Strict Standards: Declaration of fa_IRDate::calendar() should be compatible with JDate::calendar($format, $local = false, $translate = true) in /home/morourir/public_html/language/fa-IR/fa-IR.localise.php on line 0

Strict Standards: mktime(): You should be using the time() function instead in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 32

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 28

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 120

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 123

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 46

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 106
مرور :: ادبیات - بورخس راوی ارواح و اشباح / فتح الله بی نیاز
پنجشنبه, ۰۲ خرداد ۱۳۹۸

اخبار فرهنگی ایسنا

ایسنا

فرهنگی و هنری > ادبیات و کتاب

بورخس راوی ارواح و اشباح / فتح الله بی نیاز

بورخس از همه تاثیرپذیرفت تا جایی که خودش می‌گوید: «من واقعا مطمئن نیستم که وجودی خالص باشم؛ من همه نویسندگانی هستم که از آنان چیزی خوانده‌ام؛ همه مردمی هستم که با آنان برخورد داشته‌ام و آنان را دوست داشته‌ام؛ من همه شهرهایی هستم که دیده‌ام؛ من همه نیاکانم هستم.» ادگار آلن‌پو بیش از همه بر او تاثیر گذاشت. بورخس می‌گوید: «پو به من آموخت که آدم نباید خود را به موقعیت‏های روزمره صرف مقید کند؛ زیرا موقعیت‏های روزمره از غنای تخیل تهی هستند. به‏واسطه او فهمیدم که می‏توانم همه‏جا باشم و حتی تا ابدیت بروم. به ‏برکت نوشته‌های او فهمیدم که اثر ادبی باید از تجربه شخصی فراتر برود؛ مثلا تجربه‌های شخصی را با رویدادهایی شگفت که به‏ نحو غریبی جابه‏جا شده‏اند، درهم تنید.» سیما و شمایی کلی از اکثر داستان‌هایش با همان پیچیدگی اولیه در ذهن خواننده می‌مانند. در داستان کوتاه از نخبه‌ترین‌ها است. اگر ادگار آلن‌پو با دگرگونه‌نمایی ادبی (آیرونی)، ویلیام فالکنر با شکستن خط زمانی، فلانری اوکانر با بازی با فرم و ناباکف با تغییر زاویه دید و ایجاد تردید در خواننده برای شناخت راوی اصلی، داستان را به حد بالایی از جذابیت ساختاری و معنایی می‌رسانند، سبک بورخس، کاربست شگردهای مستمر در روایت است. او از شاخه اول به شاخه دوم و از این یکی به سومی می‌پرد، اما به موقع از سومی به اولی یا دومی برمی‌گردد و چون در این برگشت، گونه روایت تغییر می‌کند و بعضا فرد دیگری هم وارد روایت می‌شود یا خودش را در متن یا حاشیه داستان قرار می‌دهد‌ و قصه از دید خواننده گم‌وگور نمی‌شود. اگر در امریکا همینگوی و بعدها ریموند کارور از کاربرد صفت و قید خودداری می‌کنند، ادبیات امریکای لاتین، به‌خصوص بورخس، با قید و صفت ساخته می‌شود. او، هم شگفت‌انگیز می‌نویسد و رئالیسم جادویی، هم به فلسفه نظر دارد و هم ادیان، هم به تاریخ و هم رمز و راز و متن‌هایش آنجا که داستان می‌شوند، اما به طور کلی متن‌های او پیش از آنکه مدرن یا پسامدرن به شمار آید، «بورخسی»اند. او را نمی‌توان در چارچوب‌های این یا آن جریان فکری گنجاند؛ با این وصف در شماری از آثارش هژمونی با شگردهای پست‌مدرنیستی است. ویژگی‌های داستان‌هایش به این شرح‌اند:

۱- حضور نویسنده در متن و در نتیجه خصلت فراداستانی (متافیکشن) بودن آن.

۲- ترکیب داستان و مقاله، داستان و فلسفه، داستان و تاریخ، داستان و مردم‌شناسی؛ به این ترتیب که اگر بعضی از داستان‌های اولیه او، مانند «مردی از گوشـه خیابان»، «پایان دوئل»، «مواجهه»، «خوان مورانیا»، «مزاحم» را کنار بگذاریم دیگر داستان‌هایش به معنی دقیق کلمه داستان ناب نیستند. ناگفته نباید گذاشت که در داستان‌های بورخس، مرز خاص مشخصی میان داستان و مقاله دیده نمی‌شود و این دو خیلی ساده درهم‌ تنیده می‌شوند. مقالاتش هم نثری داستان‌گونه دارند؛ برای نمونه «مقاله – داستان» مشهور «دیوار چین و کتاب‌ها» این متن چنین شروع می‌شود: «در ایام اخیر چنین خواندم که مردی که دستور ساختن آن دیوار تقریبا بی‌انتهای چین را داد، همان شی هوانگ تی، نخستین امپراتوری بود که نیز مقرر داشت تا همه کتاب‌های پیش از او سوخته شوند. اینکه عملیات دوگانه عظیم، نصب ۵۰۰ تا ۶۰۰ فرسخ سنگ در برابر وحشیان و نسخ بی‌چون و چرای تاریخ یعنی نسخ گذشته، از یک تن واحد ناشی شده… بی‌دلیل مرا خرسند کرد و در عین‌حال نگران. جست‌وجوی علل بروز این احساس، هدف یادداشت فعلی است.»

۳- آمیزش نثر و شعر که سخت مورد ستایش یوســا قرار گرفته است و بر نثر نویسندگانی چون مارکز، کورتاسار و خوان خوسه آره‌ئولای مکزیکی تاثیر گذاشته است. به باور یوسا، بزرگ‌ترین نقش بورخس پایان‌دادن به «نوعی عقده حقارت» در عرصه زبان، شعر، مقاله و داستان کوتاه در امریکای لاتین است. شعر، داستان و مقاله تا پیش از بورخس در چارچوب بینشی اقلیمی محصور بود. بورخس نشان داد که می‌توان ضمن تاثیرپذیری از ادبیات شرق و غرب، باز هم اسپانیایی نوشت و در عین جهان‌وطنی، آرژانتینی و بورخسی اندیشید.

۴- آمیزش گونه‌های داستانی؛ چیزی که تا این زمان هیچ نویسنده‌یی نتوانسته است در حد و اندازه‌های او گونه‌های متضاد داستانی را باهم بیامیزد و ژانر ادبی یگانه و متفاوتی خلق کند. تلفیق داستان‌های جنایی با متافیزیکی و تلفیق نوع ادبی مینیمال با فلسفه از ابداعات بورخس است. شاید عده‌یی بگویند که خلق این‌گونه انواع ادبی التقاطی، پدیده تازه‌یی نیست، زیرا عناصر متشکله آن پیش از این در تاریخ ادبی هر کشوری وجود می‌داشته است. با این‌همه شک نباید کرد که هرگونه تلفیق جدید میان انواع ادبی کهن، پاسخ به نیازی فردی و اجتماعی است. چیزی که پست‌مدرنیسم نمی‌تواند قبول کند، ثابت‌ماندن انواع ادبی است. آوستن وارن در مقاله انواع ادبی می‌نویسد:«آیا انواع، ثابت می‌ماند؟ بی‌شک نه. مقولات با افزوده ‌شدن آثار تازه جابه‌جا می‌شود. شاهد این معنی، تاثیر رمان تریسترام شندی یا اولیس بر نظریه رمان است. در حقیقت، یکی از شکل‌های نقادی، کشف گروه‌بندی تازه و الگوی نوعی و ترویج آن است. » در داستان «مواجهه» هیچ یک از دو حریفی که برای دوئل در برابر هم قرار می‌گیرند، در واقعیت امر نه به خون هم تشنه‌اند و نه کدورتی بیش از حد دارند که باطنا به این کار مهم راضی شوند. در شروع، زمانی که دو حریف کاردهای بلند را به دست می‌گیرند، باور نمی‌کنند که می‌خواهند به جان هم بیفتند: «هنگامی که دست او [مانکو] شروع به لرزیدن کرد، هیچ‌کس تعجبی نکرد؛ آنچه مایه تعجب همه شد، این بود که دست «دونکان» هم لرزیدن گرفت. » پلات متافیزیکی داستان، افسون کاردها است که جهان داستان را «شگفت» و خود داستان را «شگفت‌انگیز» می‌کند. این دو کارد، روزگاری از آن آدمکش‌هایی بوده که به خون حریفان خود تشنه بودند. روح متمایل به خونریزی صاحبان متوفای این دو کارد با حلول در اشیای بی‌جان، به آنها جان بخشیده است. بورخس در طرح‌واره «راز وجود ادوارد فیتز جرالد» هم نشان می‌دهد که روح خیام در کالبد فیتز جرالد، مترجم رباعیات خیام، حلول کرده است .

۵- استفاده از طرح‌واره و تمثیل: شماری از آثار او در حد طرح‌واره متوقف مانده‌اند و داستان تلقی نمی‌شوند. آنها بیشتر گونه‌یی تمثیل یا رمزگشایی هستند؛ برای نمونه کارهایی چون «همه و هیچ»، «یک مساله»، «شاهد»، «تمثیل سروانتس» و نمونه‌های دیگر. بعضی از خوانندگان اصلا نمی‌توانند با این نوع متن‌ها ارتباط برقرار کنند، حال آنکه عده‌یی علاقه زیادی به آنها دارند.

۶- به لحاظ معنایی همه‌چیز تکرار می‌شود و هر کسی به دلایلی، آن دیگری است. در داستان مضمون خائن و قهرمان، کیلپاتریک، فرمانده گروه مبارز از یکسو خائن است، اما چون می‌خواهد جنبش استمرار یابد، پس قهرمان است و نولان، دوست و همرزم دیرین او از یکسو قهرمان است، چون کاشف شخص خائن است و تعیین‌کننده مجازات او و خائن است، زیرا در نمایاندن چهره خائن واقعی پنهانکاری به خرج می‌دهد و برای تمهید یک بازی، دست در دست خائن می‌گذارد و چون همه مبارزان آگاهانه یا ناآگانه، در این ریاکاری سیاسی و در عین حال تداوم مبارزه شرکت می‌جویند، پس همه خائن و در عین‌حال قهرمانند؛ حتی راویان راوی این روایت. این نتیجه‌گیری پارادوکسیکال در داستان «زخم شمشیر» هم به شکلی دیگر تکرار می‌شود. مردی دوستش را که سال‌ها از او مراقبت کرده بود، لو داده بود. او خود را شخصیت نیک ماجرا جلوه می‌دهد و داستان را از منظر او روایت می‌کند. البته این کار چنان بسیار تردستانه صورت می‌گیرد که اعتراف تکان‌دهنده‌اش خواننده را دستخوش بهت می‌سازد. این چرخش که انزجار خواننده را جایگزین دلسوزی و حتی شفقت او می‌سازد، تنها به مدد شیوه روایت حاصل شده است. اینجا هم روایت از یکسو در موقعیت و از سوی دیگر درنهایت خود پارادوکسیکال است. خیانت و در عین‌حال سال‌ها عذاب وجدان و انزوای خودخواسته در حدی است که خائن در روایت خود، آگاهانه نقش فرد خیانت‌دیده را ایفا می‌کند: کسی که می‌تواند دیگری و دیگری می‌تواند سومی باشد. تکرار انسان‌ها درهم.

اعتماد/

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

اضافه کردن نظر

بازدیدکنندگان

در حال حاضر 68 میهمان و بدون عضو در حال بازدید از سایت هستند

آگهی متنی

   مسئولیت نوشته ها به عهده ی خود نویسنده است و سایت مرور هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

مهرآوران

 هاست  ، دامنه ، طراحی سایت 

HTTP://MEHRAVARAN.COM

  


 بیست داستان کوتاه از ۱۶ تن از داستان نویسان معاصر

یتhttp://www.epubfa.ir/?p=79

 

 زنان داستان نویس ایران در سایت امازون

با ترجمه امیر مرعشی

https://www.amazon.com/Alive-Kicking-collection-Contemporary-Iranian/dp/1544022727/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1488605449&sr=8-1&keywords=mitra+dava

 

 

مرفی /  بکت / سهیل سمی / ققنوس

 

 

بالزن ها / محمد رضا کاتب / نشر ققنوس .هیلا

 

 

 

با عزیز جان در عزیزیه /  فرخنده اقایی / نشر ققنوس

 

رمان «چرا زن‌ها گریه می‌کنند» نوشته رُنه ژان‌کلو با ترجمه عظیم جابری
نشر افراز . 
 

 

مجموعه چهار جلدی شناختنامه ادبیات ایران

جواد اسحاقیان /  نشر نگاه

 

چرا اخرین درنا باز می گردد

شمس آقاجانی

 

اکواریوم شماره چهار / میترا داور / نشر اموت