Strict Standards: Declaration of fa_IRDate::calendar() should be compatible with JDate::calendar($format, $local = false, $translate = true) in /home/morourir/public_html/language/fa-IR/fa-IR.localise.php on line 0

Strict Standards: mktime(): You should be using the time() function instead in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 32

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 28

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 120

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 123

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 46

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 106
مرور :: ادبیات - مروری بر سایه های بلند
دوشنبه, ۰۶ خرداد ۱۳۹۸

اخبار فرهنگی ایسنا

ایسنا

فرهنگی و هنری > ادبیات و کتاب

 

  مروری بر سایه های بلند نوشته شهریار عباسی 

مریم غفوری جاهد

سایه های بلند عنوان رمانی از شهریار عباسی است که در جشنواره شهید غنی پور موفق به دریافت جایزه شد.

وقایع این رمان که از زاویه دید نمایشی روایت می شود، در خانواده ای هسته ای رخ می دهد. این خانواده که در حاشیه یکی از شهرهای جنوبی سکونت دارند جزو زمین داران دوران پهلوی هستند. پدر و مادر، دو پسر و یک دختر به همراه همسران و فرزندانشان در کنار هم زندگی می کنند . هوتو، بزرگ خانواده و نماینده نسل قدیم است و سایۀ خواسته های او بر عقاید شخصیت های دیگر سنگینی می کند. شروع رمان با معرفی «هوتو» و یکی ازنوه های کوچک او نشان  دهنده همکناری نسل های گذشته و آینده است. در صفحات آغازین، کلیدهایی از مضمون داستان در اختیار خواننده قرار می گیرد که در طول داستان گسترده می شود و وقایعی را پدید می آورد.

نوع رمان اجتماعی است؛اما دگرگونی های سیاسی در زندگی افراد تاثیر می گذارد زیرا اجتماع درگیر مسایل انقلاب و بعد جنگ تحمیلی و تبعات آن است.

آنچه داستان را پیش می برد روابط خانوادگی است. با شرح عادی وقایعِ زندگی آنان که خانواده ای چند بعدی هستند زندگی جامعه پیش از انقلاب را نشان می دهد در عین حال با قرار دادن مکان هایی چون سلمانی و بنکداری و کله پزی افراد دیگری را هم وارد فضای رمان می کند .

شخصیت های پیش برنده داستان، گودرز و علی و هما هستند که در تعامل با غلام و لیلا و دختر دیگر تعلیق رمان را به وجود می آورند . دوربین همواره دنبال یکی از افراد خانواده هوتو ست . داستان از هوتو -سنتی ترین فرد خانواده- شروع شده و هما که انقلابی ترین فرد است، آنرا تمام می کند.

هما(نوه هوتو) به خاطر علاقه به تحصیل و یک شب بدون اجازه ماندن در خانه مدیر مدرسه،  محکوم به حبس در زیرزمین بدون اجازه ملاقات شده است. این دستور هوتو ست و هیچکس حتی پدر هما که پسر بزرگ هوتوست نمی تواند دخالتی کند، اما وقتی سیدی که هوتو به او اعتقاد دارد می خواهد واسطه شود، بقیه هم جرات به خرج داده از هوتو خواهش می کنند. رفتار نصیر-پسر بزرگتر- دربرابر هوتو انفعالی است اما صدوق که پسر کوچکتر است چنین استبدادی را نپذیرفته و تسلیم خواسته های هوتو نمی شود. با این حال، او هم راجع به بازداشت هما یا تمایل به بخشش او حرفی نمی زند و قضیۀ به این مهمی زیادی مسکوت مانده است. وقتی موضوع هما مطرح می شود داستان جذابیت بیشتری پیدا می کند. ویژگی داستان خوب این است که بتواند خواننده را مدام در حال انتظار نگه دارد و با گشودن گرهی، موضوع دیگری را مطرح کند. بیشتر صفحات این رمان دارای چنین شگردی هست. گره عاشق شدن گودرز ، نوۀ هوتو، تا اواخر داستان کشیده می شود. در کنار آن، قضیه آشنایی علی با دختری انقلابی مطرح می شود. مساله دیگری که از همان ابتدا عنوان شده بود و تا انتهای داستان پیش می رود،نازایی حوری و تلاش بی نتیجۀ هوتو و طلعت، برای زن دادن صدوق است. صدوق به علت این که شغل اداری دارد و زیر نفوذ هوتو نیست، شخصیتی سنت گریز دارد. با نان پختن در خانه مخالفت می کند. بر خلاف میل هوتو تلویزیون می خرد و با وجود فشار پدر و خواهرش، زیر بار ازدواج مجدد نمی رود و سرانجام از خانواده جدا می شود.

همانطور که گفته شد زاویه دید رمان، نمایشی است بنابراین، معرفی شخصیتها نیز به طور غیر مستقیم با توصیف اعمال و رفتار و گفتارشان صورت می گیرد:

هوتو روی تخته سنگ نشسته عصا را توی درز سنگ فرو کرده چانه اش را به آن تکیه داده است و بازی بچه ها را نگاه می کند . نگاهش را از آنها بر نمی دارد و کسی را که در پی توپ پلاستیکی می دود با چشم های چروکیده دنبال می کند . امید را کنار تخته سنگ می بیند که با دانه های درشت عرق روی پیشانی مقابلش ایستاده است .(ص9)

گفت و گوی هوتو با نوه اش در هنگام بازی و رفتار او با عروس نازایش، بخش مهمی از شخصیت مردسالار و مستبد هوتو را نشان می دهد. در ادامه با روشن شدن قضیۀ هما، استبدادی غیر منطقی در رفتار هوتو پیدا می شود که در ادامه داستان از شدت آن کاسته می شود.

شخصیت علی و گودرز با هم متفاوت است و این تفاوت در رفتارشان دیده می شود. با این که این دو با هم در یک خانه زندگی می کند و رابطه خوبی هم دارند در رفتار ظاهری و باطنی آنها تفاوتهای مهمی  دیده می شود.

بخشی از رمان در حال و هوای انقلاب شکل می گیرد و با این که شخصیت های رمان ارتباطی با مسایل سیاسی و انقلابی ندارند، روند انقلاب و جنگ بر سرنوشت آنها تاثیر می گذارد و برخی ناخواسته به درون آن کشیده می شوند. غیر از محمد که ارتشی است و شغلش ایجاب می کند در متن انقلاب و جنگ باشد. علی تصادفا و به خاطر دختری که دوستش دارد در راهپیمایی اواخر دوران حکومت پهلوی شرکت می کند و به واسطه ی همان دختر با کتاب های دکتر شریعتی آشنا می شود.گودرز به خاطر کنجکاوی درگیر می شود و یک شخصیت لات هم به خاطر ایجاد آشوب به اسم انقلاب زندان می رود.

از میان شخصیت های زن داستان، هما دیدی انقلابی دارد نه از جهت سیاسی بلکه در نوع اجتماعی اش همیشه بر خلاف خانواده عمل می کند. اولین عمل انقلابی او که منجر به یکی از گره های قوی ابتدای داستان شده مخالفت با نظر خانواده برای ادامه تحصیل است. هما مادر ندارد. بنابراین حامی سر سختی برای او وجود ندارد مگر محمد که در حکم نامزد اوست ولی در آن زمان دور از خانه به سر می برد. یکبار هم هما هنگام نامگذاری فرزندش نظر خانواده را نادیده می گیرد و می گوید: «من دوست دارم امین صداش کنم.» این قاطعیت موجب کوتاه آمدن دیگران می شود. شخصیت های جانبی رمان، نقش هایی گذرا دارند. لیلا خواهر غلام شخصیتی مشابه غلام دارد گر چه در عالم زنانگی ظرافتهایی دارد اما لحنی که برای او به کار گرفته شده با لحن دخترهای دیگر داستان متفاوت است. آدامس جویدن های مدام حوری نیز شخصیت عصبی و خود کنترل او را نشان می دهد . بچه های شیطان، دخترهای حسود، زن های طعنه زن، مشتریان و کاسبان مغازه ها  همه در ساخت پیش زمینه نقش دارند اما در کلیت داستان نه.

در بعد انقلابی اگر بخواهیم شخصیتها را بررسی کنیم به این نتیجه می رسیم که «هوتو»شخصیتی مخالف ترقی و پیشرفت و انقلاب است و در مقابل او «هما»با شخصیت انقلابی خود، دربرابر او قرار دارد و سرانجام اوست که پیروز می شود. «نصیر»شخصیتی بی طرف دارد اما از اوضاع انقلاب به نفع خود سود می برد و در مسایل اقتصادی اوایل انقلاب خود را دخیل می کند. صدوق شخصیتی غیر منفعل است از هیچ کس تاثیر نمی پذیرد و هر کاری دوست دارد می کند. بعد از انقلاب که مسئول پاکسازی اداره می شود، زندگی اش از نظر مالی پیشرفت می کند ، وام می گیرد و خانه می سازد. تاثیر انقلاب و تعاملات افراد سودجو در این قسمت دیده می شود «دوست گودرز»نماد شخصیت اوباشی است که سهم او در انقلاب خرابکاری بدون بینش انقلابی است. «علی» بدون این که از قضایای انقلاب سردر بیاورد به دلیل خاطر خواهی، وارد جریان تظاهرات می شود. عشق او هم تحت تاثیر گودرز و تحریک اوست که شیطنت هایی دارد گویا پسر بزرگ هوتو خیلی قابل اعتماد نیست و شخصیت او بر پسرش تاثیر گذاشته است.

سرانجام شخصیت«کریم»روی می کند که به عنوان پسری روستایی در اوضاع انقلابی خود را بالا کشیده و مسئول بسیج اقتصادی می شود. کریم که پسری روستایی و رعیت زاده است بعد ازانقلاب کاره ای می شود و از نوه هوتو خواستگاری می کند تا به نحوی خود را به این طبقه نزدیک کند . اما پیش از این، شخصیت کریم داخل داستان تنیده نشده، بنابراین صحنه ای که آمدن او را برای امتحان توصیف می کند در رمان جا نمی افتد .

 گر چه سبک این رمان، نمادین نیست،اما  روند شکل گیری انقلاب و نقش افراد این خانواده را می توان به عنوان نمادی از کل جامعه آن روزگار به حساب آورد.

ایجاز در نقل وقایع

ایجاز در نقل وقایع موجب سهیم کردن خواننده در درک نتیجه رمان است. این رمان در موارد متعددی دارای این ایجاز است که از جذابیت های آن به شمار می آید مثلا هنگامی که سید برای نجات هما اجازه ملاقات و صحبت با او را می گیرد، دنباله ماجرا گرفته نمی شود و در صفحات بعد هما را در اتاقی می بینیم که با دخترهای دیگر مشغول صحبت است و معلوم است که از حبس نجات پیدا کرده است. در مورد ازدواج محمد و هما نیز همین شیوه اجرا شده و خواننده پس از مدتها که از ازدواج این دو گذشته با خبر می شود. قضیه تلویزیون خریدن صدوق و مخالفت هوتو نیز از همین موارد است که تنها به طرح مخالفت اکتفا شده ولی چگونگی رضایت دادن هوتو در هیچ قسمت مطرح نشده اما می توان حدس زد صدوق با اوردن دلایلی که به شغلش مربوط می شود هوتو را راضی کرده است.

نقش تعلیق و تصادف

یکی از ویژگی مهم این رمان که نسبت به دیگر عناصر داستان قوی تر است، عنصر تعلیق است که بر اثر بر هم خوردن تعادل ایجاد می شود و گاه با حادثه ای تصادفی مرتفع می گردد. یکی از حوادثی که تعادل را در داستان به هم می زند، قضیه تقسیم اراضی است که به موجب آن پسر حسینقلی نصف زمین های اربابی را به نام پدرش زده است اما این مساله به سادگی حل می شود و باز تعادل برقرار می شود .عدم تعادل بیشتر در رابطه گودرز با پدرش دیده می شود. گودرز پسر ناآرامی است. علتش هم در رفتار مادرش دیده می شود که او را نازپرورده کرده است. بر خلاف میل پدرش با غلام پسر لات کله پاچه فروش مراوده دارد و دلبسته خواهر او می شود؛ اما آلوده کارهای او نمی شود و سر انجام با کشته شدن غلام، سرنوشت گودرز را به سویی دیگر می کشاند. علی هم به طور تصادفی دچار دختری می شود ولی رابطه آن دو نیز با کشته شدن دختر در بمباران تمام می شود.  ولی این رابطه بر او تاثیر گذاشته او را به سمت جنگ و جبهه می کشاند. عنصر تصادف در بر هم زدن تعادل داستان و پیشبرد آن نقش دارد اما تاثیر گزار نیست. هیچ یک از حوادث تصادفی به نتیجه نمی رسد مگر دیدار تصادفی پسر حسینقلی با دختر نصیر که آن هم با توجه به رابطه دیرینه این دو خانواده قابل پیش بینی است. بیشترین تعلیق داستان هم مربوط به این دو پسر نوجوان است زیرا هدف نشان دادن زمینه و بستر اجتماعی سیاسی است که در کنار آن عبور از سنت و رسیدن به مدرنیته نیز عنوان می شود. در انتهای داستان «هوتو» دیگر آن قدرت پیشین را ندارد گر چه نصیر هنوز برای شوهر دادن دخترش از او نظر خواهی می کند اما اجازه مخالفت با نظر او را هم به  خود می دهد با این وجود، هنوز نگاه سنتی نصیر تغیری نکرده است و نمی خواهد از دخترش برای ازدواج نظر خواهی کند.

عملکرد برخی شخصیتها در داستان نقشی ندارد فقط ایجاد تعلیق می کند عشق گودرز به لیلا، بچه دار نشدن نصیر، زندانی شدن هما را می توان از این نوع دانست. به عبارتی دیگر نویسنده، کنش ها و تعلیقات و کشمکشهای فراوانی در داستان پدید می آورد ولی هنگامی که کار دارد به جاهای باریک می کشد مساله را جوری جفت و جور می کند که قضیه ختم به خیر شود از این جهت می توان سبک قصه های کلاسیک را در آن دید مثل زمانی که گودرز و علی به جای خرید کردن به سینما می روند و در آنجا پولشان را می دزدند و در این هنگام نصیر مانند نجات گری سر می رسد و مشکل را حل می کند. این صحنه ها می توانست دارای اوج و فرود بیشتری باشد و با سادگی به گره گشایی نرسد .

جمع بندی

سایه های بلند، روایتگر دورانی متفاوت از تاریخ ایران است که در آن اتفاقات مهمی روی داده است اما حسن این رمان این است که با قرار دادن شخصیتها در حاشیه، به طور غیر مستقیم تأثیر رویکردهای سیاسی را بر زندگی افراد عادی جامعه نشان داده است. در این میان اعضای خانواده «هوتو» به عنوان نمادی از افراد بی طرف جامعه، در بستر انقلاب روایت می شوند و هر یک به فراخور شغل و موقعیت خود بهره برداری می کنند. بنابراین می توان گفت جامعه تصویر شده در این رمان همانند عکسی است که از واقعیتهای بی پرده انقلاب گرفته شده است.

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

اضافه کردن نظر

بازدیدکنندگان

در حال حاضر 64 میهمان و بدون عضو در حال بازدید از سایت هستند

آگهی متنی

   مسئولیت نوشته ها به عهده ی خود نویسنده است و سایت مرور هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

مهرآوران

 هاست  ، دامنه ، طراحی سایت 

HTTP://MEHRAVARAN.COM

  


 بیست داستان کوتاه از ۱۶ تن از داستان نویسان معاصر

یتhttp://www.epubfa.ir/?p=79

 

 زنان داستان نویس ایران در سایت امازون

با ترجمه امیر مرعشی

https://www.amazon.com/Alive-Kicking-collection-Contemporary-Iranian/dp/1544022727/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1488605449&sr=8-1&keywords=mitra+dava

 

 

مرفی /  بکت / سهیل سمی / ققنوس

 

 

بالزن ها / محمد رضا کاتب / نشر ققنوس .هیلا

 

 

 

با عزیز جان در عزیزیه /  فرخنده اقایی / نشر ققنوس

 

رمان «چرا زن‌ها گریه می‌کنند» نوشته رُنه ژان‌کلو با ترجمه عظیم جابری
نشر افراز . 
 

 

مجموعه چهار جلدی شناختنامه ادبیات ایران

جواد اسحاقیان /  نشر نگاه

 

چرا اخرین درنا باز می گردد

شمس آقاجانی

 

اکواریوم شماره چهار / میترا داور / نشر اموت