Strict Standards: Declaration of fa_IRDate::calendar() should be compatible with JDate::calendar($format, $local = false, $translate = true) in /home/morourir/public_html/language/fa-IR/fa-IR.localise.php on line 0

Strict Standards: mktime(): You should be using the time() function instead in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 32

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 28

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 120

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 123

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 46

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 106
مرور :: ادبیات - خرق عادت در قصه های عامیانه فارسی
شنبه, ۰۴ خرداد ۱۳۹۸

اخبار فرهنگی ایسنا

ایسنا

فرهنگی و هنری > ادبیات و کتاب

 

 

 

 

 

 

مریم غفوری جاهد

 خرق عادت در قصه های عامیانه فارسی

 

اگر فرهنگ را شامل تمامی میراث ها ، اندیشه ها رفتارها و تجربه انسان ها بدانیم ضمن تنوع و تفاوت در شرایط متعدد جغرافیایی ، سیاسی و اجتماعی مختلف با گوناگونی فرهنگ های ملل مختلف روبرو هستیم . درباره فولکلور و قلمرو آن نظرات مختلفی وجود دارد و گر چه ابتدا تنها محدود به ادبیات شفاهی بوده است، مطالعه کنندگان آن به تدریج دامنه کنجکاوی علمی خود را توسعه داده و آداب و رسوم و معتقدات عامه را نیز به قلمرو فولکلور افزوده، کم کم تکنیک ها و هنرهای عامیانه را نیز وارد آن کردند «زیرا اعتقادات و باورهای عامیانه از تکنیک و هنر و همچنین از کاربرد و اجرای اعمال مربوط به آن جدا شدنی نیست . بدین ترتیب وسعت دامنه رفتار و اعمال عامیانه و سنتی اقوام و جوامع زمینه های مختلف و متنوع زندگی روزمره مانند نوع ساختمان(خانه،انبار،عبادتگاه)ابزار تولیدی و تکنیک و هنر عامیانه (پارچه بافی،سفالگری،نجاری)خوراک و پوشاک،جشن ها و بازی ها،اسباب بازی ها،اعتقادات و طب عامیانه ، ادبیات عامیانه (شعر،ضرب المثل،قصه،موسیقی، رقص، گویش های قراردادی و صنفی، نام ها  و..)جشن های مربوط به فصل های مختلف سال ، کشت و زرع، مراسم مربوط به گذرگاه های مراحل زندگی(تولد،ازدواج،مرگ)را در بر گرفت.»(روح الامینی، 1364: 257-258)

 

در شب نشینی های ایرانی نشستن زیر کرسی و تعریف قصه های قدیمی معمول بوده است .«در این شب نشینی ها مسن ترهابرای جوان تر ها از قصه های شاهنامه و امیر ارسلان نامدار، فلک ناز نامه و بهرام و گل اندام تعریف می کرده اند . در مجالس شب نشینی بلوچ های ایران نیز مهم ترین فعالیتی که صورت می گرفته خواندن کتابی ادبی مانند بوستان و گلستان سعدی و پندنامه عطار ، کتابهای قصه و افسانه مانند بهرام و گل اندام ، یوسف و زلیخا و کتابی معروف به نام «کریما» بوده است .»(ذوالفقاری،1393: 800)

دامنه قصه های عامیانه ایرانی بسیار گسترده است. پیش از مشروطه، این قصه ها به صورت شفاهی نقل می شد تا این که برخی به فکر گرد آوری آنها افتادند و از طرق مختلف اقدام کردند و مجموعه ای عظیم فراهم آمد. «در ایران گردآوری ادبیات عامه بیش از یک قرن بعد از اروپا اتفاق افتاد و مسلما کسانی آغاز کردند که با اروپا در تماس بودند . محمد مهدی واصف رضا جویی در سال 1325 مجموعه قصه های ازوپ را در کتاب «حکایات دلپسند» ارائه کرد و سپس «علم الدوله خلیل ثقفی» «میرزا محمد حسین خان فروغی» ، «صادق هدایت»، «کوهی کرمانی» ، «صبحی مهتدی» و «انجوی شیرازی» قافله سالاران این عرصه بودند .»(محجوب،1382، 121)

با ورود صنعت چاپ به ایران اولین کتاب های عامیانه که زیر چاپ رفت داستان های امیر ارسلان نامدار، هزار و یکشب، شیرویه، ملک ناز، نوش افرین نامه و چهار درویش بود .

صادق هدایت نیز در کتاب نیرنگستان پاره ای آداب و رسوم و فرهنگ ایران را گردآوری کرده است.این کتاب شامل مضامین : آداب و تشریفات زناشویی، آداب بیماری ها ، برآمدن حاجت ها، خواب، مرگ، تفأل، احکام عمومی و دستورها و احکام عملی، اصطلاحات و مثل ها ، خواص چیزها، گیاه هاو دانه ها ، خزندگان و گزندگان ، دام و دد، پرندگان و ماکیان، جشن های باستانی و افسانه های عایانه است .

«در مقدمه این کتاب آمده است:سرزمین ایران علاوه بر این که چندین قرن تاریخ پشت سر دارد مانند کاروان سرایی است که همه قافله های بشر از ملل متمدن و وحشی دنیای باستان مانند کلدانی ، آشوری، یونانی، رومی، یهودی، ترک، عرب، و مغول پی در پی در آن بار انداخته و یا با هم تماس و آمیزش داشته اند .»(هدایت، 1342: 9)

از نظر هدایت تنها کتابی که در گذشته راجع به آداب و رسوم ایرانیان نوشته شده کتاب «کلثوم ننه » است: «تنها کتابی که می شود گفت راجع به آداب و رسوم عوام نوشته شده همان کتاب معروف کلثوم ننه تالیف آقا جمال خوانساری است  که به زبان های خارجه هم ترجمه شده و فارسی آن در دسترس است.«(همان: 23)

خرق عادت ویژگی قصه های عامیانه

خرق عادت به معنی خلاف عادت است یعنی کارهای خارق العاده ای که از عهده هر کسی بر نمی آید. قهرمانان قصه به دلیل این که ساختاری جدا از جامعه دارند و دارای قدرتی بیش از سایرین هستند دست به کارهای خارق العاده می زنند. علاوه بر آن حرف زدن حیوانات با انسانها و تبدیل انسان و حیوان و جماد به یکدیگر را می توان از این نمونه ها شمرد .

یکی دیگر از عناصر داستان حقیقت مانندی  است . داستان باید برای مخاطب باور پذیر باشد اما «قصه یا فاقد حقیقت مانندی است یا حقیقت مانندی ابتدایی یا ضعیفی دارد زیرا به علت خصوصیات عمده قصه ها یعنی خرق عادت و پیرنگ ابتدایی و کلی گرایی حقیقت مانندی آنها نمی تواند تحقق یابد و خواننده ماجرا های قصه را باور نمی کند بنابراین از قصه ها نباید انتظار حقیقت مانندی داشت.»(میر صادقی، 1376: 160)

خرق عادت حقیقت مانندی را نقض می کند. یکی از قصه های بلند قدیمی که دارای چنین ویژگی هایی است،امیر ارسلان است. «داستان امیر ارسلان آخرین بازمانده قصه های فارسی و یکی از زیباترین آنهاست.گوینده این قصه زیبا و دلنشین که پر از حوادث متنوع و شگفت انگیز و صحنه های بدیع و تازه است میرزا محمد علی نقیب الممالک نقالباشی مخصوص ناصر الدین شاه است و کاتب آن نیز فخر الدوله دختر ناصر الدین شاه بوده است.»(شمس،1380 :32)

در این قصه قهرمانان، مدام با جن و جادوگر و حیوانات سخنگو سر و کار دارند و خود نیز دارای رفتارهای عجیب و غریبی هستند که عقل انسان قادر به باور آنها نیست.

نمونه عدم حقیقت مانندی را در اعمال شخصیت سمک عیار نیز می توان دید. در این داستان که روایتگر می کوشد بیشتر واقعیات محسوس را بیان کند اما در مواردی زیادی خرق عادت و سحر و جادو نیز در ان دیده می شود«با این حال نسبت به قصه های بلندی که بعد از آن به وجود آمده است بیشتر به واقعیتها توجه داشته و کمتر گرد حوادث نامعقول و خلق الساعه گشته است. «جالب توجه این است که گاهی پردازنده قصه به این نوع امور غیر واقعی توجه داشته است و سعی کرده برای آنها دلایل توجیهی قابل قبولی ارائه دهد مثلا سمک عیار هرگز مست نمی شود و هیچ شرابی او را از حال اعتدال بیرون نمی برد او در کودکی در حوضچه ای از شراب افتاده و طبیعت او تغییر کرده است و شراب ضروریات زیستی او شده است  این مطلب یادآور داستان بعضی از اشراف زاده های قدیمی در رمان های نویسندگان قرن نوزده اروپاییاست که خود را به سمی معتاد می کردند تا بتواند در موقع لزوم با جام شرابی آغشته به همان سم دشمنان خود را از میان بردازند و خود آسیبی نبینند.»(میر صادقی، 1376: 161)

بررسی خرق عادت قصه های کوتاه عامیانه

فرهنگ افسانه های ایرانی، مجموعه ای نوزده جلدی است که علی اشرف درویشیان و رضا خندان گرد آورده اند. این مجموعه بر اساس حروف الفبا تنظیم شده و در هر جلد قصه هایی با موضوع مختلف تنها بر اساس حرف اول نام داستان درج شده است. در این نوشته، تعدادی از قصه های این مجموعه که دارای ویژگی خرق عادت هستند معرفی می شود.

مضمون بسیاری از قصه های عامیانه ازدواج شاه و فقیراست. در این قصه ها دختران فقیر با ترفندهای که نشاناز هوش بالای آنها دارند شاهان را به دام می اندازندو با آنها ازدواج می کنند. گاهی هم پسر فقیری که اغلب کچل یا غلام سیاهی است، به تدرجه دامادی شاه می رسد.  پادشاه و خیاط(درویشیان، خندان،1377،ج2 :33-36) یکی از همین قصه هاست . کنش شخصیت ها در این قصه، طبیعی نیست . شاه بدون دلیل ، سنگی به خیاط می دهد تا از آن برایش لباس بدوزد . دختر خیاط به پدرش یاد می دهد که مقداری ریگ برای پادشاه ببرد و بگوید با اینها نخ درست کن تا من با سنگ لباس بدوزم.در اینجا هوش و ذکاوت دختر در برابر مرد نشان داده می شود.  پادشاه می فهمد این حرف را دختر یاد داده اما به جای تشویق کردنش، او را در چاه می اندازد و از او قول می خواهد که دیگر پدرش را نصیحت نکند. دختر قول می دهد و هر روز از راهی که در ته چاه پیدا کرده به خانه پدرش می رود و بر می گردد . روزی که دختر می فهمد شاه می خواهد به باغ گل سرخ برود؛ خود را به آنجا می رساند و در نظر شاه جلوه می دهد و شاه هم گمان می کند او دختری است که از چین آمده، به ماچین می رود. شاه هر چه او می گوید اجرا می کند و می گذارد مهر غلامی به رانش بزند. و بازوبندی هم یادگاری از او می گیرد. دختر به چاه بر می گردد و پس از نه ماه پسری می زاید. بار دیگر این قصه تکرار می شود و شاه به گمان این که او دختر دیگری است که خواهر همان قبلی است بقچه او را به حمام می برد و بازوبندی دیگر به او می دهد . این بار بعد از نه ماه پسری می زاید و بار دیگر نیز دستمال ابریشمی می گیرد و دختری دیگر می زاید تا این که پادشاه قصد ازدواج با دختر عمویش را می کند . دختر، بچه هایش را لباس می پوشاند و کشکول به گردنشان می آویزد و یادشان می دهد که بگویند: کشکول غذا بخور، عروسی شابابامونه!» پادشاه می بیند زمانی که آنها به خانه خیاط می روند، دختر زیبایی از آنها استقبال می کند و می فهمد او شبیه سه دختری است که در باغ های مختلف آنها را دیده و با او ازدواج می کند .

ویژگی این داستان خارق العاده بودن است . پیرنگ ضعیفی دارد که در آن هیچ حقیقت مانندی وجود ندارد. تصور این که دختر از ته چاه به خانه پدرش راهی یافته باشد بعید است . همچنین ارتباط دختربا شاه به عنوان زنی غریب، بدون این که شناخته شود نیز از موارد غیر واقعی آن است اما در این نوع قصه ها هدف رسیدن به پایان داستان و خوش آمدن شنونده است و به این تکنیک ها اهمیت داده نمی شود.

در قصه «دختر تاجر و پسر پادشاه»(ج5: 233)دختر تاجری از دست معلمی که به او نظر دارد فرار می کند و در جلد سگ می رود و در خانه پیرزنی می ماند.سک هر روز با زبان خاصی از پیر زن در خواست شیر و شانه می کند تا سرش را شانه کند . روزی پسر شاه او را می بیند که با پیرزن حرف می زند و از او شیر و شانه می خواهد.گویا در زابل زنها با شیر سرشان را شانه می کنند. پسر شاه او را تعقیب می کند و می فهمد که آدم است. او را می خرد و به خانه می برد و می گوید که می خواهد با او ازدواج کند. با وجود مخالفت همه او را به خانه اش می برد و دستور می دهد از جلدش در بیاید و دختر اطاعت می کند. برادر پسر که می فهمد سگ تبدیل به زنی زیبا شده می رود سگی می خرد و به او می گوید از پوستت در بیا. اما سگ محل نمی گذارد .

در این داستان هم امر خارق العاده تبدیل انسان به حیوان و بالعکس اتفاق افتاده است و یک امر تصادفی موجب آشنایی با پسر شاه می شود. جالب این است که تبدیل حیوان به انسان امری طبیعی جلوه می کند و تعجبی از این امر دیده نمی شود . بلاهت برادر شاهزاده نیز جالب توجه است که گمان می کند همه سگ هال می توان تبدیل به آدم کرد .

قصه «پادشاه و درویش»(ج2: 43-44)نیز از اساس عجیب است. دو برادر هستند که یکی درویش و دیگری پادشاه است! درویش یک پسردارد که با فروش او پول خوبی به دست می آورد. پسر را یک یهودی خریده که به واسطه او کار و بارش می گیرد و شاه پسر را به قیمت گزافی می خرد و وزیر می کند. برادری که شاه است به خاطر سیل مجبور به فرار می شود و به شهری می رود که برادرش آنجاست . این برادر که مختار نام دارد با دو پسرش در دربار رفته وزیر و نگهبان می شوند روزی مختار به شاه می گوید باغ تو گل قهقهه کم دارد و شاه را تحریک می کند پسر برادر فقیر را که ابراهیم نام دارد دنبال گل قهقهه بفرستد. او می گوید باید پسران مختار هم با من بیایند . سه راهی پیدا می شود: آمد، نیامد، آمد نیامد. هر سه انگشترهایشان را زیر سنگی پنهان می کنند و  هر کدام به یک راه می روند پسران مختار به شهرهایی می رسند و به گدایی می افتند. ابراهیم که از راه آمد رفته است با خضر برخورد می کند و از او نامه ای برای دیو می برد . ابراهیم به راهنمایی دیو، گل قهقهه را پیدا می کند و برای شاه می برد.

حسادت تم اصلی این داستان است و هدف نشان دادن پیروزی خیر بر شر است . عنصر داستانی هول و ولا و تعلیق و کشمکش در آن قوی است و در انتها مثل همه قصه ها قهرمان کاری که تعهد کرده انجام می دهد.

قصه طولانی «کاکاسیاه»(ج11: 53-58) از نوع قصه های تقدیر گرایانه است که در آن فقیری به دامادی شاه می رسد. تقدیر دختر پادشاه را دیده اند و چنین گفته اند که او قسمت کا کا سیاه است. شاه که از این امر ناراحت است کاکاسیاه را می فرستد تا پیغامی برای آفتاب ببرد و جواب بیاورد. گره داستان که از ابتدای آن افکنده شده بود در اینجا تقویت می شود و خواننده در انتظار ادامه داستان و چگونگی کنش ها می شود . تعلیق نیز در طول مسیری که کاکاسیاه طی می کند و کسانی که در سر راه او قرار می گیرد وجود دارد. در این داستان ها حیوان هم نقش دارد آهویی زخمی از او می خواهد اگر به آفتاب رسید بپرسد داروی زخم او چیست. مردی هم می خواهد که از آفتاب بپرسد چرا درختان باغش خشک می شود . پیرمردی او را به سوی افتاب راهنمایی می کند و او در روی تپه ای با افتاب حرف می زند و پاسخ همه چیز را می گیرد و می رود. در راه خود را در چشمه ای که افتاب گفته زخم آهو را شفا می دهد خودش را می شود و سفید می شود انوقت می رود به خواستگاری دختر شاه .

از عناصری که در این قصه وجود دارد می توان به اثر جادوی چشمه اشاره کرد و دیگر حرف زدن آفتاب و خبر دادن از رازهایی که از او پرسیده می شود. یکی از عناصر قصه ها وجود گنج در زیر زمین است که در این داستان هم چنین است و پای درختان باغ گنجی هست که مانع رشد درختان می شود و آفتاب راز آنرا فاش می کند. سفید شدن کاکاسیاه هم از مواردی است که از ویژگی های خارق العادگی یا شگفت زدگی محسوب می شود.

پادشاه گلیم گوش(ج3: 21-26)داستان کچل خارکنی است که چهار دسته گل بی موسم پیدا می کند و برای شاه می برد و جایش طلا می گیرد  مورد حسادت وزیر واقع می شود. در ااین قصه که دیو هم حضور دار کچل دختر شاه پریان را از دست دیو خلاص می کند و دستور پادشاه را که وزیر به او گفته مبنی بر آوردن چهل دسته گل بی موسم اجرا می کند. وزیر باز هم سفارش های عجیب و غریب می  دهد و کچل به راهنمایی دختر همه را اجرا می کند اما وزیر دست بردار نیست و در نهایت از کچل می خواهد تا به آن دنیا برود و از پدر و مادر شاه خبری بیاورد. کچل هم شاه و وزیر را در نقبی که کنده وارد می کند و آتش می زند و خودش شاه می شود.

در این داستان حوادث عجیبی وجود دارد؛ دیو هر روز سر دختر را می برد و دوباره آنرا سر جای خودش نصب می کند . کچل هم این کار را یاد گرفته و برای درست کردن دسته گل بی موسم از خون دختر، این کار را انجام می دهد .

جمع بندی

به طوری که در این داستانها دیدیم، هیچ قانونی بر رویدادها حاکم نیست. اتفاقات خارق العاده بدون این که مایه تعجب شخصیت ها باشد روی می دهد گویی مساله ای طبیعی است . به نظر می آید پردازنگان این قصه ها که انسانهای فقیر و برخاسته از میان مردم هستند آرزوهای خود را در این نوع قصه ها جست و جو کرده اند. راه یافتن دختر و پسر فقیر به کاخ پادشاه، پایان خوش همه مشکلات، تنبیه ظالم و رسیدن حق به حق دار از جمله آرزوهایی است که عوام به آن می اندیشیدند و چون در عالم واقع امکان پذیر نبود از خواسته های خود قصه ساخته با آن دل خود را خوش می کردند. به همین دلیل است که در هیچ قصه ای شخصیت محبوب نمی میرد و اگر بمیرد دوباره زنده می شود .

 

منابع

درویشیان،علی اشرف، خندان، رضا(1377)فرهنگ افسانه های ایرانی، تهران: آنزان

ذوالفقاری، حسن، حیدری ،محبوبه(1393) ادبیات مکتبخانه ای ایران، تهران: چشمه

روح الامینی، محمود(1382)زمینه فرهنگ شناسی، تهران، شرکت سهامی انتشار

محجوب، محمد جعفر(1382)ادبیات عامیانه ایران، مجموعه مقالات درباره  افسانه ها و آداب و رسوم مردم میر صادقی، جمال(1376)عناصر داستان، تهران:سخن

هدایت، صادق(1342)نیرنگستان، تهران: امیر کبیر

شمس، محمد رضا(1380)بررسی چهار قصه عامیانه فارسی، پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان،ش27:صص25-35

 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

اضافه کردن نظر

بازدیدکنندگان

در حال حاضر 220 میهمان و بدون عضو در حال بازدید از سایت هستند

آگهی متنی

   مسئولیت نوشته ها به عهده ی خود نویسنده است و سایت مرور هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

مهرآوران

 هاست  ، دامنه ، طراحی سایت 

HTTP://MEHRAVARAN.COM

  


 بیست داستان کوتاه از ۱۶ تن از داستان نویسان معاصر

یتhttp://www.epubfa.ir/?p=79

 

 زنان داستان نویس ایران در سایت امازون

با ترجمه امیر مرعشی

https://www.amazon.com/Alive-Kicking-collection-Contemporary-Iranian/dp/1544022727/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1488605449&sr=8-1&keywords=mitra+dava

 

 

مرفی /  بکت / سهیل سمی / ققنوس

 

 

بالزن ها / محمد رضا کاتب / نشر ققنوس .هیلا

 

 

 

با عزیز جان در عزیزیه /  فرخنده اقایی / نشر ققنوس

 

رمان «چرا زن‌ها گریه می‌کنند» نوشته رُنه ژان‌کلو با ترجمه عظیم جابری
نشر افراز . 
 

 

مجموعه چهار جلدی شناختنامه ادبیات ایران

جواد اسحاقیان /  نشر نگاه

 

چرا اخرین درنا باز می گردد

شمس آقاجانی

 

اکواریوم شماره چهار / میترا داور / نشر اموت