Strict Standards: Declaration of fa_IRDate::calendar() should be compatible with JDate::calendar($format, $local = false, $translate = true) in /home/morourir/public_html/language/fa-IR/fa-IR.localise.php on line 0

Strict Standards: mktime(): You should be using the time() function instead in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 32

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 28

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 120

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 123

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 46

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 106
مرور :: ادبیات - مروری بر کتاب پیراهنی برای پل سفید
سه شنبه, ۲۹ مرداد ۱۳۹۸

اخبار فرهنگی ایسنا

ایسنا

فرهنگی و هنری > ادبیات و کتاب

 

 سریا داودی حموله // سعید  سروش راد در مجموعه ی «پیراهنی برای پل سفید»

 

ـ چه قدر نیامده ای؟/ من نگران ساعت سالخورده ای هستم/ که بر سینه دیوار زنگ می زند/ یادت هست؟/ همان روزِ تا همیشه خوب را می گویم/ آن روز کارون یک لحظه در چشم های تو ایستاد/ و حالا سال هاست بر شانه های من/ که از پتک نگاه تو شکسته اند/ سنگینی می کند/ یادت هست؟/همان عصرِ باران ریز را می گویم/ آن روز ناگهان/ یک نفر تمامِ دست های تو را به من هدیه داد/ من البته باور نکردم/ اما چشم هایم به دست های تو بود/ دست هایم را به خیابان سپردی؟/«پیراهنی برای پل سفید»

 

سعید سروش راد در «پیراهنی برای پل سفید»[1]با تلفیق آشنایی زدایی های «لفظی ـ معنایی» و گسسته گی های مضمونی به سمت «من»گویی های تقابلی می رود و با حضور فعال«منِ» انسانی عرصه های مختلف فردی و اجتماعی را به هم ارتباط می دهد.

 

هنجار شکنی ها در محدوده ی بازی های زبانی نمود بارز دارد، حس آمیزی های عینی،توصیف های تشبیهی،بافتار زبانی و فضا پردازی های ساختاری به شعر ها تشخص می بخشد. تصاویر روایی به ظاهر از هم گسیخته  از جاذبه های تکنیکی و فرمی بی بهره نیست:

 

ـ درست است که من انسان کوچکی هستم/ اما برای گریه بهانه های بزرگی دارم/ آن طور که با کلنگ هم به جان دلتنگی ام بیفتی/ یک ذره اش کنده نمی شود./ ^^^چشم باز کردم/ دنیا از در دشمنی آمده بود/ زندگی مرد می خواست/ من اما/ فقط من بودم(دو حرف ساده و کوچک)/گفتند با زندگی ات قدم بزن/گفتم چه جوری؟/ پای دل شکسته را گِل هم نمی شود گرفت/آن وقت من با این دست های خالی/چطور از خودم بیرون بزنم؟/«پیراهنی برای پل سفید»

 

تلفیق موتیف های«مرگ ـ عشق» و «هستی ـ نیستی»ذهنیت مخاطب را تحت تاثیر استه تیک های مختلط قرار می دهد،آن چنان که دو محور غلبه ی« خرد بر دیوانگی» و  غلبه ی «دیوانگی بر خرد» در بندها  نمود بارز دارند.

 

در حوزه ی ذهن و زبانی،آشنایی زدایی های معنایی کارآمد تر از عناصر دیگر جلوه می کند، حادثه مندی در ساختار زبان نوعی گسست است که راوی با تصرف در فرم،آن را مشرط می کند.اتفاقاتی که در زبان ساختاری رخ می دهد، سرشار از تناقض و آشفتگی است.

 

شاعر با تلفیق سطرهای انتزاعی و عینی نوعی سازش توامان بین فرم و محتوا به وجود آورده است.فضای« ذهن ـ عین» بازتاب حالات آنی و انعکاسی از تناظرهای دیالکتیکی است:

 

ـ از ادامه ی آمدن می آمدی/ نوعی از چشم ها مال تو بودند/ و من با میز به توافق قبلی رسیده بودم/ گفتی در پستوی اتاقی راه راه زندانی کوچکی هستی/ گفتم می شود خیلی چیزهای بزرگ را برداشت/ پشت یک پرده گذاشت/ از حرف های خاله زنکی/ تا بوسه هایی با طعم خیار تلخ/ از یک صبح ناشتا نخورده/^^^در خستگی ام فکرهای زیادی ریخته/ اما می شود لای هر چیز/ مثل روسری که خوشکل به سرت می افتاد/از موهای تو بیرون زد./ «پیراهنی برای پل سفید»

 

بنا بر اصول زیباشناختی «شعر ـ نثر » ها وجه مبالغه آمیزی از عینیت گرایی و هستمندی دارند و منطق استنتاج قیاسی بر  سطر ها حاکم است.تناقض و پارادوکس،تصاویر روایی،بازی های کلامی، وجوه غالب شعرهاست.تصاویرروایی در محوریت حس آمیزی های پارادوکسی، توصیفات تشبیهی ،تشخیص ،اغراق و نوستالژیک سرایی فرم می گیرد.

 

  چالش با طبیعت هم بسته ی مفاهیم تجریدی است که راوی با تغییر ابژه ها ترفندهای بدیعی ایجاد کرده است، ایهام نهفته در شعرها چشم اندازی «نزدیک ـ دور» به آنچه باید باشد و نیست،هست.

 

با ترکیب واژگانی و ثبت تصاویر استعاری چون«آویزان ِ خودم بوده ام»،«دست هایم را به روسرس تو می سپردم»، «کفش ها در حاشیه ی نیامدنت نشسته اند»،«کارون یک لحظه در چشم های تو ایستاد» و...به تعابیری  نوآوری می رسد تا رابطه ی دیالکتیکی برقرار می کند که با توجه به فرمِ زبانی، این دلالت های استعاری عمومیتی فراگیر دارند.

 

هستی، اشیا  و پدیده ها در هاله ای از آشنایی زدایی(defamiliarization) های« لفظی ـ معنایی» تنیده شده اند،شعر با تلفیق سطرهای همگون و ناهمگون به سمت پراکنده گویی های معنایی می رود و با اِلمان و عناصر زمانی حال و آینده وارد حصارهای روایتی می شود تا زبان ساختاری به آهسته گی شکل بگیرد.زبانیت باعث آشنایی زدایی و هنجارگریزی می شود:

 

ـ من تنها چند نفرم/ خیره در خودم/ از قراری که معلوم نیست/ دست های کسی در مجهولاتم پیدا شده/ پس قضاوت با کسی است/ که دست هایش را روی سقف شکم بگذارد/ و از ارتفاع خنده ای بلند خودش را پرت کند./«پیراهنی برای پل سفید»

 

ساختار عمودی (ایجازمندی) شعرها در پیچ و خم های تصاویر روایی نمود برجسته ای دارد و شاعر با بهره مندی از کنایه، تمثل و نماد تنوعی در زاویه دید بوجود می آورد.تلفیق انتزاع و عینیت مندی(اوبژکتال) نشان از تناقص های پارادوکسیکال دارد و ذهن «دراماتیک ـ نمایشی» با روایت های دانای کل در آمیخته است.

 

تصاویر روایی هم بسته ی حس های نوستالژیکی است، همذات پنداری  به علت بومی گرایی و استفاده از ابژه های  بومی و اقلیمی است.کنش مندی شعرها هم پیوند روایت های «دراماتیک ـ تراژیک»  از « پل سفید،اهوازی،کارون،خلیج،نادری،بیست و چهار متری،گلستان...» است.

 

شاعر با همواری ذهن و زبان به دنبال روایت ساده از هستی و پدیده ها است.آن چنان که با خلق تصاویر روایی،اغراق در حس آمیزی،لحن منعطف به سمت رئالیسمِ رمانتیسمی می رود:

 

ـ من کنارِ خودم ایستاده ام/ در منظره ی تلخی که واقعی است/ و از این آسمانِ مثل وعده هایش تو خالی دیگر بدم می آید/فعلن این آخرین حرف من است/ تا اطلاع ثانوی به تعطیلی ملایمی می روم./«پیراهنی برای پل سفید»

 

از لحاظ ساختاری«پیراهنی برای پل سفید» روایت های متعارفی از رویدادهای و حادثه های اجتماعی و فردی است.

 

مرجع زبان هستی،طبیعت، پدیده ها و اشیا هستند،شاعر با ثبت انگاره های تصویری، اِلمان و عناصر زیبایی شناختی، سعی دارد از ابژه ها رازگشایی کند.بازنمایی رنج و درد های انسانی همراستای دیالکتیک فراشخصی می باشد،نوعی از جانشین سازی های استعاری که هم بسته ی لایه های چند وجهی (چند روایتی) است.

 

واقعیت های عینی( بیرونی) با ساختار فرمی دچار چالش و تضاد می باشد،به طوری که وقتی شاعر به فرم می پردازد، مضمون را از دست می دهد،و وقتی به مضمون می پردازد، فرم کمرنگ جلوه می کند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



[1] پیراهنی برای پل سفید،نشر بوتیمار،چاپ اول 1392

 

 

 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

اضافه کردن نظر

بازدیدکنندگان

در حال حاضر 45 میهمان و بدون عضو در حال بازدید از سایت هستند

آگهی متنی

   مسئولیت نوشته ها به عهده ی خود نویسنده است و سایت مرور هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

مهرآوران

 هاست  ، دامنه ، طراحی سایت 

HTTP://MEHRAVARAN.COM

  


 بیست داستان کوتاه از ۱۶ تن از داستان نویسان معاصر

یتhttp://www.epubfa.ir/?p=79

 

 زنان داستان نویس ایران در سایت امازون

با ترجمه امیر مرعشی

https://www.amazon.com/Alive-Kicking-collection-Contemporary-Iranian/dp/1544022727/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1488605449&sr=8-1&keywords=mitra+dava

 

 

مرفی /  بکت / سهیل سمی / ققنوس

 

 

بالزن ها / محمد رضا کاتب / نشر ققنوس .هیلا

 

 

 

با عزیز جان در عزیزیه /  فرخنده اقایی / نشر ققنوس

 

رمان «چرا زن‌ها گریه می‌کنند» نوشته رُنه ژان‌کلو با ترجمه عظیم جابری
نشر افراز . 
 

 

مجموعه چهار جلدی شناختنامه ادبیات ایران

جواد اسحاقیان /  نشر نگاه

 

چرا اخرین درنا باز می گردد

شمس آقاجانی

 

اکواریوم شماره چهار / میترا داور / نشر اموت