Strict Standards: Declaration of fa_IRDate::calendar() should be compatible with JDate::calendar($format, $local = false, $translate = true) in /home/morourir/public_html/language/fa-IR/fa-IR.localise.php on line 0

Strict Standards: mktime(): You should be using the time() function instead in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 32

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 28

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 120

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 123

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 46

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 106
مرور :: ادبیات - روباه
شنبه, ۰۴ خرداد ۱۳۹۸

اخبار فرهنگی ایسنا

ایسنا

فرهنگی و هنری > ادبیات و کتاب

 

روباه

هنگامه البرزی

 

 

نیمه شب صدای روباهی در جنگل شنیده شد.از لا به لای درختها،سایه ی سیاهی عبور کرد.

روباه ایستاد و به چپ و راست سر چرخاند.چند ثانیه بعد،صدای شلیک در سکوت شب پیچید.

سه هفته بعد...

دختر جوانی وارد  فروشگاه زنجیره ای   شد،پس از چند دقیقه  گفتگو با فروشنده،با شال گردنی از دم روباه از مغازه بیرون آمد.نگاهی به دو طرف خیابان کرد، دوربینی از کیفش بیرون آورد و به سبک دختران امروزی،از سایه خودش که روی پیاده رو پهن شده بود،عکس گرفت.

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

بارگذاری نظرات قدیمی تر
  • مهمان (حميدم)

    هنگامه جان
    با نگاه قشنگت، حقيقتي را زيبا بيان كردي
    قلمت مانا

  • مهمان (امير بهاج)

    درود
    داستاني خاص و گويا... كمي بايد در مورد نمادهاي داستان بيشتر كار شود.
    بسيار عالي و و البته تاثير گذار...
    شادزي

  • مهمان (امير بهاج)

    درود
    داستان خاص و تاثير گذاري بود...
    كمي بايد در مورد نمادهاي داستان بيشتر كار شود...
    شادزي ...

  • مهمان (مهدیس)

    کوتاه ، به یاد ماندنی با موضوعی اثر گذار .

  • مهمان (javad)

    بسیار عاااااااااالی بانو .......

    شما حقیقتی را به قلم کشیدید که متاسفانه شاهد آن هستیم ....

    احسنت به شما هنگامه جان

  • مهمان (سعیده)

    موفق باشی عزیزم.........

  • مهمان (هنگامه)

    منم هنگامه هستم:)

  • مهمان (سهیلا)

    مینیمالی زیبا ، گویا و کافی . ممنون

  • مهمان (مهرپویا)

    سلام. ممنون از بیان این حقیقت هول‌ناک بسیار تکرارشونده.
    اگر بنا بر داستان مینیمال باشد، داستان شما اضافات زیادی دارد. به نظرم می‌شد این طور ویرایش و کوتاهش کرد؛ یعنی مینیمال حقیقی:
    «روباه ایستاد و به چپ و راست سر چرخاند. صدای شلیک در سکوت شب پیچید.
    ***
    دختر پس از چند دقیقه گفت و گو با فروشنده، شال‌گردنی از دم روباه خرید و بیرون آمد. به چپ و راست سر چرخاند. دوربینی از کیفش بیرون آورد و از سایه‌ی خودش که روی پیاده‌رو پهن شده بود، عکس گرفت.»
    با این ویرایش، به نظرم چیزی از داستان شما کم که نشده، هیچ، چیزهایی هم به آن اضافه شده است.
    خطّ اوّل که حذف شد (نیمه‌شب صدای روباهی در جنگل شنیده شد. از لا به لای درخت‌ها، سایه‌ی سیاهی عبور کرد.) چیزی به داستان اضافه نکرده و حشو است. روباه، روباه است؛ چه در جنگل چه در دشت.
    شب یا روز بودن این اتّفاق هم اگر چه چندان مهم نیست، امّا در جمله‌ی «صدای شلیک در سکوت شب پیچید.» نشان می‌دهیم زمان شکار شب است.
    بقیّه‌ی موارد را خودتان مقایسه و نتیجه‌گیری کنید. ببخشید.

  • مهمان (مهرپویا)

    راستی به نقطه‌گذاری و رعایت فاصله‌ی نشانه‌های نگارشی با کلمات هم دقّت کنید لطفاً. یعنی نقطه و غیره به کلمات نچسبیده باشد. هم‌چنین است رعایت فاصله و نیم‌فاصله و غیره. به طور کل، آرایش بصری متن. ممنون.

اضافه کردن نظر

بازدیدکنندگان

در حال حاضر 56 میهمان و بدون عضو در حال بازدید از سایت هستند

آگهی متنی

   مسئولیت نوشته ها به عهده ی خود نویسنده است و سایت مرور هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

مهرآوران

 هاست  ، دامنه ، طراحی سایت 

HTTP://MEHRAVARAN.COM

  


 بیست داستان کوتاه از ۱۶ تن از داستان نویسان معاصر

یتhttp://www.epubfa.ir/?p=79

 

 زنان داستان نویس ایران در سایت امازون

با ترجمه امیر مرعشی

https://www.amazon.com/Alive-Kicking-collection-Contemporary-Iranian/dp/1544022727/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1488605449&sr=8-1&keywords=mitra+dava

 

 

مرفی /  بکت / سهیل سمی / ققنوس

 

 

بالزن ها / محمد رضا کاتب / نشر ققنوس .هیلا

 

 

 

با عزیز جان در عزیزیه /  فرخنده اقایی / نشر ققنوس

 

رمان «چرا زن‌ها گریه می‌کنند» نوشته رُنه ژان‌کلو با ترجمه عظیم جابری
نشر افراز . 
 

 

مجموعه چهار جلدی شناختنامه ادبیات ایران

جواد اسحاقیان /  نشر نگاه

 

چرا اخرین درنا باز می گردد

شمس آقاجانی

 

اکواریوم شماره چهار / میترا داور / نشر اموت