Strict Standards: Declaration of fa_IRDate::calendar() should be compatible with JDate::calendar($format, $local = false, $translate = true) in /home/morourir/public_html/language/fa-IR/fa-IR.localise.php on line 0

Strict Standards: mktime(): You should be using the time() function instead in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 32

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 28

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 120

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 123

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 46

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 106
مرور :: ادبیات - درباره‌ی فرشتگان اثر دونالد بارتلمی
پنجشنبه, ۰۲ خرداد ۱۳۹۸

اخبار فرهنگی ایسنا

ایسنا

فرهنگی و هنری > ادبیات و کتاب

 
درباره‌ی فرشتگان اثر دونالد بارتلمی
  
ترجمه‌ی اثمار موسوی ‌نیا  

 

 مرگ خدا، فرشتگان را در وضعیتی نامعلوم قرار داد. آنها به ناگاه با پرسشی اساسی مواجه شده بودند. به سختی می‌توان آن لحظه را تصور كرد. وقتی آن سئوال به آنها هجوم آورد و خودآگاهی فرشتگونشان را برآشفت و با نیرویی هراس‌آور تسخیرشان كرد، چه حالی پیدا كردند؟ سئوال این بود: "فرشتگان چه هستند؟"

فرشتگان بی‌خبر از پرس‌ و جو، به دور از وحشت و ناآشنا با تنهایی، (تصور می‌كنیم) سرخورده شدند.

این سئوال كه فرشتگان چه "هستند"، از سابقه‌ای در خور توجه برخوردار است. برای نمونه، سوئدنبرگ با تعداد بی‌شماری از فرشته‌ها صحبت كرد و سخنانشان را صادقانه ثبت نمود.....

 

 

او می‌گوید فرشته‌ها شبیه انسان هستند: "من هزاران بار فرشته‌هایی در هیأت بشر و گاه به شكل انسان دیده‌ام". و باز می‌گوید: "با توجه به تمام تجربیاتی كه طی سالهای متمادی داشته‌ام، قادرم اعلام كنم كه فرشته‌ها از نظر ظاهر كاملا انسان‌اند. صورت، چشم، گوش، تنه، بازو و دست و پا دارند". اما انسان نمی‌تواند فرشته‌ها را با چشم جسمانی ببیند؛ تنها با چشم درون قادر به دیدن آنهاست. سوئدنبرگ صحبتهای زیاد دیگری درباره ی فرشته‌ها دارد؛ صحبتهایی بی‌اندازه شنیدنی. مثلا اینكه هیچ فرشته‌ای اجازه ندارد پشت سر فرشته‌ای دیگر بایستد و به پشت سر او خیره شود، چون با این كار در جریان نیكی و حقیقت كه از جانب پروردگار به او می‌رسد خلل ایجاد خواهد كرد. اینكه فرشته‌ها مشرق دارند، جایی كه پروردگار چون خورشید همیشه جلوی چشم آنهاست. و اینكه فرشته‌ها متناسب باهوش‌شان لباس به تن دارند.

"باهوش‌ترین فرشتگان جامه‌هایشان طوری می‌درخشد كه انگار شعله‌ورند؛ برخی دیگر جامه‌هایشان انگار از نور می‌درخشد.

آنهایی كه از هوش متوسط برخورداند، جامه‌هایی به رنگ سفید روشن یا سفید بدون درخشش به تن دارند.

و كم‌هوش‌ترینشان، جامه‌هایی به رنگ‌های مختلف دارند.

اما فرشته‌های بسیار مقرب، لباس به تن ندارند".  

 

همه ی اینها (احتمالا) دیگر رایج نیست.

 

گوستاو دیویدسون در كتاب سودمندش با عنوان فرهنگ فرشتگان، هر آنچه كه مربوط به فرشته‌هاست، جمع‌آوری كرده است. نامهای آنها بدین ترتیب است: فرشته الوباتل، فرشته فری‌یان، فرشته گاپ، فرشته هاتیفاس (متخصص لباس و زیورآلات)، فرشته مرمر (فرشته‌ای رانده شده)، فرشته مك‌ترو، فرشته اور، فرشته راش، فرشته ساندالفون (بلندتر از پانصد سال سفر با پای پیاده) و فرشته اسمات. دیویدسون این تقسیم‌بندی‌ها را ذكر می‌كند: فرشته‌های لرزه‌آور كه اریكه آسمان را احاطه می‌كنند. خداوندگان نعره و اربابان فریاد كه در كار عبادتند. پیام‌آوران، وساطت كنندگان، ناظران، و هشدار دهندگان. فرهنگ دیویدسون كتاب بسیار قطوری است؛ در فهرست كتابشناسی‌اش بیش از هزار و یكصد موضوع دیده می‌شود. جوزف لاینز (در مقاله‌ای تحت عنوان روانشناسی فرشتگان چاپ 1957)، به طرز زیبایی خودآگاهی فرشتگون را كه پیش از این به آن اشاره شد، توصیف می‌كند. لاینز می‌گوید هر فرشته بر هر آنچه كه باید درباره ی خود و فرشته‌های دیگر بداند، آگاه است.

"یك فرشته هرگز نمی‌تواند سئوالی بپرسد. چون پرسیدن از ندانستن و تا حدودی آگاهی بر ندانستن ناشی می‌شود. یك فرشته نمی‌تواند كنجكاو باشد، چون چیزی نیست كه بابتش كنجكاوی كند. فرشته نمی‌تواند شگفت‌زده شود، چون بر هر آنچه كه باید بداند، آگاه است. پس جهان دانش محتمل باید به صورت مجموعه‌ای منظم از حقایق بر او آشكار گردد كه دقیقا پشت سرش قرار دارد و كاملا قطعی، مطمئن و در حیطة ‌ادراك اوست".

 

اما این چیزها هم دیگر رایج نیست.

 

جالب اینجاست كه هنگام نوشتن راجع به فرشته‌ها، اغلب متوجه می‌شویم گویی نوشته‌ها درباره ی انسان هستند. هر دو موضوع، مشابهند. بدین ترتیب، در نهایت درمی‌یابیم كه به عنوان مثال آنچه لاینز نوشته، در واقع راجع به فرشته‌ها نیست بلكه راجع به شیزوفرنی‌هاست ـ اندیشیدن درباره ‌انسان با استناد به فرشته‌ها. و این در مورد اغلب نوشته‌هایی با این موضوع صدق می‌كند ـ آنچه ما حدس می‌زنیم این است كه وقتی فرشته‌ها در رابطه جدید خود با كل هستی تامل كردند و وقتی شباهتها ذكر شدند، احتمالا این مسأله از نظرشان دور نماند. (یك فرشته بیشتر به یك كواتزال شباهت دارد یا یك انسان؟ یا شبیه موسیقی است؟).

همچنین تصور می‌كنیم آنها كوشش‌هایی در چهت شناخت خود به عمل آوردند. یك فرشته همان كاری است كه انجام می‌دهد. بنابراین ضرورت داشت كه نقش‌های تازه و احتمالی مورد بررسی قرار بگیرند (با این تذكر كه این احتمال صادقانه نیست).

پس از سوگواری به مدت صدها و صدها از هر واحدی كه فرشته‌ها برای زمان به كار می‌برند. فرشته‌ای پیشنهاد داد كه سوگواری تا ابد وظیفه ی فرشته‌ها باشد، همانطور كه پرستش وظیفه ی سابقشان بود. روش سوگواری، سكوت بود، بر خلاف حرفه ی قبلی‌شان كه خواندن بی‌وقفه ی سرودهای گلوریا بود. اما سكوت در ذات فرشتگان راه ندارد.

پیشنهاد مخالف این بود كه فرشته‌ها طغیان كنند. پنج دلیل اساسی، برای آشوب وجود داشت و اولین دلیل غیبت خدا بود. چهار دلیل دیگر هم بدون شك تعیین می‌شدند. كار تعریف و توجیه دلایل، اگر خوب انجام می‌شد، فرشته‌ها را برای همیشه مشغول می‌كرد همانطور كه عكس این كار، الهیون بشر را به خود مشغول داشته است. اما اشتیاق برای طغیان در میان فرشته‌ها دیده نمی‌شود.

جدیدترین پیشنهاد كه فرشتگان آن را اساسی‌ترین پیشنهاد تشخیص دادند، امتناع ورزیدن بود ـ به این معنا كه می‌بایست خود را از بودن به سوی نبودن می‌رهانیدند. مقام بزرگی كه فرشته‌ها با این كار به آن می‌رسیدند به ظهور افتخار معنوی تعبیر شد. پس پیشنهاد امتناع ورزیدن هم رد شد.

پیشنهادهای دقیق‌تر و پیچیده‌تر دیگری هم بودند كه هیچكدام مورد توجه اكثریت قرار نگرفتند.

من فرشته ی سرشناسی را در تلویزیون دیدم كه جامه‌اش گویی از نور می‌درخشید. او درباره ی وضعیت فعلی فرشته‌ها صحبت می‌كرد . می‌گفت آنها از برخی جهات شبیه انسان هستند. مسأله پرستش، اساسی‌ترین مشكل آنهاست. می‌گفت آنها مدتی سعی كردند، مثل ما انسانها همدیگر را پرستش كنند، اما سرانجام به این نتیجه رسیدند كه این كار هم "كافی نیست". او گفت فرشتگان همچنان در جستجوی اصلی نو هستند.  

 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

اضافه کردن نظر

بازدیدکنندگان

در حال حاضر 80 میهمان و بدون عضو در حال بازدید از سایت هستند

آگهی متنی

   مسئولیت نوشته ها به عهده ی خود نویسنده است و سایت مرور هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

مهرآوران

 هاست  ، دامنه ، طراحی سایت 

HTTP://MEHRAVARAN.COM

  


 بیست داستان کوتاه از ۱۶ تن از داستان نویسان معاصر

یتhttp://www.epubfa.ir/?p=79

 

 زنان داستان نویس ایران در سایت امازون

با ترجمه امیر مرعشی

https://www.amazon.com/Alive-Kicking-collection-Contemporary-Iranian/dp/1544022727/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1488605449&sr=8-1&keywords=mitra+dava

 

 

مرفی /  بکت / سهیل سمی / ققنوس

 

 

بالزن ها / محمد رضا کاتب / نشر ققنوس .هیلا

 

 

 

با عزیز جان در عزیزیه /  فرخنده اقایی / نشر ققنوس

 

رمان «چرا زن‌ها گریه می‌کنند» نوشته رُنه ژان‌کلو با ترجمه عظیم جابری
نشر افراز . 
 

 

مجموعه چهار جلدی شناختنامه ادبیات ایران

جواد اسحاقیان /  نشر نگاه

 

چرا اخرین درنا باز می گردد

شمس آقاجانی

 

اکواریوم شماره چهار / میترا داور / نشر اموت