Strict Standards: Declaration of fa_IRDate::calendar() should be compatible with JDate::calendar($format, $local = false, $translate = true) in /home/morourir/public_html/language/fa-IR/fa-IR.localise.php on line 0

Strict Standards: mktime(): You should be using the time() function instead in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 32

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 28

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 120

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 123

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 46

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 106
مرور :: ادبیات - نگاهی به مجموعه داستان« زن های کاغذی »، نوشته ی مریم اسحاقی
شنبه, ۰۲ شهریور ۱۳۹۸

اخبار فرهنگی ایسنا

ایسنا

فرهنگی و هنری > ادبیات و کتاب

 

 

 

 

 

 

 

رحمان چوپانی

 تصویر های کاغذی

 نگاهی به مجموعه داستان« زن های کاغذی »، نوشته ی مریم اسحاقی

 

 نشر بوتیمار

 

«زن های کاغذی»؛ برای سیزده داستان کوتاهِ مریم اسحاقی نام برازنده ای به نظر می رسد.   اسحاقی تا پیش از این شاعری با شعرهای سپید و فراسپید بود والبته هنوز هم هست. هر چند به درستی نمی دانم این داستان نویسِ شاعر یا شاعرِ داستان نویس اولین بار که دست به قلم شد داستان نوشت یا شعر سرود ؟ اما به گواهِ شعرهای منتشر شده ی ایشان که تا کنون خوانده ام- دفتر شعر«پیراهنی جز صدای تو برتن نمی کنم.» -  اسحاقی شاعر است و البته دستی هم در نقد و مرور کتاب در مطبوعات داشته و دارد و علاوه بر این ها سال ها وبلاگ نویس بوده، تارنمایی دارد و در شبکه های اجتماعی پُرکار است و خوش در خشیده است.

داشتم می گفتم؛ با نگاه به موضوع و درونمایه ی داستان های اسحاقی «زن های کاغذی» نامی برازنده و درخور برای مجموعه داستان های اوبه نظر می رسد. از آن رو که شخصیت، دغدغه ها، وسوسه ها و دلهر ه های زنان داستان های این مجموعه در صفحه های کاغذی کتاب است که در بوته ی کنکاش و گفت و جو قرار می گیرد. گویی جهان بیرون از کتاب مجالی مناسب برای ترسیم و تصویر این ویژگی ها که چندان هم تازه نیست، نیست. یا شاید هم هست و گوش و چشمی برای شنیدن و دیدنش.... ویژگی هایی که اگرچه زنان روزگار ما و پس از ما با آن دست به گریبان  هستند و بازتاب آن آشکار و بسوده است. اما به نظر می رسد نویسنده جایگاه و بارگاهی در خورتر از چارچوبه ی داستان برای بروز و تجلی آن ها نمی شناسد.

شماری از زنانِ داستان های این مجموعه به لحاظ وابستگی ها ی فکری و روحی در روزگار ما چندان معمول و مرسوم به نظر نمی رسند اما به شدت مستعدند و شایستگیِ بدل شدن به شخصیتی محوری در داستان را دار ند. و بالطبع   چنانچه نویسنده ای به واسطه ی شخصیت یک داستان بتواند یا بخواهد با ساخت و پرداختی کار آمد توان و زمینه ی  ریشه یابی و کند و کاو در داستان را به مثابه ی نقدی اجتماعی  به خواننده بباوراند، خدمت شایانی به داستان و خواننده ی ِ آن کرده است.

« خانم هیچ» مصداقی بارز از برجستگی و خوش ساختیِ عنصر شخصیت پردازی در مجموعه داستانِ« زن های کاغذی » است. راوی؛ نویسنده ای است که زنی خیالی و نکوهش گر را سال هاست با خود و در کنار خود دارد. زنِ نکوهش گر در  همه ی آنات و حالات، همرا ه و همگام راوی است و دم به دم او را سرزنش می کند و حق دخالت در زندگی راوی را برای خود محفوظ می دارد. راوی، هم از حضور او احساس درماندگی می کند و هم از غیبتش ابراز دلتنگی. کشمکش های درونی راویِ داستان -که پزشک است- با « خانم هیچ» بر سر روابط و ضوابط بیرونی -همچون لباس پوشیدن- زندگی خانم هیچ و  یا دغدغه ها و تنش های درونی او با خودش ماجراهایی است که خواننده در  داستان «خانم هیچ» با آن رو به روست.

تکنیک هایی که نویسنده در روایتِ داستان های « سالاد کاهو»، « قطعه ی هنر مندان» و «چاووشی»؛ به کار گرفته نشان از آن دارد که ساختار داستان از گذرگاهِ درون مایه پروری به سلامت گذشته و با نگاهی سنجیده تر می توان گفت؛ اسحاقی در این مجموعه  خواننده را از تحمل روایت های کسالت بار می رهاند و تابو شکنی و ابتذال ستیزی را در داستان هایش از نظر دور نمی دارد و فرم و زبان بازی او را از قصه پردازی و داستان سرایی باز نمی دارد. خصیصه ای که به گمانم با ذائقه ی داستان خوان ایرانی به شدت سازگار است.

داستان«سالاد کاهو» نمونه ی بارز از آن دسته تصویرسازی هایی است که به شکل گرفتن داستان در ذهن خواننده کمک شایانی می کند. مردِ داستان در غیبت زن(همسرش)، زن دیگری را به خانه آورده. زن دوم -لابد- علاوه بر عیش و نوش با مرد، سالادی برای او فراهم آورده و از آن جایی که مردِ داستان سالادخور نیست، این سالاد در یخچال می ماند تا زن داستان از سفر باز گردد و به شیطنت همسرش در غیبت چند روزه اش پی ببرد. زن کلامی در این باره  که به شیطنت مردش پی برده است با او در میان نمی گذارد. اما نگاه و بازتاب درونی زن و حس و حال او در داستان سبب می شود تا خواننده پی ببرد که زن می داند داستان از چه قرار است و به روی خودش نمی آورد. داستانی کوتاه، خوش ساخت با زنجیره ی رواییِ واقعی و باورپذیر و در عین حال مورد اعتناء و پایانی که نه تنها ذهن خواننده را رها نمی کند بلکه به جست و جو ترغیب می کند.

  درست است که زنان داستان های «زن های کاغذی» چندان هم زنان آلامُد، غرب زده، علاقه مند به فضای مجازی و شبکه های رایج آن، ناسازگار با اطرافیان و طغیانگر نیستند و یا اگر هم هستند نویسنده اصراری بر بزرگ نمایی این ویژگی ها که امروزه کم و بیش متعارف و روزمره به حساب می آیند ندارد. اما در نگاهی دیگر، می توان درباره ی شخصیت های زنان مجموعه داستان مریم اسحاقی گفت، بیشترِ آن ها از ویژگی های بارز زنانه سهمی بیشتر دارند یا می خواهند سهم بیشتری داشته باشند و یا تلاش می کنند که سهم بیشتری داشته باشند. - و در بیشتر موارد ناکام اند.- و علیرغم این خواسته ی نه چندان نا به جا، باز در جهان پیرامونشان در جرگه ی خلاف آمدان عادت به شمار می آیند. زنانی تنها که شکیبایی، سازگاری، خودخوری و گاهی خودکشی بیشترین واکنشی است که در همین دنیای مدرن و پرهیاهو از خود نشان می دهند. به عبارت ساده تر« تنهایی» خصیصه ی پیوسته ی  زن های داستان های اسحاقی اند. خصیصه ای که شاید  پیشینه ای به دیرینگی آفرینش زن داشته باشد. پیشینه ای به دیرینگی زن ها و سکوت شان در برابر کج فهمی ها و سطحی نگری ها.  داستان های مریم اسحاقی، همچون شخصیت های شان داستان های آدم های همین دور و اطرافند، نزدیک اند اما در حقیقت دور. آدم هایی در همسایگی ما، آدم هایی در محیط کار و زندگی و کوچه و بازار و خیابان ... از همین رو باور پذیرند بی آن که نویسنده به چراییِ نوشتن داستان های این مجموعه پاسخی در داستان هایش داده باشد.

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

اضافه کردن نظر

بازدیدکنندگان

در حال حاضر 42 میهمان و بدون عضو در حال بازدید از سایت هستند

آگهی متنی

   مسئولیت نوشته ها به عهده ی خود نویسنده است و سایت مرور هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

مهرآوران

 هاست  ، دامنه ، طراحی سایت 

HTTP://MEHRAVARAN.COM

  


 بیست داستان کوتاه از ۱۶ تن از داستان نویسان معاصر

یتhttp://www.epubfa.ir/?p=79

 

 زنان داستان نویس ایران در سایت امازون

با ترجمه امیر مرعشی

https://www.amazon.com/Alive-Kicking-collection-Contemporary-Iranian/dp/1544022727/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1488605449&sr=8-1&keywords=mitra+dava

 

 

مرفی /  بکت / سهیل سمی / ققنوس

 

 

بالزن ها / محمد رضا کاتب / نشر ققنوس .هیلا

 

 

 

با عزیز جان در عزیزیه /  فرخنده اقایی / نشر ققنوس

 

رمان «چرا زن‌ها گریه می‌کنند» نوشته رُنه ژان‌کلو با ترجمه عظیم جابری
نشر افراز . 
 

 

مجموعه چهار جلدی شناختنامه ادبیات ایران

جواد اسحاقیان /  نشر نگاه

 

چرا اخرین درنا باز می گردد

شمس آقاجانی

 

اکواریوم شماره چهار / میترا داور / نشر اموت