Strict Standards: Declaration of fa_IRDate::calendar() should be compatible with JDate::calendar($format, $local = false, $translate = true) in /home/morourir/public_html/language/fa-IR/fa-IR.localise.php on line 0

Strict Standards: mktime(): You should be using the time() function instead in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 32

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 28

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 120

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 123

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 46

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 106
مرور :: ادبیات - بهرام صادقي، پيشگام يا همگام با ادبيات پست مدرن جهان
سه شنبه, ۲۹ مرداد ۱۳۹۸

اخبار فرهنگی ایسنا

ایسنا

فرهنگی و هنری > ادبیات و کتاب

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بهرام صادقي،  همگام با ادبيات پست مدرن جهان

 دكتر منوچهر تشكري

 عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد چمران اهواز

 سارا رفيعي*

  این ایمیل آدرس توسط سیستم ضد اسپم محافظت شده است. شما میباید جاوا اسکریپت خود را فعال نمایید

چكيده

بهرام صادقي از نويسندگان برجسته ي معاصر،آثاري به شيوه هايي نوين،ازخود برجاي گذاشته است .اين آثار به دليل به كار گرفتن اكثر اصول داستان هاي مدرن وپست مدرن ،قابليت بررسي از اين ديدگاه را داراست.نگارنده در اين جستار ،در حين ذكر كردن برخي از مشخصه هاي داستان هاي مدرن وپست مدرن ،داستان هايي از صادقي كه اين ويژگي ها در آن ها ديده مي شود ،به عنوان نمونه آورده شده است.درپايان به اين مساله اشاره شده است كه صادقي پيشگام در ادبيات پست مدرن ايران وهمگام باداستان نويسان پست مدرن جهان،داستان هايي با سبك وشيوه ي آن ها نوشته است.

كليده واژه: بهرام،صادقي،داستان،پست مدرن،مدرن

مقدمه:

بهرام صادقي با نام مستعار صهبا مقداري(1315-1363) يكي از داستان نويسان و طنز پردازان صاحب سبك و برجستهي معاصر ايران است كه، توانست با نوشتن مجموعهي داستان « سنگر و قمقمه هاي خالي» جايگاه والايي در ادبيات معاصر ايران به خود اختصاص دهد و با نوشتن داستان بلند «ملكوت» با نويسندهيي چون كافكا قياس شود و سالها از ادبيات داستاني زمان خود پيش باشد.

صادقي در دوراني كه كمتر كسي در ايران، اطلاعي از رمان نو و جنبشهاي متفاوت اين چنيني در داستان نويسي داشت، برخي از متفاوت ترين و مدرنترين داستانهاي ايراني را خلق كرده است. اين داستانها از فرمه ايي برخورداربودند كه سالها پس از نوشته شدن نيز توسط نويسندگان و منتقدان مورد توجه قرار گرفتند. وي با به كارگيري شيوههاي جديد نوشتاري منطبق با شرايط نو اجتماعي از اصول داستانهاي سنتي و قراردادي ميگريزد و  به شيوهي مدرن داستان مينويسد. صادقي در هر داستان به تجربهي معنايي، زباني و شكلي تازهاي دست ميزند؛ چنين است كه هر داستانش با داستان ديگرش تفاوت دارد. داستانهاي او، استثناهايي هستند كه هر بار ذهن خواننده را به چالشي تازه ميكشند، از اين رو روند آشنايي زدايي مدام تكرار ميشود(مير عابديني،1390). صادقي  فقط در دو داستان اوليهاش «فردا در راه است» و« گردهم» معيارها و قرار دادهاي متعارف داستان كوتاه سنتي را به كاربرده است. او در اين دو داستان با ايجاد كشش و كشمكش، طرح داستان را گسترش داده است تا داستان را به اوج و گشايش نهايي برساند. نويسنده پس از نوشتن اين داستانها، رويهاش را تغيير ميدهد و به نوشتن داستانهايي با درگيريهاي رواني و ذهني در قالب و تكنيكي نو روي ميآورد.

جلوه هايي ازاصول داستان نويسي پست مدرن در آثارصادقي

صادقي سعي دارد، مسائل ذهني شخصيتهايش را با وسواس زياد در ساختارهايي متناسب با مضمون، قرار بدهد. تا بدين ترتيب به فرم و ساختار داستانهايش و به كارگيري تكنيكهاي جديد اهميت داده شود. علاوه بر اين ها صادقي با ابتكارات و نوآوريهاي ديگري نيز داستانش را به اعتلاء ميرساند و راهي متفاوت با نويسندگان هم دورهاش در پيش ميگيرد. ايجاد فضاهاي وهمآور و رمز آميز، احتراز از طرحهاي سنتي، اهميت دادن به شخصيت پردازي به جاي حادثه پردازي و درعين حال شكستن كليشههاي موجود در شخصيتها از مشخصههاي داستاني او ميباشد.

در كل ميتوان گفت ساختار و محتواي داستانهاي وي با مولفههاي داستان مدرن و با تأييد بيشتر بر مدرن، با پست مدرن قابل تطبيق و تحليل ميباشد. از آنجا كه پست مدرنها اصول و معيارهاي داستان مدرن را به كار ميگيرند و در واقع برنامه هاي آنها را به حد اعلاي منطقي و مشكوكش ميرسانند(يزدانجو،133 :1381) بنابراين اصول داستانهاي مدرن و پست مدرن در بسياري موارد، مشابه و مشترك به كار برده شده است. بنابراين برخي از مشخصههاي مدرن و پست مدرن در اين جستار به صورت مشترك گردآوري و براساس اين مولفهها به بررسي و تطبيق برخي از داستانهاي بهرام صادقي پرداخته شده است.

جلوه هايي ازاصول داستان نويسي پست مدرن در آثارصادقي

«در داستانهاي مدرن شيوهي خطي و شرح زمان تقويمي وسير حوادث در آن، به كناري گذاشته و زاويه هايديد چندگانه شدهاند.»(بيات، 27 :1387)

صادقي اين اصل را در داستانهايش به ويژه داستان «خواب خون» به كار برده است. نويسنده در داستان «خواب خون» ميان راوي و قهرمان داستان ارتباط برقرار ميكند، در واقع اين راوي است كه قهرمان را وارد زندگي و داستان خود ميكند، در پايان شخصيت خيالي (مخلوق راوي) با خود راوي يكي ميشوندكه قاتل مرد دراز قدي در نانوايي هستند.در اين داستان واقعيت و تخيل( جهان داستاني و جهان واقعي) در متني سيال و مه آلود چون خواب است.

«اين داستان، مانند اغلب داستانهاي نو، روايتي از روند روايتگري است.»(ميرعابديني،563: 1383 ) نويسنده در داستان «خواب خون» از شيوهي آفرينش قهرمان داستان، به دست راوي، استفاده كرده است. حوادث و ماجراهاي داستان به ترتيب و طبق نظم داستان سنتي قرار نگرفتهاند و خواننده را به سمت نوعي گيجي و ابهام سوق ميدهند.

نويسندهي مذكور در داستانهاي ديگرش نيز، با به كارگيري قالبهاي جديد و سبك تازه در، جهان معاصربي نظم وپراز آشوب خود را كه حاصل آشفتگيها و سركوبهاي پس از كودتاي بيست و هشت مرداد ميباشدرا، به تصوير كشيده است.

در داستان «آقاي نويسنده تازه كار است»، شيوهي جديد نوشتاري براي بيان مطلب خود استفاده شده است. نويسنده در اين داستان به نقد روي ميآورد و درحين نوشتن داستان، آن را نيز نقد ميكند. در اين داستان، سه راوي ، هم زمان سه داستان را از زاويه هاي ديد متفاوتي بيان ميكنند كه درخلال گفتگوهاي آن ها داستان واقعي آقاي "سبز علي" شكل ميگيرد. سه راوي داستان، نويسنده، منتقدوديگري راوي اصلي داستان است كه در بخش اول، ماجرارا گزارش ميدهد.منتقد و نويسنده در بين صحبتهايشان طرحهاي قراردادي وسنتي، شخصيتهايي كليشهاي و تيپيك را به باد سخره و استهزا ميگيرند. همين داستان ميتواند نشان دهنده اين باشد كه صادقي راهش را از نويسندگان سنتي جدا كرده واز آنها فاصله گرفته و به شيوهي نويسندگان نو داستان مينويسد.

در داستان «آقاي نويسنده تازه كار است»، اصول داستان پست مدرن به كار رفته است: از جمله اين اصول «ضدخطي بودن است»؛ بدين معني كه سير ماجرا و حوادث داستان مشخص و تنظيم شده نيست(داد،98 :1383). راوي سه داستان متفاوت كه در زمانهاي مختلفي رخ داده اند را، هم زمان روايت ميكند، بنابراين زمان حال و گذشته با هم در تداخلاند. همچنين شخصيتهاي داستان خلاف روال داستانهاي سنتي به گفتگو با هم ميپردازند و حاصل اين گفتگو، آفرينش داستاني جديد است. «بيزاري از شخصيت پردازي قرار دادي» از ديگر اصول داستانهاي پست مدرن ميباشد كه در «داستان آقاي نويسنده تازه كار است نمود يافته است، چنان كه شخصيت اصلي داستان، سبز علي، شخصيتي خيالي است كه ساختهي تخيل نويسنده ميباشد، از جهتي منتقد نيز دائم او را به رشتهي نقد و تحليل مي كشد و طبق نظر خودش او را(سبزعلي) تغيير ميدهد؛ بنابراين نميتوان سبز علي را شخصيت كليشهاي و نمايندهي تيپ خاصي دانست. همچنين در اين داستان از طرح ريزي علت و معلولي به شيوهي داستانهاي سنتي احتراز و شيوهي جديدي برگزيده شده است. «هر چند داستان"آقاي نويسنده تازه كار است"، داراي كنش و تنش ميباشد، اما اين تنش در طرح ماجرا نيست. ماجرا و طرح داستان را نحوه ي برداشت شخصيتها از ماجرا به وجود ميآورند.» (محمودي، 148: 1377)

از ويژگيهاي بارز داستان پست مدرن همچنين ميتوان به «آشنايي زدايي»، «فرجام گريزي» اشاره كرد. ادبيات پست مدرن فرجام قطعي داستان را به سخره ميگيرد و اين سنت را بيمعني و پوچ تلقي ميكند.(بيات، 36 :1387)

همان طور كه پيش از اين گفته شد، صادقي نيز در هر داستان، در معني، شكل، فرم به تجربهاي جديد دست ميزند، بدين ترتيب روند آشنايي زدايي را مدام تكرار ميكند.از جمله داستان هايي كه صادقي در آن آشنايي زدايي انجام داده است ؛داستان"باكمال تاسف" است.اودر اين داستان ،رويهاي تازه را وارد داستانش ميكند. طرح اين داستان مانند اكثر داستانهاي مدرن در خدمت و تكامل شخصيت پردازي است و آميزهاي از وقايع عيني و ذهني ميباشد. داستان را تخيلات و كابوسهاي آقاي مستقيم پيش ميبرد، او بيشتر اوقاتش را با خواندن آگهيهاي تسليت روزنامه ميگذارند و تحت تأثير اين آگهيها دائم مرگ خودش را تجسم ميكند. آقاي مستقيم، شخصيت  خيالي داستان، ميان باور و ناباوري دائم در نوسان است اين حالت رابه خواننده نيز القاء ميكند. «راوي در اين داستان گاه نقبي به خواننده ميزند و نيز رواياتي مكرر در خيال ميپرورد».(ميرعابديني،786 :1383)وهمين شيوه

يكي از روش هاي داستان مدرن است كه نويسنده به ذهن خواننده گريزي مي زند وافكاراو را باداستان مي آميزد.

در رابطه با فرجام گريزي بايد گفت كه صادقي پايان داستانهايش را به عهده ي خواننده ميگذارد و آن را در هالهاي از ابهام فرو ميبرد. وي خواننده را به نوعي، معلق نگاه ميدارد، و امكان هر نوع نتيجهگيري قاطعانه را در مورد سرنوشت قهرمان داستانش، از خواننده ميگيرد. "آقاي مستقيم" در داستان "با كمال تأسف"، "مرد وسواسي" در داستان "وسواس"، "كوتوله" در "هفت گيسوي خونين"، همه سرنوشتي پايان ناپذير و نامشخص دارند. همچنين مي توان گفت، شخصيت اصلي داستان پست مدرن ضد قهرماني است كه به ناتواناييهاي خويش وقوف دارد و خود را بازيچهي وقايع نا منتظر زندگي ميداند. شخصيتهاي داستان صادقي نيزمعمولا، آدمهايي توسري خورده، بياراده، و وامانده وعملاً عليلاند كه اعمال و افكارشان منحصر به محدودهي وجودي خودشان ميباشد وجز ضدقهرمان ها محسوب مي شوند(داد،335 :1383). اين شخصيتها، چارهاي جز پناه بردن به دنياي دروني خود نمييابند. به عنوان مثال، ضد قهرمان داستان «كلاف سردرگم»، آن قدر گيج و سردرگم شده است كه

حتي در شناخت هويت خويش نيز عاجز است. در داستان «سنگر و قمقمه هاي خالي»، كمبوجيه، قهرمان داستان براي فرار از واقعيت اطرافش به رويا پردازي و خيال روي ميآورد، در داستان «هفت گيسوي خونين» كوتوله پس از طي مسير پرپيچ و خم و گذر از كوهها و دشتها و مبارزه با دو ديو پر قدرت، دچار سرخوردگي و نااميدي ميشود و تصميم به خودكشي ميگيرد.شخصيتهاي ديگر داستانهاي صادقي، همه در حول محور جنون خودكشي و سردرگمي در گردشاند.

«نويسندهي پست مدرن بر اين امر واقف است كه، داستان باز نمايي توهم از واقعيت است و داستان مدرن ميكوشد، توهمي از واقعيت را ارايه دهد. آنچه داستان مدرن به عنوان بازنمايي واقعيت جهان بيرون محسوب ميكند، توهمي بيش از واقعيت نيست كه براساس پندار نويسنده شكل ميگيرد». (تسليمي،169 : 1387) صادقي در  داستان «تدريس در بهار دل انگيز» مي كوشد تا با ارائهي نمونهي مضحكي از اين توهم در بازنمايي واقعيت، وجود واقعيت را به سخره بگيرد.(ميرعابديني،1383:345) در اين داستان آنچه تصور خواننده از واقعيت است، پنداري بيش نيست. تدريس در بهار دل انگيز، داستان كلاس درسي است. كه بين راوي و خواننده شكل ميگيرد، راوي با رندي تمام، خواننده را در اين توهم قرار ميدهد كه در آفريدن واقعيت بنا به خواستهي خودش دستي دارد، اما راوي كلاس دلخواه خودش را تشكيل ميدهد و روايت خود از كلاس درس را نقل ميكند. بر كل فضاي داستان، فضاي رمزآلود و پراز ابهام حاكم است و خواننده را گيج و متحير ميكند.

نويسندگان پست مدرن به شيوهي روايت نيز در داستان هايشان اهميت ميدهند. در اين داستانها، شيوهي روايت چند صدايي يابه شيوهي جريان سيال ذهن و تك گويي دروني به كار رفته است. صادقي در برخي از داستانهايش، صداي خود را پنهان ميكند و با شيوه ي چند زباني و چند صدايي، به وسيلهي گفتگو ميان شخصيتهاي متفاوت داستان به «تعبير باختين، به متن خصلتي فرا زباني و غير ايدوئولوژيك ميبخشد»(احمدي، 325 : 1386 ). نمونه ي چند صدايي و چند زباني را ميتوان در داستان ، غير منتظر ديد. صادقي با درشت نمودن سخنان هذياني شخصيت ميرزا محمود خان مساوات و گفتگوهاي ابلهانهي دكتر فرنوش با فلور خانم، گفتگوهاي دروني ميرزا محمود خان و همسرش طاووس -كه هر يك لحن و زبان مخصوص خود را دارند- داستان را به سمت چند صدايي و چند زباني سوق ميدهد.

در كل مي توان گفت: صادقي بيشتر مشخصهها و ويژگيهاي داستان پست مدرن را در داستانهايش به كاربرده است. هنگامي كه صادقي، داستانهايي به شيوه ي مدرن و پست مدرن نوشته است، در جهان نيز جنبش داستان و رمان مدرن و پست مدرن، در حال شكلگيري و تكامل بوده است. حسن محمودي در كتاب خون آبي بر زمين نمناك فهرست جالبي از آثار هم دوره صادقي ارائه ميدهد و در ادامه مينويسد:«بهرام صادقي داستانهايش را در سال 1972- 1957 نوشته است. هم زمان با اين سال ها، در جهان داستان ، رويدادهاي مهمي اتفاق ميافتد.

نويسندگان رمان نو و داستان پست مدرن مهمترين آثار خود را در اين دوره مينويسند». (محمودي، 5 : 1377) از

نويسندگان رمان نو، معاصر با بهرام صادقي ،دو راس ساروت، رب گريه، مشيل بارت هستند. براتگين، بارت، بكت، بورخس، ماركز، بارتلمي نيز از بزرگان داستان پست مدرن معاصر با صادقي محسوب ميشوند. بنابراين ميتوان صادقي را پيشگام در ادبيات پست مدرن ايران و هم گام با داستان نويسان پست مدرن جهان دانست. نتيجه با توجه به بررسي هاي انجام شده در اين جستار، ميتوان گفت بهرام صادقي نويسندهي برجستهي دههي سي ، جزء اولين كساني بود كه اصول پست مدرن را وارد ادبيات داستاني ايران كرد. او همگام با نويسندگان پست مدرن جهان، به نوشتن داستانهايي به شيوهي مدرن و پست مدرن پرداخت و توانست در اين زمينه، آثار جاوداني برجاي بگذارد. ضد خطي بودن، آشنايي زدايي، فرجام گريزي و چند صدايي بودن

راوي، از جمله مشخصهها و ويژگيهاي داستان پست مدرن است كه بهرام صادقي در داستانهايش به كاربرده است.

كتابنامه:

- احمدی، بابک ، ساختار و تأويل متن، تهران، مرکز،۱۳۸۶.

- بيات، حسين ، داستان نويسی جريان سيال ذهن، تهران، علمی – فرهنگی،۱۳۸۷.

- تسليمی، علی ، نقد ادبی، تهران، آمه،۱۳۸۷.

- داد،سيما، فرهنگ اصطلاحات ادبی.تهران:مرواريد،۱۳۸۳.

-محمودی، حسن ، خون آبی بر زمين نمناک، تهران، آسا،۱۳۷۷.

-ميرعابدينی، حسن ،صد سال داستان نويسی، تهران، چشمه،۱۳۸۳.

.۱۳۹۰ www.katonichini.blogsky.com.صادقی بهرام ،حسن،ميرعابدينی-

- يزدان جو،پيام، ادبيات پست مدرن،تهران:مرکز،۱۳۸۱.

 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

  • مهمان (علي رشوند)

    بهره مند شديم ممنون از يادداشت تان

اضافه کردن نظر

بازدیدکنندگان

در حال حاضر 35 میهمان و بدون عضو در حال بازدید از سایت هستند

آگهی متنی

   مسئولیت نوشته ها به عهده ی خود نویسنده است و سایت مرور هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

مهرآوران

 هاست  ، دامنه ، طراحی سایت 

HTTP://MEHRAVARAN.COM

  


 بیست داستان کوتاه از ۱۶ تن از داستان نویسان معاصر

یتhttp://www.epubfa.ir/?p=79

 

 زنان داستان نویس ایران در سایت امازون

با ترجمه امیر مرعشی

https://www.amazon.com/Alive-Kicking-collection-Contemporary-Iranian/dp/1544022727/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1488605449&sr=8-1&keywords=mitra+dava

 

 

مرفی /  بکت / سهیل سمی / ققنوس

 

 

بالزن ها / محمد رضا کاتب / نشر ققنوس .هیلا

 

 

 

با عزیز جان در عزیزیه /  فرخنده اقایی / نشر ققنوس

 

رمان «چرا زن‌ها گریه می‌کنند» نوشته رُنه ژان‌کلو با ترجمه عظیم جابری
نشر افراز . 
 

 

مجموعه چهار جلدی شناختنامه ادبیات ایران

جواد اسحاقیان /  نشر نگاه

 

چرا اخرین درنا باز می گردد

شمس آقاجانی

 

اکواریوم شماره چهار / میترا داور / نشر اموت