Strict Standards: Declaration of fa_IRDate::calendar() should be compatible with JDate::calendar($format, $local = false, $translate = true) in /home/morourir/public_html/language/fa-IR/fa-IR.localise.php on line 0

Strict Standards: mktime(): You should be using the time() function instead in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 32

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 28

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 120

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 123

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 46

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 106
مرور :: ادبیات - خاموشی نور و صدا
شنبه, ۰۲ شهریور ۱۳۹۸

اخبار فرهنگی ایسنا

ایسنا

فرهنگی و هنری > ادبیات و کتاب

خاموشی نور وصدا

 امیر بهاج

پرده‌ها را مي‌كشم، خانه را خاموش مي‌كنم.موهایت در قاب روی دیوار، خاموش‌تر از هر حرفي، هر نوايي. آرام مي‌نشينم تا چشمانم به تاريكي آشناتر شوند. خاموشي نور و صدا. گاه گوشه صندلي چوبي خسته، به تن فرسوده‌اش تكاني می‌دهد و صدايي مي‌آيد در سكوت خانه. كبريت را كه مي‌كشم، با صداي سوختنش روشن مي‌كند حجمي از ديوار را كه روبه‌رویم ايستاده است. مدت‌هاست روبه روي من ايستاده. قصد رفتن هم ندارد. گوشه پايش هم ترک‌خورده  اما باز ايستاده. چرا آن‌قدر بی‌تفاوت است؟ می‌ایستد و زير این‌همه بار فرو نمی‌ریزد. شمع را می گيرانم روي ميز، آخرين شمع خانه است، گوشم را كه نزديك شمع مي‌برم، صداي ناله سوختن و آب شدنش را مي‌شنوم، و صداي پت‌پت آرام شعله را. حتما اين هم سرنوشت شمع است كه به جرم روشنايي قطره قطره آب مي‌شود. شمع را ثابت مي‌گذارم. جلوتر از شمع اجسام را مي‌چينم. مجسمه فرشته‌ام كه سایه‌اش بر ديوار می‌افتد انگار بال‌هایش تكان مي‌خورند، مي‌رقصند. انگار چرخ مي‌زند. سايه قلم‌دان روي ميز، با دو مداد شكسته و روان نويس خشك شده‌اش، انگار دلقكي است  با شلوار گشاد با دستاني كه به آسمان بلند كرده، راه رفتن گشاد گشادش، دارد فرشته را كه براي پرواز تلاش مي‌كند تمسخر مي‌كند. و سايه بامبوها بر ديوار، حتماً با ديدن سایه‌شان عاشق آن بامبوهايي می‌شوند كه بر ديوار تا سقف كشيده شده‌اند و آرزو مي‌كردند كاش مثل آن‌ها بزرگ مي‌شدند. رنگشان هم كه سياه شد و سبز نماند هم كه مهم نيست. دوست دارند آن‌ها را در آغوش مي‌گرفتند. سايه انگشتانم کشیده‌تر و ساعدم كه تا سقف كشيده مي‌توانش كرد، و لمس سايه انگشتانم روي ديوار و ترك‌هاي شیب‌دارش، و نوازش سايه قاب‌هاي روي ديوار. اين عادت شبانه من  است كه هر شب با نور شمع، سایه‌دستانم قاب‌هايت را روي ديوار لمس كنند... موهايت در قاب، چشمانت، لبانت، گونه‌هايت و لمس لحظه‌لحظه نفس‌هايت در قاب با سايه سرانگشتانم.

شعله شمع با پت‌پتی خاموش می‌شود، سایه‌ها بر ديوار رنگ مي‌بازند. تا صبح خيره به ديوار مي‌مانم، تا آفتاب. آفتاب كه بيايد ديگر نظم سایه‌ها در خانه دست من نيست. اتاق كه روشن می‌شود، سایه بامبو‌ها به همان اندازه‌ي قامت خودشان است، گاه براي آشكار شدن دروغ سايه‌ها بايد به آفتاب پناه برد. بامبو‌ها ديگر دليلي نمی‌بینند براي اينكه عاشق سايه‌ها شوند و سر بر شانه سایه‌شان بگذارند. ديوار روشن مي‌شود، حتي ترك‌هايش. اما سايه برجای‌مانده قاب‌هاي عكس‌هايت، كه با خودت بردي، در روشنايي هم بر ديوار سايه انداخته. چه شمعي باشد چه نباشد، بی‌نور يا با نور، سايه مدامش بر ديوار تا هميشه مانده و مي‌ماند. چه حس دارد اين ديوار، خسته نمي‌شود؟ تا كي تاب ايستادن دارد زير بار اين همه سنگيني سايه‌ها؟

 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

  • مهمان (دیبا)

    از زبان جالبی اسفاده کردی که متن را خیلی جذاب کرده. بازی با سایه ها واقعا زیبا بود.

  • مهمان (ن. نیلوفر)

    تخیل قابل تحسینی دارید و با کلمات بسیار هنرمندانه بازی می کنید . .. درود بر نویسنده جوان

  • مهمان (ژاله)

    بسیار زیبا و پر احساس تنهایی را به تصویر کشیدید تنهایی که با قدرت ذهن بوسیله کمترین ها سعی در پر کردنش داشتید استعاره تان واقعا زیبا بود و در آخر پایداری دیوار نشانه استقامت خود تون در برابر ..

  • مهمان (ژاله)

    بسیار زیبا تنهایی رو به تصویر کشیدید با استفاده از کمترین ها تنهایی رو به اعماق فرستادید سایه ها رو مسخر خویش ساختید و چه زیبا ایستادگی دیوار رو در برابر ناملایمات مثال زدید و قدرتش رو در برابر سایه ها..

  • مهمان (سهیلا)

    اشیاء ، شعله ی شمع ، سایه ها و دیوار ... و آفتاب عناصر و بن مایه های قدرتمندی هستند که قدرت انتخاب را به خواننده میدهند .که یا خود ،به باور حقیقت حضور سایه ها،حرکت بعدی سایه اش را کنترل کند و یا به قول نویسنده ،" گاه برای آشکار شدن دروغ سایه ها باید به آفتاب پناه برد ."
    سپاس از آقای بهاج عزیز

اضافه کردن نظر

بازدیدکنندگان

در حال حاضر 45 میهمان و بدون عضو در حال بازدید از سایت هستند

آگهی متنی

   مسئولیت نوشته ها به عهده ی خود نویسنده است و سایت مرور هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

مهرآوران

 هاست  ، دامنه ، طراحی سایت 

HTTP://MEHRAVARAN.COM

  


 بیست داستان کوتاه از ۱۶ تن از داستان نویسان معاصر

یتhttp://www.epubfa.ir/?p=79

 

 زنان داستان نویس ایران در سایت امازون

با ترجمه امیر مرعشی

https://www.amazon.com/Alive-Kicking-collection-Contemporary-Iranian/dp/1544022727/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1488605449&sr=8-1&keywords=mitra+dava

 

 

مرفی /  بکت / سهیل سمی / ققنوس

 

 

بالزن ها / محمد رضا کاتب / نشر ققنوس .هیلا

 

 

 

با عزیز جان در عزیزیه /  فرخنده اقایی / نشر ققنوس

 

رمان «چرا زن‌ها گریه می‌کنند» نوشته رُنه ژان‌کلو با ترجمه عظیم جابری
نشر افراز . 
 

 

مجموعه چهار جلدی شناختنامه ادبیات ایران

جواد اسحاقیان /  نشر نگاه

 

چرا اخرین درنا باز می گردد

شمس آقاجانی

 

اکواریوم شماره چهار / میترا داور / نشر اموت