Strict Standards: Declaration of fa_IRDate::calendar() should be compatible with JDate::calendar($format, $local = false, $translate = true) in /home/morourir/public_html/language/fa-IR/fa-IR.localise.php on line 0

Strict Standards: mktime(): You should be using the time() function instead in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 32

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 28

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 120

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 123

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 46

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 106
مرور :: ادبیات - شمع بدون اشک ///
سه شنبه, ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸

اخبار فرهنگی ایسنا

ایسنا

فرهنگی و هنری > ادبیات و کتاب


  شمع بدون اشک

  شیرین داودیان

شش نفر دور میز نشسته اند ، خیره نگاه می کنند  به شمع وسط میز  ،  شمع ِ در حال سوختن. شعله اش گاه  بلند و  گاه کوتاه می شود. نخ شعله سر خم کرده است . هر شش نفر دارند می نویسند.  هر از چندگاهی به شعله می نگرند. شمع اشک ندارد، فقط کوتاه  می شود. اما چند قطره اشک شمع، روی شمعدان به جا مانده که رنگش با شمع کنونی متفاوت است.

از جایی صدای سوت می آید. سوتی یکنواخت و دائم که با چرخش هوا درآمیخته است. اما آن شش نفر هیچ توجهی به  صدای سوت ندارند. سه تایشان زن و سه تایشان مرد هستند.   هر چند دقیقه ،  کسی نفس عمیق می کشد.شعله  ی شمع   ، آتشش چند میلی متر از قبل بلند تر می شود. توجه هر شش نفر در آن لحظه به شمع است. خیره نگاه می کنند و باز ادامه می دهند. شعله فرو می نشیند. کسی نفس عمیقی می کشد.

 صدای سوت فضا را گرفته است. یکنواخت و آرام می خواند. شعله همچنان می سوزد. بدون اشک ، بدون دود. نخ شعله خمیده تر شده است .

 هر شش نفر نشسته اند پشت میز و می نویسند. به شعله می نگرند و به اشک شمعی که از قبل بر شمعدان خشک شده است. یکی از زن ها بلند می شود. بقیه ی نگاه ها به سمت او باز می گردد. قلم ها از چرخش باز می ایستند. اما باز ،بر می گردند و به شمع می نگرند.

یک نفر نفس عمیقی می کشد. زن می نشیند. قلم ها می چرخند. شمع می سوزد ، بدون اشک.

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

نظرات   

 
0 #10 پویا میرچی 1393-05-14 21:34
خواندنی و بسیار کوتاه بود . با سپاس و آرزوی سربلندی های روزافزون
بازگو کردن
 
 
0 #9 امير بهاج 1393-04-30 06:27
آرام و سيال با عمقي خاص در داستان...
سپاس و شادزي
بازگو کردن
 
 
0 #8 مجتبی بهادری فر 1393-01-11 14:27
از خاتم موحد به خاطر دقت نظرشان ممنونم. به نظر من داستان، مدرن است. در این داستان، گویا دوربینی در صحنه قرار دارد و اتفاقات را نشان می دهد بدون نفوذ به درون ذهن آدم ها. به نوعی مرز داستان و تصویر برداشته می شود. از آنجا که خواننده از ویژگی شخصیت ها و آنچه درونشان می گذرد اطلاعات زیادی در دست ندارد، روند علی و معلولی داستان تأویل قطعی خود را از دست می دهد. از اینرو پیرنگ، به معنای عمومی خودش ضعیف تر از داستان در سبک های متقدم می گردد. این امر قابلیت تأویل بیشتر را برای مخاطب به ارمغان می آورد. در این داستان توصیف زیبا و فضای ساخته شده و فرصت تأویل مخاطب منجر به لذت خوانش ادبی در خواننده می گردد. از خانم داودیان به خاطر داستان زیبایشان ممنونم.
بازگو کردن
 
 
0 #7 مهدي نصيري 1393-01-10 05:03
نثر تميز بود
بازگو کردن
 
 
+1 #6 سهیلا سجادی 1393-01-09 20:22
داستان مدرن زیبایی است . ممنون
بازگو کردن
 
 
+1 #5 مهدی توکلی 1393-01-08 10:29
زیبا بود بدون حرف اضافه
بازگو کردن
 
 
0 #4 ملیحه موحد 1393-01-01 09:19
نقل کردن مجتبی بهادری فر:
توصیفات در کنار کمرنگی پیرنگ یک تصویر متحرک ساخته اند. ممنون از داستانتان.


داستان مدرن است و فقط تصویر نیست . اگرچه نباید دنبال پیرنگ باشید اما پیرنگ ان محکم است . چرا که رابطه علت و معلولی دارد . به غیر ازا نکه با وجود کوتاه بودن زبان بسیار شاعرانه ای دارد و شاید به علت تاویل پذیری بتوان ان را چزو داستان پس مدرن قرار داد.
بازگو کردن
 
 
0 #3 علی محمدی 1392-12-29 12:46
به شمع شخصیت انسانی داده اید . به همین دلیل کار خاصی شده است .
بازگو کردن
 
 
0 #2 مجتبی بهادری فر 1392-12-28 20:42
توصیفات در کنار کمرنگی پیرنگ یک تصویر متحرک ساخته اند. ممنون از داستانتان.
بازگو کردن
 
 
+1 #1 ناهید .ب 1392-12-28 16:49
داستان مدرن زیبایی بود .
بازگو کردن
 

اضافه کردن نظر

بازدیدکنندگان

در حال حاضر 70 میهمان و بدون عضو در حال بازدید از سایت هستند

آگهی متنی

   مسئولیت نوشته ها به عهده ی خود نویسنده است و سایت مرور هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

مهرآوران

 هاست  ، دامنه ، طراحی سایت 

HTTP://MEHRAVARAN.COM

  


 بیست داستان کوتاه از ۱۶ تن از داستان نویسان معاصر

یتhttp://www.epubfa.ir/?p=79

 

 زنان داستان نویس ایران در سایت امازون

با ترجمه امیر مرعشی

https://www.amazon.com/Alive-Kicking-collection-Contemporary-Iranian/dp/1544022727/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1488605449&sr=8-1&keywords=mitra+dava

 

 

مرفی /  بکت / سهیل سمی / ققنوس

 

 

بالزن ها / محمد رضا کاتب / نشر ققنوس .هیلا

 

 

 

با عزیز جان در عزیزیه /  فرخنده اقایی / نشر ققنوس

 

رمان «چرا زن‌ها گریه می‌کنند» نوشته رُنه ژان‌کلو با ترجمه عظیم جابری
نشر افراز . 
 

 

مجموعه چهار جلدی شناختنامه ادبیات ایران

جواد اسحاقیان /  نشر نگاه

 

چرا اخرین درنا باز می گردد

شمس آقاجانی

 

اکواریوم شماره چهار / میترا داور / نشر اموت