Strict Standards: Declaration of fa_IRDate::calendar() should be compatible with JDate::calendar($format, $local = false, $translate = true) in /home/morourir/public_html/language/fa-IR/fa-IR.localise.php on line 0

Strict Standards: mktime(): You should be using the time() function instead in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 32

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 28

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 120

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 123

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 46

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 106
مرور :: ادبیات - فرانتس کافکا بازگشت ترجمه ي محسن آزرم
پنجشنبه, ۰۲ خرداد ۱۳۹۸

اخبار فرهنگی ایسنا

ایسنا

فرهنگی و هنری > ادبیات و کتاب

  


فرانتس کافکا

 

 بازگشت

 

ترجمه ي محسن آزرم

 


برگشته ام به خانه . از راهرو رد شده ام . حالا اطراف ام را نگاه مي كنم . اين جا مزرعه و خانه ي قديمي پدرم ست .آن وسط گودالي آب ست . راهي را كه به انباري بالاخانه منتهي مي شود ، وسايل بي مصرف و كهنه يي ، اين ور و آن ور ، مسدود كرده اند . كنار نرده ها گربه يي كمين كرده ست. باد ، پارچه ي كهنه يي را كه موقع بازي دور ميله ييچيده اند ، تكان مي دهد . از راه رسيده ام . كسي به پيشوازم مي آيد ؟ آن سوي در آشپزخانه چه كسي انتــظار مرا مي كشد ؟ دود ، از لوله ي بخاري به هوا مي رود ، سرگرم دم كردن قهوه ي شبانه اند .
اين محيط را مي شناسي؟ حس مي كني در خانه ي خودت هستي ؟ نمي دانم ، شك دارم ، اين خانه ي پدري من ست ، ولي هر تكه از اشياي سرد و غريب ، كنار تكه هاي ديگر ست ، انگار هركدام سرگرم كار خود هســتند ، كاري كه بخشي از آن را فراموش كرده ام ، و بخشي ديگر را هيچ گاه نفهمـيده ام . من چه كاري مي توانـم براي شان انجام دهم ؟ در نظرشان چه چه كسي هستم ؟ هر چند پسرِ پدر ، پسرِ اين كشاورز پير باشم ؟ جرات ندارم درِ آشپزخانه را بزنم . از دور به دقت گوش مي دهم ، دورتر ايستاده ام و به دقت گوش مي كنم ، آن قدر نه كه بتوانند غافلگـيرم كنند ، و چون از دور گوش مي كنم فقط صداي خاموش تيك تاك يك ساعت را مي شنوم ، يا حس مي كنم كه مي شنوم ، تيك تاكـي از دوره ي كودكي . جدا ازين ها هرچه در آشپز خانه اتفاق مي افتد ، راز آن هايي ست كه نشســته اند آن جا ، رازي كه از من مخفي اش مي كنند . هر چه بيش تر در مقابل اش سست شوي ، غريب تر مي شوي . اگر درين لحظه يكنفر در را باز مي كرد و سؤالي از من مي پرسيد ، چه اتفاقي مي افتاد ؟ درين صورت من هم مثــل كسي نبودم كه قصد مخفي كردن رازش را دارد ؟

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

نظرات   

 
+2 #1 آغا رضا 1393-09-13 17:58
داستان خوبه
داستان عالیه
کافکا قابل پرستشه
ولی مترجم مترجم
یه بلایی سر کافکا در میاره
انگار یه نویسنده معمولی
بازگو کردن
 

اضافه کردن نظر

بازدیدکنندگان

در حال حاضر 59 میهمان و بدون عضو در حال بازدید از سایت هستند

آگهی متنی

   مسئولیت نوشته ها به عهده ی خود نویسنده است و سایت مرور هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

مهرآوران

 هاست  ، دامنه ، طراحی سایت 

HTTP://MEHRAVARAN.COM

  


 بیست داستان کوتاه از ۱۶ تن از داستان نویسان معاصر

یتhttp://www.epubfa.ir/?p=79

 

 زنان داستان نویس ایران در سایت امازون

با ترجمه امیر مرعشی

https://www.amazon.com/Alive-Kicking-collection-Contemporary-Iranian/dp/1544022727/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1488605449&sr=8-1&keywords=mitra+dava

 

 

مرفی /  بکت / سهیل سمی / ققنوس

 

 

بالزن ها / محمد رضا کاتب / نشر ققنوس .هیلا

 

 

 

با عزیز جان در عزیزیه /  فرخنده اقایی / نشر ققنوس

 

رمان «چرا زن‌ها گریه می‌کنند» نوشته رُنه ژان‌کلو با ترجمه عظیم جابری
نشر افراز . 
 

 

مجموعه چهار جلدی شناختنامه ادبیات ایران

جواد اسحاقیان /  نشر نگاه

 

چرا اخرین درنا باز می گردد

شمس آقاجانی

 

اکواریوم شماره چهار / میترا داور / نشر اموت