Strict Standards: Declaration of fa_IRDate::calendar() should be compatible with JDate::calendar($format, $local = false, $translate = true) in /home/morourir/public_html/language/fa-IR/fa-IR.localise.php on line 0

Strict Standards: mktime(): You should be using the time() function instead in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 32

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 28

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 120

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/helper/vvisit_counter.php on line 123

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 46

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/morourir/public_html/plugins/system/vvisit_counter/vvisit_counter.php on line 106
مرور :: ادبیات - پودینگ دورنگ ////
سه شنبه, ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸

اخبار فرهنگی ایسنا

ایسنا

فرهنگی و هنری > ادبیات و کتاب

 

 

 

پودینک دورنگ

 سهیلا سجادی


 

  شاید از میان مان رفته باشی . ولی تاثیر سالهای زندگی ات  در وجودم آشکار است . در رنگ زیتونی موهای ارایش کرده  که با حالتی مواج  به روی شانه هایم ریخته شده  تا فرم مُد روز ابروها . نگاه پر از تردیدم که ملتمسانه اعتما د به نفس را در نگاه دیگران جستجو می کند . در اندیشه های گنگی که زمانی چون  بادهای موسمی  خنک و باران زا بودند و حال بعد از گذشت سالها به نسیمی بی رمق و خسته بدل شده  که ارزوی  رسیدن به تپه ی شنی را دارد تا متوقف شود . وقتی به  خودمی نگرم پودینک دورنگی می بینم که زمان درست کردنش  کرم نپخته را درون ظرف مورد علاقه ات می ریختی و با انبری یا شاید نوک انگشتانت به شکل گردابی ، دو رنگ تیره و روشنش را  در هم مخلوط می کردی که با هرلقمه ای که به دهان می گذاشتی طعم هر دو رنگ را بچشی . و من پودینگ دورنگی شدم که هر دو نیازت را بر اورده کنم.  به شکلی که خود می پسندیدی . در  مقابلم درون اینه زنی ایستاده هم غریب هم اشنا کودکی اش را به یاد دارم ،نوجوانی و جوانی اش را هم  ، ولی دیگر چیزی یادم نیست . مرا همیشه ارام و خندان می خواستی بدون اشکی و  بغضی  و اعتراضی . همه چیز انطور که تو دوست  داشتی  ،عصبانی نمی شدی ، تندخو و پرخاشگر نبودی ، ولی با  زبان نرمی  که  داشتی به راحتی  سخت ترین ابزار اعتراض را قبل از به دست گرفتنم قطع می کردی . و  غافل که تمام خشمم  در سکوتی تحقیر امیز گلویم را می فشرد . بدتر اینکه نمی دانم یا مطمین نیستم که مقصر کیست . خودم؟ که اجازه دادم با  من اینگونه رفتار کنی  و وادارم کنی  زنی شوم  که فقط  زاده شده برای خدمت به تو و خود واقعی ام را فراموش کنم ، معشوقه ات که وادارم کرده برای رضایت خاطرت سایه ی او شوم و یا تو که هیچ گاه نیاموختی زن ان پودینگ دورنگ گردابی نیست که تنها برای تغذیه تو پخته شده  تا در  یک روز سرد زمستانی با یک لیوان قهوه ی گرم نوش جان کنی  و یا مترسکی برای حفظ  جالیز اشپزخانه ات ، تا دست دزدان حریص را از برکت زند گی ات دور کند . و یا ... رفته ای و حالا من می توانم انواع پودینگ ها را در اشپزخانه ی کوچک مان  درست کنم ، پودینگ های چند رنگ با طعم های متفاوت ...

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

نظرات   

 
0 #3 مریم 1393-03-21 20:51
با احترام به نویسنده محترم از نظر من بیشتر متن یا قطعه ادبی محسوب می شد تا داستان
بازگو کردن
 
 
0 #2 بردیا 1393-01-09 20:31
کوتاه و زیبا بود . ممنون از سایت مرور که نویسندگان جدید را معرفی می کند
بازگو کردن
 
 
0 #1 امیر بهاج 1392-12-29 07:13
بسیار خاص و زیبا...
سپاس و شادزی
بازگو کردن
 

اضافه کردن نظر

بازدیدکنندگان

در حال حاضر 68 میهمان و بدون عضو در حال بازدید از سایت هستند

آگهی متنی

   مسئولیت نوشته ها به عهده ی خود نویسنده است و سایت مرور هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

مهرآوران

 هاست  ، دامنه ، طراحی سایت 

HTTP://MEHRAVARAN.COM

  


 بیست داستان کوتاه از ۱۶ تن از داستان نویسان معاصر

یتhttp://www.epubfa.ir/?p=79

 

 زنان داستان نویس ایران در سایت امازون

با ترجمه امیر مرعشی

https://www.amazon.com/Alive-Kicking-collection-Contemporary-Iranian/dp/1544022727/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1488605449&sr=8-1&keywords=mitra+dava

 

 

مرفی /  بکت / سهیل سمی / ققنوس

 

 

بالزن ها / محمد رضا کاتب / نشر ققنوس .هیلا

 

 

 

با عزیز جان در عزیزیه /  فرخنده اقایی / نشر ققنوس

 

رمان «چرا زن‌ها گریه می‌کنند» نوشته رُنه ژان‌کلو با ترجمه عظیم جابری
نشر افراز . 
 

 

مجموعه چهار جلدی شناختنامه ادبیات ایران

جواد اسحاقیان /  نشر نگاه

 

چرا اخرین درنا باز می گردد

شمس آقاجانی

 

اکواریوم شماره چهار / میترا داور / نشر اموت