Strict Standards: Declaration of fa_IRDate::calendar() should be compatible with JDate::calendar($format, $local = false, $translate = true) in /home/morourir/public_html/language/fa-IR/fa-IR.localise.php on line 0

Strict Standards: mktime(): You should be using the time() function instead in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 32

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 28

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 120

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 123

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 46

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 106
مرور :: ادبیات - داستان ماشین تحریر من ترجمه: احمد اخوت
پنجشنبه, ۰۲ خرداد ۱۳۹۸

اخبار فرهنگی ایسنا

ایسنا

فرهنگی و هنری > ادبیات و کتاب

  مروری بر کتاب داستان ماشین تحریر من

ترجمه: احمد اخوت /      رحمان چوپانی

بعد از قلم، یا در کنار قلم، تایپ رایترها(Typewriter) همراهان قدیمی نویسندگانند. تا قبل از آن که رایانه ها پا به اتاق کار نویسندگان بگذارند، این ماشین های تحریر بودند که در کنار نویسندگان شاهد خلقِ حرف حرف و کلمه کلمه ی آثار آنان بودند. «داستان ماشین تحریر من» که به تازگی با ترجمه ی احمد اخوت و به همت نشر فردا به بازار کتاب آمده، به این همراه و همدم همیشگی جان دوباره ای بخشیده و از حس و حال نویسندگان در زمان کار با آن گفته است.«داستان ماشین تحریرمن» با داستانی از پل استر(نویسنده ی آمریکایی) آغاز و با گفت و گویی با همین نویسنده به پایان می رسد.به جز پل استر، مارک تواین، رابرت مسنجر، ماتیو سولان، مارتین هایدگر و احمد اخوت(مترجم کتاب) نیز از این ابزار در معرض خطر، گفته اند و نوشته اند.عکس هایی از نویسندگان در کنار ماشین تحریرشان در کتاب منتشر شده که خواننده را با دغدغه و علاقه ی آن ها نسبت به این ماشین پرکار و پر سروصدا  بیشترهمراه می کند. و عجیب این که هیچ کدام از آن ها چه مارک تواین که می گویند؛ اولین نویسنده ای است که رمان خود را تایپ شده به ناشر سپرد (و چه بسا ناشر که از رنج و زحمت حروف چینی آسوده شده بود، ذوق زده شده بود)، تا دیگرانی که در کنار ماشین تحریرهای قدیمی از رایانه هم استفاده می کنند، همه از این ماشین کُند نویس و پر سرو صدا راضی اند و از او به خوبی مراقبت می کنند.تعمیرش می کنند و همیشه نوار تایپ و چند قطعه ی یدکی آن را برای روز مبادا ذخیره می کنند. آن ها باور دارند که این ماشین( با این که ماشین است و پدیده ای که بین  نویسنده و نوشته اش فاصله می اندازد.) حس و لذتی که از سیاه شدن کاغذ سپید به وقت نوشتن به نویسنده دست می دهد را از بین نمی برد. لذتی که با روی کارآمدن رایانه ها از میان رفت. نویسنده بعد از تایپ کردن یک صفحه با ماشین تحریر، کاغذ سیاهی پیش روی خود می بیند.کاغذ سیاهی که نویسنده را به پایان نوشتن اثر یک صفحه نزدیک تر کرده.

احمد اخوت در این کتاب،  داستان خاطره ای هم از ماشین تحریر خودش آورده. یک ماشین تحریر نقره ای رنگِ رمینگتون، مدل سال 1960 که تا به اتاق کار او برسد، راه پرحرف و کلمه ای را پشت سر گذاشته. او پس از مدتی همراهی با این ماشین، یاد می گیرد که چگونه شب در تاریکی با چراغ قوه به نوار تایپ آن نور بتاباند و پشت آن یک صفحه ی سفید بگیرد و نوشته های روی نوار را بخواند.

کتاب«داستان ماشین تحریر من»با گفت و گوی مفصل میشل کونتات با پل استر پیرامون «نسخه ی کتابی دستنوشت» به پایان می رسد. دست نوشته هایی که باحاشیه ها و زیر نویسی ها و خط خطی کردن ها به کنجکاوی های ما در مورد چگونگی به وجود آمدن این شخصیت یا آن فضا  در یک اثر، پاسخی لذت بخش و دقیق و صادقانه می دهند.  ،لذتی که فن آوری با همه ی توانایی از ثبت و ضبط آن ناتوان است، همان فن آوری که هایدگر می گفت:«در تاریخ ما سنگر بسته است.»

احمد اخوت، ترجمه ی کتاب« داستان ماشین تحریر من» را به آخرین ها تقدیم کرده است. «موجوداتِ در خطر نابودی» نویسندگان و اهالی قلمی که آثار خود را با دست می نویسند و «معدود نویسندگان ماشین نویس» همان ها که خط و ربط نوشتن را به نسلی که امروز با رایانه می نویسد آموخت. من هم با احترام به همان قدیمی ها این یادداشت را به پایان می برم.

                                                                                                                           رحمان چوپانی

                                                                                                                        آذر ماه 93

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

اضافه کردن نظر

بازدیدکنندگان

در حال حاضر 72 میهمان و بدون عضو در حال بازدید از سایت هستند

آگهی متنی

   مسئولیت نوشته ها به عهده ی خود نویسنده است و سایت مرور هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

مهرآوران

 هاست  ، دامنه ، طراحی سایت 

HTTP://MEHRAVARAN.COM

  


 بیست داستان کوتاه از ۱۶ تن از داستان نویسان معاصر

یتhttp://www.epubfa.ir/?p=79

 

 زنان داستان نویس ایران در سایت امازون

با ترجمه امیر مرعشی

https://www.amazon.com/Alive-Kicking-collection-Contemporary-Iranian/dp/1544022727/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1488605449&sr=8-1&keywords=mitra+dava

 

 

مرفی /  بکت / سهیل سمی / ققنوس

 

 

بالزن ها / محمد رضا کاتب / نشر ققنوس .هیلا

 

 

 

با عزیز جان در عزیزیه /  فرخنده اقایی / نشر ققنوس

 

رمان «چرا زن‌ها گریه می‌کنند» نوشته رُنه ژان‌کلو با ترجمه عظیم جابری
نشر افراز . 
 

 

مجموعه چهار جلدی شناختنامه ادبیات ایران

جواد اسحاقیان /  نشر نگاه

 

چرا اخرین درنا باز می گردد

شمس آقاجانی

 

اکواریوم شماره چهار / میترا داور / نشر اموت