Strict Standards: Declaration of fa_IRDate::calendar() should be compatible with JDate::calendar($format, $local = false, $translate = true) in /home/morourir/public_html/language/fa-IR/fa-IR.localise.php on line 0

Strict Standards: mktime(): You should be using the time() function instead in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 32

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 28

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 120

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 123

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 46

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 106
مرور :: ادبیات - گاهی به رمان «جا ماندیم» بهناز علیپورگسکری خط فاصلههای تاریخ فائزه مالکپور
پنجشنبه, ۰۲ خرداد ۱۳۹۸

اخبار فرهنگی ایسنا

ایسنا

فرهنگی و هنری > ادبیات و کتاب
نگاهی به رمان «جا ماندیم»
 
 بهناز علیپورگسکری
 
خط فاصله های تاریخ فائزه مالکپور
 
«همه چيز از ما عبور میکند و ما جا میمانيم. ما جا ماندیم. به شکل ابری سياه از خاطرات واژگون. ما خوراک بیارزش تکرارهای باطل تاریخيم».
این٬ بخشی از رمان «جا ماندیم» بهناز عليپورگسکری است که از جاماندگیهای تنها و روانهای آدمی در دل تاریخ میگوید؛ رمانی که چند برهه تاریخ معاصر ایران از روزگار پهلوی و دوران جنگ ایران و عراق تا سالهای نزدیک  را همراه خانواده پاکزاد روایت میکند.
این رمان مجموعهای است از روایتهای پراکنده خانوادهای که در دستاندازهای تاریخی دچار فاصلههای عاطفی  میشوند و درنا – شخصيت محوری رمان­ آن را در قالب خاطرات کودکی پدرش٬ نامههای برادرش به او٬ روایتهای مادرش از رنجها و نگرانیهایش و تکگوییهای خودش گردهم میآورد. درنا و برزین دوقلوهایی هستند که به دليل اعتقادات متفاوت سياسی و مذهبی دچار شکاف عاطفی میشوند. پدر و مادر نيز که رگههایی از روحيه مبارزاتی را در زندگی گذشته شان میبينيم٬ از بار رنجها٬ هر یک به دنيای خود پناه میبرند؛ مادر به فراموشی و پدر به بازگشت به زادگاهش. نپتارود زادگاه گرشاسب­ در این رمان کارکردی نمادین دارد. از نپتارود نه بهعنوان شهر یا روستا٬ که بستر شکلگيری تمدن است٬ بلکه بهعنوان محلهای یاد میشود که ساکنانش در تلاش برای بقا و رشد٬ صرفا  براساس غریزهشان عمل میکنند. شاید بتوان نپتارود «جا ماندیم» را نماد خوی و غریزه و ميل به بدویتی دانست  که در آن قانون و اخلاق در بند غرایز و نهاد آدمی است.
روایت پازلگونه شاید بهترین نامی باشد که میتوان بر این رمان نهاد. هر یک از شخصيتهای «جا ماندیم» در تلاشند قطعهای از این پازل را از منظر دغدغهها٬ اعتقادات و روحيات خود روایت کنند تا به باز شدن گره و پيدا شدن  قطعه گمشده این پازل (از هم پاشيدگی خانواده پاکزاد) کمکی کرده باشند. امکان روایتگری تمام شخصيتهای داستان٬ این اثر را در دسته رمانهای چندصدایی (پلیفونيک) قرار میدهد که صداهای مختلفی در آن به گوش میرسد و ابعاد گستردهتری از شخصيتها و روایات را در اختيار مخاطب قرار میدهد.
استفاده خلاقانه نویسنده در ترکيب راوی اولشخص و دومشخص در بخشهایی که درنا روایتگر داستان است٬ این امکان را به مخاطب میدهد که نظارهگر شخصيت درنا از درون و بيرون باشد؛ انگار درنا گاهی از روایت خود جا میماند و این همان قسمتهایی است که راوی دومشخص پا به روایت میگذارد. به این ترتيب میتوان گفت استفاده از دو زاویهدید در این رمان٬ با مفهوم مرکزی آن٬ که جاماندگی شخصيتهاست٬ همخوان میشود.
نویسنده در این اثر از امکانات زبان و همچنين قابليتهای دستگاه بلاغی٬ که شامل همه عناصر بيانی و بدیعی در متن میشود٬ خوب بهره جسته است. علاوهبر این٬ استفاده از دایره واژگانی گسترده٬ نماد و همچنين اسطوره چه در ساحت نوعی خيالبافی الهام گرفته از بنمایههای اسطورهای رئاليسم جادویی و چه در بستر روایتی باورهای بومی شمال ایران به باروری و خلاقيت زبان و داستان کمک کرده است. با این وجود زبان توصيفی رمان گرچه به ساخت تعابير و تشابيه بدیع و تصویربخشی آن کمک کرده٬ گاه ضرباهنگ روایت را کند و داستان را بهخصوص از اواسط رمان کمرنگ میکند و به تکرار میاندازد و حجم محتوایی اثر نسبت به زبان توصيفی آن کم میشود.
حضور طبيعت به عنوان عنصری همخوان و یگانه با وجود انسان در این اثر خودنمایی میکند.  کوکو٬ همدم حوا٬ که در باور مردم شمال ایران دختری است که به پرنده تبدیل شده٬ نپتا٬ همدم گرشاسب٬ که در  زبان اوستایی به معنای نفت بوده و واژه نفت از آن گرفته شده و یاس٬ همراه خيالی درنا٬ که نامش از طبيعت گرفته شده٬ همنشينی و نزدیکی شخصيتهای این داستان را با طبيعت بهعنوان نيروی حاکم بر انسان و همراه او به تصویر میکشد؛ گویی آرامش انسان در بازگشت به طبيعت٬ جدا از تمام ساختارهای فکری اوست؛ همانطور که درنا در پایان تمام مصائب و خاطرات خانوادگی خود را به آتش میکشد و با این عنصر طبيعی یکی میشود.
بهناز علیپورگسکری در رمان «جا ماندیم» از تاریخی میگوید که دردها٬ رنجها و روابط آدمی را دستمایه شکلگيری خود قرار میدهد و درنهایت از انسان عبور میکند و میگذرد٬ و آنکه جا میماند٬ آدمی است.

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

اضافه کردن نظر

بازدیدکنندگان

در حال حاضر 55 میهمان و بدون عضو در حال بازدید از سایت هستند

آگهی متنی

   مسئولیت نوشته ها به عهده ی خود نویسنده است و سایت مرور هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

مهرآوران

 هاست  ، دامنه ، طراحی سایت 

HTTP://MEHRAVARAN.COM

  


 بیست داستان کوتاه از ۱۶ تن از داستان نویسان معاصر

یتhttp://www.epubfa.ir/?p=79

 

 زنان داستان نویس ایران در سایت امازون

با ترجمه امیر مرعشی

https://www.amazon.com/Alive-Kicking-collection-Contemporary-Iranian/dp/1544022727/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1488605449&sr=8-1&keywords=mitra+dava

 

 

مرفی /  بکت / سهیل سمی / ققنوس

 

 

بالزن ها / محمد رضا کاتب / نشر ققنوس .هیلا

 

 

 

با عزیز جان در عزیزیه /  فرخنده اقایی / نشر ققنوس

 

رمان «چرا زن‌ها گریه می‌کنند» نوشته رُنه ژان‌کلو با ترجمه عظیم جابری
نشر افراز . 
 

 

مجموعه چهار جلدی شناختنامه ادبیات ایران

جواد اسحاقیان /  نشر نگاه

 

چرا اخرین درنا باز می گردد

شمس آقاجانی

 

اکواریوم شماره چهار / میترا داور / نشر اموت