Strict Standards: Declaration of fa_IRDate::calendar() should be compatible with JDate::calendar($format, $local = false, $translate = true) in /home/morourir/public_html/language/fa-IR/fa-IR.localise.php on line 0

Strict Standards: mktime(): You should be using the time() function instead in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 32

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 28

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 120

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 123

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 46

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 106
مرور :: ادبیات - سفر
پنجشنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۸

اخبار فرهنگی ایسنا

ایسنا

فرهنگی و هنری > ادبیات و کتاب

 

 

 

 

 

 

 

 دو روز است که درراهم

مهدیس توکل

شکل آن شکل نیم کره ای تقریبا کامل است . فکر می کردم جای راحت تری باشد ، اگر مربع بود بهتر بود . بالاخره چهارشنبه  رسید ، یک ماهی بود که منتظر این روز بودم . دو هفته ی پیش خرده ریزهایی که فکر می کردم لازم می شود را  خریدم . قدم هایم سنگین شده و چشمانم بیشتر در حفره ی خودش فرو رفته است . اما خوب شد ، دیگر نیازی نیست که خودم قدم بردارم و نیرو برای ادامه راه را می توانم ذخیره کنم .

از هفته پیش هر کس که احوالم را پرسید گفتم به زودی عازم سفر هستم . نمی دانم چرا باورش برایشان سخت بود ! قول هایی دادم و قول هایی گرفتم .

 هنوز هم فکر نمی کنم در این سفر به تاریکی برسم ،  گاهی از تونلی تاریک رد می شوی و به روشنایی می رسی . کارهایم زودتر از آنچه تصور می کردم انجام شد . قطعا سرعت نور که می گویند در این سفر دخیل بوده است .

لحظه ای پیش خداحافظی کردم و الان در راهم ، با اینکه اطرافم تاریک است اما مقصد چیزی جز روشنایی نیست . دیگر عرصه بر من تنگ شده بود  . الان دو روز است که در راهم و را ه رسیدن طولانی ،  باید تاب بیاورم تا به آرامشی که منتظرش بودم برسم .  

با مرتضی که صحبت کردم  گفت بعد از رفتن من ، شلنگ آورده اند و کف خانه را شسته اند .  فکر می کنند آب همه چیز را پاک  می کند  . گفتم  آینه های روی دیوار را هم به پشت آویزان کنید !

 آینه ها را جمع کردند ، اما می دانم یک روز در انتهای همین تونل رودرروی هم خواهیم ایستاد ... ان روز دیر نیست !

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

بارگذاری نظرات قدیمی تر
  • مهمان (مهدیس توکل)

    در پاسخ به: مهمان (ن. نیلوفر)

    سپاس گذارم .

  • مهمان (امير بهاج)

    درود
    آرام و آشنا... خواننده در آرامش متن احساس خوشي دارد.. شادزي

  • مهمان (مهدیس توکل)

    در پاسخ به: مهمان (امير بهاج)

    بسیار سپاسگذارم

  • مهمان (ارزو)

    عالی بود قلم قشنگی دارید موفق باشید

  • مهمان (مهدیس توکل)

    در پاسخ به: مهمان (ارزو)

    بسیار سپاس گذارم

  • مهمان (امیرحسین تیکنی)

    درود بر شما. داستان کوتاه خوبی بود. می توانست کوتاه تر هم باشد ، پاراگراف پنجم ( مرتضا) بهترین جای داستان بود به نظر من.

  • مهمان (مهدیس توکل)

    در پاسخ به: مهمان (امیرحسین تیکنی)

    درود بر شما
    ممنون از راهنمایی و نظر شما . امیدوارم شایسته این تشویق باشم .

  • مهمان (ب -مخلصي)

    سلام مثل تمام كارهاي ديگرت عالي . متني زيبا و پرمعنا

  • مهمان (پویا)

    نوشته ای خوب بود ولی با آوردن نام کسی (آنهم یک نام تازی، برای من) یک دست انداز تند و تیزی بود که مرا از هموار بودن داستانک شما بیرون کشید.
    پویا میرچی از وین

  • مهمان (سهیلا)

    گفتم آینه های روی دیار را هم به پشت آویزان کنید... تصویر زیبائی از مرگ دادید . سپاس .

اضافه کردن نظر

بازدیدکنندگان

در حال حاضر 50 میهمان و بدون عضو در حال بازدید از سایت هستند

آگهی متنی

   مسئولیت نوشته ها به عهده ی خود نویسنده است و سایت مرور هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

مهرآوران

 هاست  ، دامنه ، طراحی سایت 

HTTP://MEHRAVARAN.COM

  


 بیست داستان کوتاه از ۱۶ تن از داستان نویسان معاصر

یتhttp://www.epubfa.ir/?p=79

 

 زنان داستان نویس ایران در سایت امازون

با ترجمه امیر مرعشی

https://www.amazon.com/Alive-Kicking-collection-Contemporary-Iranian/dp/1544022727/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1488605449&sr=8-1&keywords=mitra+dava

 

 

مرفی /  بکت / سهیل سمی / ققنوس

 

 

بالزن ها / محمد رضا کاتب / نشر ققنوس .هیلا

 

 

 

با عزیز جان در عزیزیه /  فرخنده اقایی / نشر ققنوس

 

رمان «چرا زن‌ها گریه می‌کنند» نوشته رُنه ژان‌کلو با ترجمه عظیم جابری
نشر افراز . 
 

 

مجموعه چهار جلدی شناختنامه ادبیات ایران

جواد اسحاقیان /  نشر نگاه

 

چرا اخرین درنا باز می گردد

شمس آقاجانی

 

اکواریوم شماره چهار / میترا داور / نشر اموت