز.....
من ماهی شیشه ای کوچکم را
روزی پنج بار می خورم......

من
اسکلتی گرسنه ام
که هیچوقت
شکمش سیر نمی شود....
بغضم
پرنده ای مردنی است.....
بدنم بوی تند جلبک می داد.....

امید است که این نوشته معرفی  از کار/شاعر مجموعه مادر باشد و بتواند ارتباط مخاطبان با این مجموعه را تسهیل نماید.

با ارزوی موفقیت بیشتر برای شاعر
رضا روشنی 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

اضافه کردن نظر

بازدیدکنندگان

در حال حاضر 79 میهمان و بدون عضو در حال بازدید از سایت هستند

آگهی متنی

   مسئولیت نوشته ها به عهده ی خود نویسنده است و سایت مرور هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

مهرآوران

 هاست  ، دامنه ، طراحی سایت 

HTTP://MEHRAVARAN.COM

  


 بیست داستان کوتاه از ۱۶ تن از داستان نویسان معاصر

یتhttp://www.epubfa.ir/?p=79

 

 زنان داستان نویس ایران در سایت امازون

با ترجمه امیر مرعشی

https://www.amazon.com/Alive-Kicking-collection-Contemporary-Iranian/dp/1544022727/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1488605449&sr=8-1&keywords=mitra+dava

 

 

مرفی /  بکت / سهیل سمی / ققنوس

 

 

بالزن ها / محمد رضا کاتب / نشر ققنوس .هیلا

 

 

 

با عزیز جان در عزیزیه /  فرخنده اقایی / نشر ققنوس

 

رمان «چرا زن‌ها گریه می‌کنند» نوشته رُنه ژان‌کلو با ترجمه عظیم جابری
نشر افراز . 
 

 

مجموعه چهار جلدی شناختنامه ادبیات ایران

جواد اسحاقیان /  نشر نگاه

 

چرا اخرین درنا باز می گردد

شمس آقاجانی

 

اکواریوم شماره چهار / میترا داور / نشر اموت